
محمدرضا- به تمام فاش نیوزی ها که با قلم از ایثارگران دفاع می کنند و احوال یکدیگر را جویا می شوند و راهنمایی می نمایند.
اجرکم عندالله
بعد مجروحیتم در کربلای پنج جمعی از برادران پایگاه محل به ملاقاتم آمده بودند،یکی از برادران پایش قطع بود جانباز بودند،خلاصه خواهرم کفشها را مرتب می کند. بعد یک کفش کم میاد
به مادرم می گوید، و دونفری دنبال کفش می گردند،اما پیداش نمی کنند،یک جفت دمپایی آماده می کنند برای کسی که کفشش گم شده.
موقع خروج برادران متوجه می شوند، که برادر جانباز یک پا دارد!