تاریخ : 1394,یکشنبه 26 مهر16:14
کد خبر : 38510 - سرویس خبری : اخبار

شهیدی که هنگام شهادت قرآن تلاوت می کرد



در آستانه فرارسیدن ماه محرم، جامعه قرآنی در بیست و پنجمین دیدار خود با خانواده شهدای قرآنی در سال 94 با خانواده شهید سیدعلی محمودیان دیدار کردند.

به گزارش بسیج پرس؛ در آستانه فرارسیدن ماه محرم، جامعه قرآنی در بیست و پنجمین دیدار خود با خانواده شهدای قرآنی در سال 94 با خانواده شهید سیدعلی محمودیان دیدار کردند.
 
در این دیدارقربانی، مسئول سازمان قرآن وعترت بسیج تهران بزرگ، زواریان از اساتید قرآن کریم، جعفری قاری قرآن کریم و جمعی از خبرنگاران حضور داشتند.
 
در ابتدای این دیدار زواریان آیاتی از قرآن کریم را قرائت  کرد و قربانی با اشاره به دیدارهای جامعه قرآنی کشور با خانواده شهدای قرآنی گفت: پدران و مادران شهدا نقش مهمی در تربیت شهیدان داشته اند که به این نقش کمتر پرداخته شده و از آن غفلت شده است. رهبرمعظم انقلاب می فرمایند تا ابد مدیون خانواده شهدا هستیم و طبق فرمایش ایشان همگی مدیون شهدا و خانواده های شهدا هستیم. در دیدارهایی که با خانواده های شهدای قرآنی داشتیم آن ها دغدغه شهدای خود در مورد حفظ دین و قرآن را پیگیری کرده و پاسداری از انقلاب، پیروی از ولایت و عمل به آیه های قرآن را از ما مطالبه می کنند.
 
مادرشهید محمودیان به  بیان زندگی نامه و خصوصیات اخلاقی این شهید پرداخت وگفت: ایشان در 29 شهریور سال 47 متولد شد و در دوران دبستان جزو شاگردان کلاس قرآنی که در منزل ما برگزار می شد بود. صبح های جمعه درکلاس قرآن استاد موسوی در خیابان ایران شرکت می کرد. مدرس قرآن بود، در نماز جمعه شرکت می کرد و قاری نماز جمعه بود. روزهای پنجشنبه در منزل کلاس قرآن برگزار می کرد و در مسابقات قرآن مقام اول را کسب کرد. در جلسات عزاداری امام حسین (ع) حضور داشت و در کلاس نهضت سوادآموزی تدریس می کرد. اهل صداقت و فردی راستگو بود و همیشه در صحبت هایش می گفت که امام را تنها نگذارید.
 
 
 
شب همان عملیاتی که ایشان در آن به شهادت رسید، من بیدار بودم و صلوات می فرستادم، وقتی خوابم برد در خواب دیدم که علی پیش من آمده و از من برای شهادت اجازه می خواهد، آنقدر به من نگاه کرد که من در جواب به او گفتم راضی به رضای خدا هستم و بعد هم از خواب پریدم؛ بعدها متوجه شدم که علی دقیقاً در همان وقت به شهادت رسیده بود. یکی از همرزمانش گفت که علی معاون گردان زهیر بود وهنگامی که مشغول تلاوت قرآن بود خمپاره ای آمد و ترکش آن به گلویش خورد که تلاوت قرآن را قطع کرد و به خواندن دعا مشغول شد و درهمان موقع به شهادت رسید.
 
مادر شهید محمودیان حاضرین در دیدار را مورد خطاب قرار داد و گفت : از همه شما می خواهم در هر جایی که حضور دارید، پیام شهدا را به همگان برسانید. شهدا از دنیا چیزی نمی خواستند و هدفشان اسلام و قرآن بود و گوش به فرمان رهبر بودند. ما باید قدردان نعمت ولایت باشیم. شما دوران حضور آمریکا در کشورمان را ندیده اید ولی ما شاهد آن روزها بودیم. آن ها اگر به کشور ما بیایند جز بدبختی چیزی برای کشور و دین ما به همراه نمی آورند و نباید به آن ها امیدواری داشته باشیم. هر چه قدر می توانید به کشور و ملت خدمت کنید.
 
