
پرستو- دوباره هفته ای گذشت و روز انتظار شد
خزان گذشت و فصل ها بدون تو بهار شد!
ز فرقت گل رخت که هست نرگس چمن
ز گریه دشت سینه ام دوباره شوره زار شد
بیا " معز الاولیاء "! که روزها بدون تو
چونان درخت غم زده، بدون برگ و بار شد
نگاه خیس روزها به آسمان جمعه است
و چشم های پنجره، ز سیل اشک تار شد
دوباره صبح جمعه و دوباره ندبه می کنیم
دوباره گریه می کنی و سینه بیقرار شد!
دلم گرفته از فراق جمعه های در سکوت
که عاشق شنیدن صدای پای یار شد

تو مضطری ز غیبت و نگاه ها ز هجر تو!
فضای سینه ها پر از هوای انتظار شد!
بدان بهار لاله ها بدون تو نمی رسد
بیا و زیر لب نگو... بدون من بهار شد!!!