دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با انتشار رنجنامهای تفصیلی خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی از وی خواست توبه کند و به قطار انقلاب برگردد. فدایی در این رنجنامه خطاب به هاشمی رفسنجانی تصریح کرده است: آتش فتنهای که میافروزید، اول دامان شما را میگیرد.
دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با انتشار رنجنامهای تفصیلی خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی از وی خواست توبه کند و به قطار انقلاب برگردد. فدایی در این رنجنامه خطاب به هاشمی رفسنجانی تصریح کرده است: آتش فتنهای که میافروزید، اول دامان شما را میگیرد.
در نامه حسین فدایی خطاب به هاشمی رفسنجانی آمده است: مواضع شما را در روزهای اخیر و در ثبت نام مجلس خبرگان رهبری مشاهده کردم، فرموده بودید: «امیدواریم این انقلاب به حضرت حجت(عج) واگذار شود و ما نیز زیر نظر این امام زنده و غایب، راهمان را بهدرستی بپیماییم».
فدایی در ادامه با بیان اینکه مواضع جنابعالی را از ابتدای انقلاب مرور و بازخوانی کردم تا ببینم آیا مسیری که جنابعالی از ابتدای انقلاب اسلامی تا به امروز پیمودهاید در راستای آرزویی میباشد که بیان کردید و یا آنکه خدای ناخواسته بهعکس است، سلوک رفتاری وی را ایجاد «خط تردید» عنوان کرد و برای اثبات مدعای خود به دفاع هاشمی رفسنجانی در حمایت شش دانگ از بهزاد نبوی در ماجرای انفجار دفتر نخستوزیری که منجر به شهادت آقایان رجایی و باهنر شد، دعوت از افرادی چون دکتر پیمان برای عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ،اصرار بیشازحد بر پذیرش قطعنامه خلاف نظر امام خمینی(ره) اشاره کرده و آورده است: «خط تردید» بزرگترین اشتباه استراتژیک شما بود که برای به راه انداختن آن تلاش کردید و همعرض دیدگاه امام(ره) این خط را بر ملت ایران تحمیل کردید، نام آن را نیز عقلانیت گذاشتید و به فرماندهان و رزمندگان سپاه گفتید همه موافق قبول قطعنامه هستند؛ الّا شما و اگر شما کوتاه بیایید حضرت امام(ره) هم قبول میکنند.
وی خطاب به هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه تئوریزه کردن «خط تردید» و عقلانی جلوه دادنش و تندرو خواندن مخالفینِ آن، بزرگترین خطای شما بود و متأسفانه نهتنها هیچگاه در خود تردید نکرده بلکه همواره مخالفین را مذمت نمودید.نوشته است: ولی ایکاش این «خط تردید» را لحظهای نسبت به افکار خود تقویت میکردید تا شاید ...
فدایی سپس آورده است: حضرتعالی در دوران ریاستجمهوری خویش با در پیش گرفتن سیاستِ تعدیل اقتصادی از مرام اقتصادی دولت آقای میرحسین موسوی ــ که میدانیم مورد حمایت شدید جنابعالی بود ــ یعنی اقتصاد بسته و دولتی بهسمت اقتصاد باز و آزاد، طی یک چرخش 180درجهای در خطمشی، تغییر رویکردی آشکار دادید؛ بهگونهای که در خطبههای نماز جمعه که تا دیروز بر عدالت اجتماعی تأکید داشتید ازآنپس مردم را به مانور رفاه و مصرفگرایی دعوت کردید و چه بسیار خیرخواهان و دوستان که شما را نصیحت کردند و گوش فرا ندادید.
سوگوارانه باید عرض کنم که در دوران دولت جنابعالی فرصتهای زیادی از دست رفت. عدهای از بستگان و اعضای حزب دولتساخته که شما را پدر معنوی خود میدانند و شما نیز خود را برادر معنوی آنها معرفی کردید آنچنان شما را احاطه کردند که صدای دیگری را یا نمیشنیدید و یا حسابی برای آن باز نمیکردید.