در ادامه این دیدار، امیرمحمودیان برادر شهید خاطراتی از این شهید را مطرح کرد و گفت: ایشان در دانشگاه های تبریز و شیراز قبول شده بودند ، وقتی دانشگاه آخرین مهلت ثبت نام را اعلام کرد و ما به ایشان اطلاع دادیم که ثبت نام کند، به ما گفت که امام (ره) فرموده اند دانشگاه جبهه است. برای دانشگاه رفتن وقت است و امروز حضور در جبهه واجب تر است. در عملیات کربلای پنج ترکشی به صورت ایشان اصابت کرد و زخمی شد که با همان صورت زخمی در دارالتحفیظ تهران به تلاوت قرآن می پرداخت.
 
 
بسیاری از نیروهای گردان زهیر از جمله فرمانده گردان شهید داوود حیدری،درعملیات کربلای پنج شهید و زخمی شده بودند و ایشان با اصرار فراوان ما قبول کرد که در فروردین سال 66 به مرخصی بیاید و چون دوستانشان تماس گرفتند که به احتمال زیاد عملیاتی در پیش است تا 15 فروردین بیشتر در کنار ما نماندند و به جبهه رفتند. شهید محمودیان در تاریخ 19 فروردین سال 66 در عملیات کربلای 8 در منطقه شلمچه به شهادت رسید  
 
در ادامه این دیدار نبوی، داماد خانواده و پسردایی شهید محمودیان به بیان خاطرات خود از دوران همراهی با شهید پرداخت و گفت: یکی از شاخصه هایی که افراد را به آن می شناسیم، پدر و مادر آن ها است. پدر ایشان سید محمد محمودیان از اهالی کاشان بود که همپای فرزندان خود به جبهه ها می رفت و در سال 76 فوت کردند،خانواده مادری ایشان اهل یزد بودند و پدر مادر ایشان فرد خیلی خاصی بود و به دلیل اینکه خیلی پاک بود ایشان را به نام سلمان می شناختند، شهید در چنین خاندان و خانواده ای رشد کرد.ایشان از کودکی با قرآن انس داشتند و از سال 53 هنگامی که 6 ساله بود در جلسات قرآن شرکت می کرد.
 
 
بنده از روزگاری احساس می کردم که ایشان به تعبیری اهل تماشا شده است و از سال 62 متوجه شدم که نوع مواجهه او با موضوعات متفاوت شده بود و بیشتر به سکوت و امساک سخن روی می آورد و شاهد بودم این وضعیت در ایشان رشد می کرد و به قاعده سخن می گفت. در سال 62 مجمع نشر قرآن را تشکیل دادیم و شهید محمودیان عضو هیئت موسس این مجمع بود و در جلسات تجوید را تدریس می کرد. بسیار خوش رفتار و خوش سخن بود.
 
در جلسات قرآن صبح جمعه استاد موسوی حضور پیدا می کرد و به لحاظ قرآنی بر گردن بسیاری از جوانان این منطقه از جمله بنده حق دارند. ایشان خوشنویسی هم می کرد واین کار را به خوبی انجام می داد. اهل ورزش پینگ پنگ هم بود و خیلی هم خوب بازی می کرد. رابطه او با پدر و مادرش خاص بود و این رابطه هم برگرفته از قرآن بود و تمام تلاش خود را می کرد که جزئیات مقام و جایگاه پدر و مادر خود را رعایت کند.
 
 
 
در پایان این دیدار جعفری، قاری قرآن کریم آیاتی از سوره شعرا را قرائت کرد و بعد از آن  به رسم یاد بود و تقدیر یک جلد کلام الله مجید، لوح تقدیر و کتاب سوره های سرخ  ازطرف سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ به نمایندگی از جامعه قرآنی به خانواده شهید سید علی محمودیان اهدا شد.