تاریخ : 1394,یکشنبه 22 آذر13:25
کد خبر : 40044 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست!


 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست!

باید مواظب باشیم که بدخواهان ما، چه جنّی و چه انسی؛ و دوستان، چه حقیقی و چه مجازی، حساسیت ما را به باورهای دینی کم نکنند.

رمضانعلی کاوسی

رمضانعلی کاوسی -  اگر قورباغه ای را دریک ظرف آب جوش بیندازیم، قورباغه بلافاصله عکس العمل نشان می دهد و از آب بیرون می پرد. حالا اگر همین قورباغه را در ظرف آب سرد بگذاریم و آن را روی اجاق روشن بگذاریم، بیرون نمی پرد. همزمان با گرم شدن آب کِیف هم می کند. آب جوش می آید و قورباغه ی آب پز و کارش تمام می شود.

حکایت بعضی از ما بی شباهت به این قورباغه نیست. چند تا مثال می زنم: جوانی که برای اولین بار لب به سیگار می گذارد، چنان عذاب وجدانی می گیرد که نگو و نپرس. بار دوم کمتر از بار اول عذاب می کشد. بار سوم، چهارم، پ‍نجم و... کار به جایی می رسد که دیگر نه تنها از کشیدن سیگار بدش نمی آید، بلکه سراغ مواد مخدر هم می رود. معتاد می شود. وقتی هم در دام اعتیاد غرق شد، تلاش می کند دوستانش را هم به این بلیّه گرفتار کند. انسانی متقی، برای اولین بار تصویر یا فیلمی منافی با عفت را می بیند. بعد از دیدن فیلم هزار بار خودش را لعنت می کند. اما همین شخص اگر توبه نکند، به مرور ساعت ها صحنه های بدتری را هم می ببیند و قبح گناه برایش شکسته می شود. شخصی یک عمر با مال حلال کسب درآمد کرده و زندگی آرام و بی دردسری را پشت سر گذاشته است. اتفاقی می افتد و مال حرامی نصیبش می شود. اگر این شخص با نفس اماره اش مبارزه نکرد و مال حرام وارد زندگی اش شد، کم کم برایش عادی می شود. گاهی کار به جایی می رسد که دیگر برایش فرقی نمی کند مال یک نفر را بخورد یا بیت المال مسلمین را. دیگر اختلاس، ارتشا، زمین خواری، مال مردم خوری و ... برایش لذت بخش می شود. دختر خانمی به خاطر ترس از خدا حاضر نبوده یک تار مویش را نامحرم ببیند. با کمی بی دقتی و نشست و برخاست با افراد بدحجاب، کارش به جایی می رسد که به راحتی در برابر افراد نامحرم کشف حجاب می کند و...

شبکه های ماهواره ای از همان ابتدا صراحتاً دین و اعتقادات ما را زیر سؤال نمی برند. آنها خیلی ظریف، هدف دار و هوشیارانه برای استحاله ی ما و خانواده های ما نقشه می کشند. آن ها در کارشان استادند. گاهی فرش قرمز هم زیر پای ما پهن می کنند. صاحبان اندیشه های بیمار و مغرض در تلاشند با واژه های به ظاهر موَجَه و زیبا مثل پیشرفت، مدرنیته، آزادی بی قیدوشرط، روشنفکری و غیره به تدریج تغییراتی در زندگی ما و روابط اجتماعی و خانوادگی ما به وجود بیاورند. با دیدن برنامه های به ظاهر شاد؛اما زهردار آنها، مدتی که گذشت نسبت به بسیاری از اعتقاداتمان سرد و بی تفاوت می شویم. گاهی کار مان به جایی می رسد که نمازخواندن را ترک می کنیم، از خوردن مال حرام بیشتر از ارتزاق با رزق حلال لذت می بریم، حجاب داشتن یا نداشتن زن و دخترمان برای مان بالسویه می شود، مثل آب خوردن به همسرمان خیانت کنیم و...

باید مواظب باشیم که بدخواهان ما، چه جنّی و چه انسی؛ و دوستان، چه حقیقی و چه مجازی، حساسیت ما را به باورهای دینی کم نکنند. مواظب بلاشیم درِ باغِ سبز نشان دادن بعضی ها ما را به سرنوشت آن قورباغه ی آب پز شده گرفتار نکند. و مواظب باشیم زمانی فرا نرسد که از حیات معنوی و دینی دیگر چیزی برایمان باقی نمانده باشد. برای تکمیل صحبتم این غزل زیبا از استاد فاضل نظری را تقدیم می کنم.

از باغ می برند چراغانی ات کنند

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند


کد خبرنگار : 19