فدایی تصریح کرده : آن هنگام که هشدارها و فریادهای رسا و بلند رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) نسبت به مسائلی همچون تهاجم فرهنگی، مذمت شکلگیری طبقه ممتاز، اشرافیت دولتی و امثالهم به گوش میرسید نیز واکنش مناسب از شما ندیدیم و فیالمثل اگر به وزیری از مشکلات اقتصادی و گرانی انتقاد میشد میگفت «تو هم سوسیالیست شدهای؟!» (کما اینکه اخیراً هم این جمله از وزیری دیگر شنیده شده است).
دبیرکل جمعیت ایثارگران در ادامه گریزی هم به انتخابات سال 84 زده و نوشته است:چه بگوییم از ستاد تبلیغات انتخابات شما و کارناوالهایی که راه انداختند و برچسبهای 2005 که تولید کردند! بهراستی چهکسانی برای شما تبلیغ میکردند و چه میتوان گفت از آن فیلم تبلیغاتی و بهاصطلاح دیدار صمیمی با جوانان و...؟ و چه بگوییم از مرحله دوم انتخابات که همه ضدانقلاب و مارکسیستها و لیبرالها و امثالهم از شما حمایت کردند و دوقطبی احمدینژاد و هاشمی رقم خورد که طبعاً نتیجه کار برای هر انسان منصفی معلوم بود؟
فدایی پرسیده است: چه شده که چنین شتابان مسیر افول را انتخاب کردهاید؟! ما را کاملاً از خود مأیوس کردهاید. حزبالله نهایت حسن نیت خود را نسبت به شما نشان داد ولی شما حاضر نشدید کمی توجه و تأملکنید. کینه حزبالله به دل گرفتید و همه را با احمدینژاد یکی فرض کردید که حتماً اشتباه کردید! شما هیچ میدانید بسیاری از بزرگان که از حضرتعالی حمایت میکنند نه به این دلیل است که در شما اشکال نمیبینند بلکه برای بازدارندگی از شکلگیری منتظری دیگری هستند، متأسفانه شما هیچ متوجه این معنا نیستید.
دبیرکل جمعیت ایثاگران نوشته است: به نظر میرسد جنابعالی، « سیاست تردید» را یکبار در دوران جنگ عملیاتی کردید و بهواسطه اعتمادی که فرماندهان جنگ به شما داشتند، ماجرای قبول قطعنامه را کلید زدید، بعد از دوم خرداد و در میانه دهه 70، توانستید آنهایی که معتقد به فرستادن اندیشه امام به موزههای تاریخ بودند و حتی دشمنی آشکار با شما داشتند را بهگونهای تحمل و جذب کنید تا در دهه 80 بتوانید به کمک آنها، سیاست تردید نسبت بهسلامت انتخابات را در سال 88 کلید بزنید تا جایی که تردید در برخی قشر نخبه کشور تأثیراتی داشت و همین تردیدها باعث شد تا نخبگان در حوادث 88 و فتنه بعد از انتخابات، نمره قبولی کسب نکنند لکن مردم در نهم دی سال 88 نشان دادند هنوز همان مستضعفینی هستند که با امام خمینی (ره) بر سر آرمانهای این انقلاب بیعت ناگسستنی داشته و دارند. در حوادث سال 88، بهغیراز فتنهگری دشمنان و فریبخوردگان داخلی، دشمنان خارجی و شناسنامهدار انقلاب نیز وارد میدان شدند و عملاً دشمن داخلی و خارجی بر یکدیگر منطبق شدند. فدایی در بخش پایانی رنجنامه خود به هاشمی نوشته است: هنوز فرصت باقی است.
به پاس خدمات و مجاهداتی که داشته اید خواهش میکنم بروید و پیام های تاریخی حضرت امام خمینی(ره) در رابطه با آقای منتظری را مطالعه کنید. خصوصاً پیام به اولین خبرگان رهبری و پیام سال 65 به آقای منتظری و پیام به ملت ایران ابتدای سال 68 و پیام عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری در 68/1/6 که سراسر درس و عبرت است، گویی برای امروز صادر شده.