تاریخ : 1394,چهارشنبه 16 دي14:19
کد خبر : 41149 - سرویس خبری : سیاسی

ادعای تقلب از کجا کلید خورد



حسین کروبی فرزند مهدی کروبی مدعی تقلب اصلاح‌طلبان شد:‌ «در انتخابات سال ۸۴ پدرم بیش از ۵ میلیون رای آوردند و آقای احمدی نژاد با اختلاف نزدیک به ۶۰۰ هزار رای موفق به رفتن به مرحله دوم شد ... البته بر همگان در آن زمان واضح بود که وزارت کشور دولت اصلاحات می‌خواست رقیب ضعیفی را مقابل آقای هاشمی به دور دوم برساند، و چشمش را به این تقلب بزرگ بست که بتواند در نهایت آقای هاشمی را رئیس جمهور کند.»

به گزارش مشرق،داستان طرح ادعای تخلف بیش از آن که در انتخابات ریاست جمهوری مطرح باشد، در انتخابات مجلس و انتخابات شوراها مطرح بود. علت این مساله را باید در سطح گسترده رقابت انتخاباتی و فاصله نزدیک آراء انتخاباتی دانست که واقعا کار نظارت و مراقبت در انتخابات محلی را دشوار می‌کند. در آن انتخابات معمولا شکایاتی مبنی بر وجود تخلفات و احیانا تقلب در حوزه های مختلف در سراسر کشور به دستگاه نظارتی شورای نگهبان ارسال می‌شد که این مجموعه نیز مطابق با قانون به آن رسیدگی می‌کرد. حاصل آن اغلب تائید نتایج انتخابات و گاه جابجایی در ترتیب منتخبین برخی مراکز و حتی ابطال انتخابات نیز بوده است. جالب آنکه هیچ کدام از این مناقشات و اختلاف نظرات در طول این سال‌ها درگیری و بحرانی را در کشور به همراه نداشته است.

در انتخابات ریاست جمهوری اما داستان متفاوت است و ادعای تقلب هیچگاه تا قبل از سال ۱۳۸۴ مطرح نبوده است چرا که  به دلیل سراسری بودن و فاصله زیاد نتایج انتخابات، چنین شائبه‌ای امکان طرح نمی‌یافت.

اولین ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری توسط اصلاح طلبان در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال ۱۳۸۴ کلید خورد. این ادعا در حالی مطرح گردید که برگزار کننده انتخابات، وزارت کشور دولت خاتمی بود، اما برخی ناکامان انتخابات تلویحا تقلب در انتخابات را مطرح ساختند و بدان باور داشتند که در بازنده انتخابات نبوده‌اند!

اولین مدعی تقلب مهدی کروبی بود که پس از اعلام نتایج دور اول انتخابات که حاکی از راه یابی هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد به دور دوم بود طی مصاحبه‌ای مدعی شد «آرا توسط شورای نگهبان دستکاری شده‌است». وی با انتشار نامه‌ای سرگشاده شورای نگهبان را به «تقلب در انتخابات» متهم ساخت و چنین نوشت:

محمد هاشمی نیز چند سال بعد طی مصاحبه‌ای انتخابات را مخدوش دانست: «من معتقدم از ابزار غیر رایی استفاده شد، حال اسمش را هر چه می‌خواهید بگذارید من دست کاری در آرا، تعویض رای و استفاده از امکانات دولتی در انتخابات را ابزار غیر رایی می‌دانم اگر شما کشوری را به من نشان دهید که در دو دوره انتخابات رای هفت میلیونی به هفده میلیون و رای بیست میلیونی به ده میلیون تبدیل شده باشد من حرف شما را می‌پذیرم.»

«حدود ساعت سه بامداد شنبه بیست و هشتم خردادماه که ثبت رسمی آرا در سایت انتخابات آغاز شد، تمام آمارهای رسمی رای اینجانب را بسیار بالاتر از سایر کاندیداهای محترم نشان می‌داد. ساعت پنج بامداد که اینجانب به استراحت پرداختم، رای بنده حدود ۲۵ درصد و رای سایر کاندیداها کمتر از بیست درصد بود. در همان ساعات بعضی از دوستان با توجه به آرای شصت و هفتاد درصدی در بعضی استان‌ها، معدل بیست و پنج درصدی ثبت شده به نام اینجانب را مشکوک می‌دانستند اما پس از حدود دو ساعت که از خواب بیدار شدم، مانند بیداری از خواب اصحاب کهف، دریافتم که همه چیز تغییر کرده‌است.»

جالب آنکه سال‌ها بعد حسین کروبی فرزند مهدی کروبی با انتشار نامه ای سرگشاده مدعی تقلب سازمان یافته در توسط اصلاح‌طلبان و به نفع هاشمی رفسنجانی شد. در بخشی از آن آمده است:‌ «در انتخابات سال ۸۴ پدرم بیش از ۵ میلیون رای آوردند و آقای احمدی نژاد با اختلاف نزدیک به ۶۰۰ هزار رای موفق به رفتن به مرحله دوم شد ... البته بر همگان در آن زمان واضح بود که وزارت کشور دولت اصلاحات می‌خواست رقیب ضعیفی را مقابل آقای هاشمی به دور دوم برساند، و چشمش را به این تقلب بزرگ بست که بتواند در نهایت آقای هاشمی را رئیس جمهور کند.»

