
یوسف مجتهد - با بررسی جامع قوانین و مقرراتی که تاکنون درباره ایثارگران به تصویب رسیده است، میتوان به پنج محور اصلی خدمات شامل درمان، معیشت و رفاه، اشتغال و استخدام، مسکن و آموزش اشاره کرد.
همه خدمات فرعی نیز به نوعی به این پنج محور اصلی وصل میشوند. از جهت اجرایی هم میتوان تسهیلاتی که تاکنون به ایثارگران ارائه شده را به دو نوع عمده تقسیم کرد:
الف) تسهیلات جبرانی
ب) تسهیلات رفاهی
تسهیلات جبرانی آن بخش از امتیازات و خدماتی است که ایثارگر به دلیل مشکلاتی که برای او در مسیر زندگی به واسطه حضور حماسی در دفاع از انقلاب به وجود آمده است، باید جبران کرد.
همسران و فرزندان شاهد که سرپرست خود را برای آرمانهای بزرگ انقلاب فدا کردهاند و از جوانی و طفولیت بدون سرپرست و راهنما مسیر دشوار زندگی را طی کردهاند، جانبازانی که با ضایعات شدید جسمی و روحی سالهای پرمشقت را سپری کردند و به واسطه آن در تأمین اولیات زندگی مشکل داشتند، آزادگانی که بهترین سالهای زندگی خود را در اسارت طی کردند و رزمندگانی که (به ویژه آنانی که حتی قبل از شروع جنگ تحمیلی در درگیریهای ضدانقلاب) سالهای جوانی و شادابی عمر را برای حفظ دستاوردهای انقلاب هزینه کردند، در واقع فرصتهای زندگی خود را در طبق اخلاص گذاشتند و آن را برای آرمانهای انقلاب اسلامی هدیه کردند. اینان کسانی هستند که قوانین باید به سمت جبران برخی کسریهای آنان باشد.
اگر امروز ایثارگری به واسطه حضور در دفاع مقدس در ایاب و ذهاب مشکل دارد تأمین وسیلهای مناسب برای تردد او، تسهیلات لوکس رفاهی نیست بلکه تسهیلاتی جبرانی است تا وی همچنان حضوری مؤثر در عرصههای اجتماعی داشته باشد.
کشورهای پیشرفته عرصه خدمات رفاهی به بازماندگان جنگ را از حوزه تأمین اجتماعی به حوزه جبران خدمت تغییر دادهاند.
آلمان در سیاستهای چندساله اخیر با جبران خدماتی که آسیبدیده جنگ به واسطه آن آسیب، توان خود را از دست داده، با ارائه خدمات، به جبران آن بخش زندگی فرد آسیبدیده میپردازد که در آن توان ندارد.
در ارائه تسهیلات جبرانی متخصصین با کارشناسی میکنند دقیق تسهیلات را شناسایی و آن را به افراد مختلفی که در زمینه جنگ به نوعی آسیب دیده یا فرصتهای دستیابی به تسهیلات را از دست دادهاند، اختصاص میدهند.
این نوع کارشناسی علاوه بر اینکه از جنبههای عمومی رفاهی که همه افراد جامعه به آن نیاز دارند غافل نیست، بلکه با تخصصی کردن خدمات میزان رضایتمندی جامعه هدف خود را افزایش میدهد.
بنابراین خانوادهای که سرپرست ندارد یا سرپرست او ازکارافتاده کلی است تأمین معیشت برای او تسهیلات جبرانی خواهد بود. در این حالت فرق نمیکند این آسیبدیده در روز اول حضور در جنگ دچار آسیب شده باشد یا بعد از ماهها و سالها حضور در جنگ، مهم آن است که به وظیفه خود عمل کرده است.
رزمندهای که در عنفوان جوانی در دانشگاه جبهه حضور پیدا میکند و تا زمانی که دفاع مقدس به او نیاز دارد، گامی به عقب برنمیدارد، بدیهی است که فرصت رقابت تحصیلی در دانشگاه و ارتقای اجتماعی را تا حدودی از دست میدهد. باید برای این فرصت ازدست رفته تسهیلاتی فراهم تا خلأ آن جبران شود.
تسهیلات جبرانی با بررسی کارشناسی دقیق برای تمامی ایثارگرانی که در عرصه دفاع مقدس شهید، جانباز، آزاده و رزمنده شدهاند وجود دارد. ارائه این تسهیلات به ایثارگران جزو وظایف ذاتی حکومت است که نسبت به تأمین آن اقدام کند. برای تأمین این تسهیلات که در اولویت کاری حاکمیت است بهانههایی مانند عدم تأمین اعتبار موضوعیت ندارد و باید در اولویت کاری مجلس و دولت قرار گیرد.
در این بخش بدون توجه دقیق به تخصصی بودن تسهیلات، اقداماتی نسبی صورت گرفته است، ولی رزمندگان و جانبازان زیر 25درصد غیرشاغل به نوعی نادیده گرفته شدهاند. برای جبران این عقبماندگی ارائه طرحهای بزککرده زمانبر که فقط زمان خدمت را میگیرد و ارائه خدمات را فرسایشی میکند، نمیتواند راهگشا باشد.
قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران از اقدامات اولیه آن بیش از 15 سال میگذرد، آیا اکثر مواد این قانون پس از این مدت اجرایی شده است؟ ایثارگران پس از سالها انتظار همچنان پیگیر حقوق قانونی خود از عدم اجرای این قانون هستند.
مشکل ایثارگران کمبود چنین طرحی نیست بلکه مشکل آنان، عدم اجرای قوانین و فراموش کردن بخشی از آنان هنگام تصویب قانون است.
ارائه تسهیلات جبرانی را نمیتوان در قاعده امتیازبندی ترکیبی قرار داد و با این تصور به جانبازی که در ابتدای ورود به عرصه دفاع مقدس از کارافتادگی کلی شده با رزمندهای که پس از چندماه حضور در جبهه ازکارافتاده کلی شده، متفاوت نگریست. آنچه از بررسی طرح مشاهده میشود، نگرانی و دغدغه اصلی طراحان آن، رزمندگان هستند ولی برای توجه به رزمندگان ارائه چنین طرحی که به آشفتگی قوانینی که سالها بخشهای مختلف نظام برای آن تلاش کردهاند، ضروری به نظر نمیرسد. به دلیل عدم شفافیت طرح در حوزه جامعه هدف و ابهامات زیادی که به دنبال دارد، این طرح با چالش جدی مواجه است و به صرف ادعاهایی که در مقدمه آن شده نمیتوان آن را یک طرح کارشناسی شده نامید.
طراحان این طرح باید با فوریت در حوزه پنجگانه خدماتی که بیان شد مواردی را برای رزمندگان و خانواده آنان به تصویب برسانند و با اجرایی کردن آن عقبماندگی سالها بیتوجهی به رزمندگان را جبران کنند.