تاریخ : 1394,چهارشنبه 21 مرداد18:59
کد خبر : 36635 - سرویس خبری : گزارش و گفت و گو

کربلای چهاری ها ترکاندند!


کربلای چهاری ها ترکاندند!

هیچ کدام از شهدا هم اهل شهرضا نبودند که بگویم حس ناسیونالیستی مردم ما را به خیابان کشیده است. در این روز به یاد ماندنی انرژی های مثبت ساطع شده از تابوت شهدا، انرژی دوباره ای به وجود تک تک مردم ما بخشید.

جانباز رمضانعلی کاوسی

جانباز رمضانعلی کاوسی- پرواز با بال های بسته

 چند روز گذشته شهدای غواص روح تازه ای به کالبد شهر ما شهرضا دمیدند. تکه هایی از استخوان های شهدا و ارواح پاکشان دو سه ساعتی مهمان شهرما بود. این حضور روحانی شهدا باعث شد عطر گل یاس در شهر ما بپیچد. شهدای عزیزی که با دست های بسته در خاک خفتند تا دشمن را به خاک مذلت بنشانند.

 


 حقیقتاً باور نمی کردم بعد از سی سال ارواح ملکوتی شهدا اینقدر مردم ما را مسحور کند و آنها را برای استقبال از کبوترانی با بال های بسته به خیابان ها بکشاند. جالب بود حتی هیچ کدام از شهدا هم اهل شهرضا نبودند که بگویم حس ناسیونالیستی مردم ما را به خیابان کشیده است. در این روز به یاد ماندنی انرژی های مثبت ساطع شده از تابوت شهدا، انرژی دوباره ای به وجود تک تک مردم ما بخشید. همه اقشار آمده بودند. همرزمان شهدا و کهنه سربازهای جنگ با حسرت به تابوت های روی کامیون می نگریستند و اشک می ریختند. شهدای غواص، یک بار دیگر آن روزهای پر از خاطره را در همسنگرانشان زنده کردند:

کجایند مردان بی ادعا.

نسل چهارمی ها هم آمده بودند. آنها با چشمانی اشک بار از ارواح پاک شهدا حاجت طلبیدند. شهدای عزیز، در این روز چه زیبا در فضای شهر ما درخشیدید! شما با دل مردم ما چه کردید؟


 


 در روز تشییع شهدای غواص فهمیدم که عشق به شهدا با تمام وجود جوانان ما عجین شده است. مردم ما با حضورشان ثابت کردند برخلاف تبلیغات سوء دشمن، دست از انقلابشان برنمی دارند و پشت رهبرشان را خالی نمی کنند. دریافتم با وجود تمام مشکلات موجود، مردم ما نخواهند گذاشت که خون شهدا به هدر برود. شهدا با حضورشان در شهر ما کاری با دل مردم کردند، کارستان. معتقدم مسئولین فرهنگی شهر ما اگر هزاران ساعت هم کار فرهنگی بکنند به گرد کاری که شهدا در این روز کردند، نمی رسند.

 در روز مشایعت شهدا در میان موج استقبال مردم شهر دختر جوانی را دیدم که از لحاظ پوشش ظاهری خیلی هم رعایت نکرده بود. حتی موهایش هم از زیر مقنعه بیرون زده بود. او شاخه گلی به سمت تابوت شهدا پرتاب کرد. بعد با التماس از آن برادر پاسدار می خواست که شاخه گل متبرکش را به او برگردانند. با دیدن این صحنه و صحنه های این چنینی خوشحالم شدم که جوانان ما هم دریافته اند که: "ما هر چه داریم از شهدا داریم."

 معتقدم همه اینها لطف خود شهداست. بر این باورم آنچه تاکنون انقلاب ما را با این همه تزویرهای خارجی و داخلی سرپا نگه داشته و بیمه کرده است از یُمن ایثار شهداست. ارواح پاک شهدا نگهدار و نگهبان این انقلاب است.