هاشمی نیز پس از پیروزی احمدی نژاد در تیرماه ۱۳۸۴ طی مصاحبه‌ای با القای تردید درباره نتیجه انتخابات و دستکاری آرای مردم به ایجاد تشکیک در جامعه دامن زد و با صدور بیانیه‌ای تفرقه‌انگیز، انتخاباتی که همفکران وی برگزار کرده بودند را زیر سوال برد. هاشمی در دیدار با حزب اراده ملت ادعای تقلب در انتخابات ۸۴ را تکرار کرد و در این دیدار گفت حتی مرحله دوم، استاندارها- که همه اصلاح‌طلب بودند- کار را به کلی رها کردند، اصلا کاری نداشتند که چه چیزی در صندوق‌های رای اتفاق بیفتد؛ او مدعی شد: «هرچه خواستند در صندوق ریختند و هر چه خواستند خواندند»!

برادر وی محمد هاشمی نیز چند سال بعد طی مصاحبه‌ای انتخابات را مخدوش دانست:  «من معتقدم از ابزار غیر رایی استفاده شد، حال اسمش را هر چه می‌خواهید بگذارید من دست کاری در آرا، تعویض رای و استفاده از امکانات دولتی در انتخابات را ابزار غیر رایی می‌دانم اگر شما کشوری را به من نشان دهید که در دو دوره انتخابات رای هفت میلیونی به هفده میلیون و رای بیست میلیونی به ده میلیون تبدیل شده باشد من حرف شما را می‌پذیرم.»

مصطفی معین، نامزد جبهه دموکراسی و حقوق بشر نیز در بیانیه خود نوشت که در روزهای پایانی انتخابات، "اراده‌ای قاهر" برای پیروزی "یک کاندیدای خاص" و حذف نامزدهای دیگر به میدان آمد و "باب سازماندهی برخی نهادهای نظامی و حمایت دستگاه نظارتی انتخابات را گشود."

الهه کولایی، سخنگوی مصطفی معین پس از قرائت بیانیه این نامزد انتخاباتی در محل جبهه مشارکت گفت «یک فرایند نظامی و شبه نظامی» در نتیجه انتخابات تاثیرگذار بوده است.

هاشمی نیز پس از پیروزی احمدی نژاد در تیرماه ۱۳۸۴ طی مصاحبه‌ای با القای تردید درباره نتیجه انتخابات و دستکاری آرای مردم به ایجاد تشکیک در جامعه دامن زد و با صدور بیانیه‌ای تفرقه‌انگیز، انتخاباتی که همفکران وی برگزار کرده بودند را زیر سوال برد. هاشمی در دیدار با حزب اراده ملت ادعای تقلب در انتخابات ۸۴ را تکرار کرد و در این دیدار گفت حتی مرحله دوم، استاندارها- که همه اصلاح‌طلب بودند- کار را به کلی رها کردند، اصلا کاری نداشتند که چه چیزی در صندوق‌های رای اتفاق بیفتد؛ او مدعی شد: «هرچه خواستند در صندوق ریختند و هر چه خواستند خواندند»!

 در آن انتخابات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی  نیز در بیانیه‌اش تقلب در انتخابات را القاء نمود و چنین نوشت: «با کمال تأسف ورود آشکار و سازمان یافته برخی نهادهای نظامی و دارای تشکیلاتی سراسری در سطحی وسیع تر و فراگیر از گذشته با صرف بودجه هنگفت از بیت المال طی چند روز منتهی به انتخابات، به نفع افراطی‌ترین بخشهای ضد اصلاحات، سرنوشت انتخابات را به گونه ای دیگر رقم زد. تفاوت آشکار ناگهانی و غیر قابل پیش‌بینی نتایج انتخابات با داده‌های آماری و تمامی نظرسنجی‌ها و پیش‌بینی‌های علمی مراکز مختلف افکارسنجی که طی ماهها و روزهای منتهی به انتخابات انجام پذیرفته است، به روشنی از دخالت و حضور رهبری شده نهادهای فوق برای تحمیل تفکری افراطی و ضد مردم سالار بر مردم ایران حکایت دارد.»( روزنامه ایران, ۳۰/۳/۸۴)

عصرنو ارگان سازمان نیز با درج مقاله ای با عنوان "بداخلاقی انتخاباتی یا تقلب ساختاری" برای تحت الشعاع قرار دادن عدم اقبال مردم به این جریان، همان ادعای بی‌پشتوانه سازمان و جریان دوم خرداد مبنی بر وجود "تقلب ساختاری" در انتخابات کشور را تکرار کرد. (عصرنو، ش ۷، ص ۲، ۲۰/۵/۸۴)

جالب آنکه "مهدی کلهر" از فعالین جریان انحرافی نیز بعدها مدعی تقلب در انتخابات سال ۸۴ شد تا پازل "افراطیون و ادعای تقلب در انتخابات ۸۴" را کامل نماید! وی در گفتگویی چنین ادعا نمود: «آرای آقای احمدی‌نژاد ۱۷ میلیون نبود، ۲۱ میلیون بود. حدود سه چهار میلیون آرای آقای احمدی‌نژاد را رد کردند... نزدیک به ۱۸ میلیون رای ایشان خوانده و قبول شد اما این آرای واقعی نبود. آرای واقعی خیلی بالاتر از این بود.» (سایت فرارو ۷/۸/۸۷)
به نقل ازمشرق