 با این اوصاف من در این یک ماه گذشته به خاطر آنچه در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی منتشر شد شرمنده شهدا شدم. در این مدت بعضی ها غیرمنصفانه در فضاهای مجازی علیه شهدا و همرزمانشان نوشتند و منتشر کردند.
از بس وانمود کردند که در عملیات کربلای چهار رزمندگان را عمداً به مسلخ فرستاده اند، باور نمی کردم کسی به جز همرزمان شهدا کسی به استقبالشان بیاید؛ اما با دیدن این همه جمعیت باور کردم که روح بلند شهدا اینقدر کشش دارد که در یک روز گرم تابستان بیشتر مردم را به خیابان بکشاند.
شهدای عزیز، من از شما شرمنده ام که بگویم بعضی ها در این یک ماه گذشته از طریق لاین و واتس آپ و... عظمت ایثار شما را زیر سؤال بردند و تا توانستند با رد گم کنی، کورش و داریوش را به رخ ما کشیدند. ایثار و از خودگذشتگی شما کجا؛ کورش و داریوش کجا؟ با دیدن صحنه های تشییع ابدان پاکتان یافتم که بیشتر مردم جامعه ما با من هم عقیده اند که: «ما امنیت و آرامش امروزمان را مدیون خون شماهاییم.»
مردم شهیدپرور، جوانان عزیز، نویسنده این کلمات هم خودش از زخم خوردگان جنگ است و آن زمان دستی بر آتش داشته است. باور کنید اینجور که بعضی ها آگاهانه یا ناآگانه القا می کنند، نیست. بیاییم بدون تحقیق هر حرفی را باور نکنیم. مگر امکان دارد فرمانده ای که نیروهایش را مثل فرزندان خودش دوست دارد، بایستد و به آنها بگوید به استقبال تیر و ترکش دشمن بروید!؟ فرماندهان جنگ پابه پای بسیجیانشان در خط مقدم نبرد حضور داشتند. مدعای سخنم شهید همت، شهید طباطبایی و فرماندهان شهید دیگر هستند.

 خواهش می کنم گول دل سوزی های بی مورد بعضی از دشمنان را که در فضای مجازی و در لباس دوست برای شهدای ما اشک تمساح می ریزند، نخورید. فرماندهان جنگ هم از جنس همین بچه های غواص بودند. چرا می نویسند فرماندهان خودشان ایستادند و بچه های مردم را در دل دشمن فرستادند؟ من نمی گویم در عملیات کربلای چهار هیچ اشتباهی رخ نداده است. هیچ کس از اشتباه مبرا نیست. فرماندهان ما ممکن است اشتباه کرده باشند؛ اما خائن نبودند. بدانید آنهایی که امروز دایه دلسوزتر از مادر شده اند، نه خودشان و نه اسلافشان هیچ سهمی در دفاع این ملت مظلوم نداشته اند.


 


 ما در عملیات کربلای چهار به خاطر اطلاع رسانی آواکس های آمریکایی به دشمن، رخنه  منافقین و ستون پنجم بین رزمنده ها و عوامل دیگری شکست خوردیم. ما در طول جنگ هم پیروزی داشتیم هم شکست. چرا دایه های دلسوزتر از مادر پیروزی های رزمندگان ما را در عملیات های فتح المبین، بیت المقدس(فتح خرمشهر)، محرم، والفجر هشت و ... نمی بینند؛ اما به طور مستمر شکست در کربلای چهار را به رخمان می کشند؟ ...
این حقیر در برابر عظمت خون شهدا احساس کوچکی می کنم و خودم را مدیون خون آنها می دانم. به بقیه مردم خوب کشورم نیز توصیه می کنم در قضاوت هایشان در مورد شهدا و رزمندگان انصاف داشته باشند.
ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس، شهدا را چیدند


کد خبرنگار : 20