
فاش نیوز- جانباز و دلاور شهید حاج حسین نیکپور که دو روز قبل رخت شهادت به تن کرد و همچون پرستویی از میان ما رفت، با پرواز خود باعث جوشش احساسات ایثارگران و هم رزمان دیرین خود شد که این دلنوشته ها در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.
برهانی- من سال گذشته آقای نیک پور را نمی شناختم و آشنایی ام مربوط به همین ٦ ماه پیش هست ...
سال گذشته وقتی جریان رفتن محمدش را در سایت مشرق خواندم و عکس های او را در بازگشایی مدارس و بدرقه تنها فرزندش برای رفتن به مدرسه و بعد از اون مراسم خاکسپاری جگر گوشه اش دیدم، ساعت ها خود و خانواده ام برایش گریستیم ...
حتی اون زمان در واتس آپ وقتی در یک گروهی که سنخیتی ها با جانباز ندارند، حکایتش را تعریف کردم و عکس ها را نشان دادم، اعضای گروه همه متاثر شدند و خیلی ها برایش گریه کردند ...
نمی دانستم که چند ماه بعد همسایه او خواهم شد و در این مدت چیزی جز خوبی و رفتار و منش انسانی و نشات گرفته از بزرگی او ندیدم ...
بارها به او گفتم که صبر شما برایم عجیب است! ... حالا باید شاهد رفتن خود او باشیم و بگوییم حاج حسین! چرا به این زودی ما را تنها گذاشتی مرد؟ ما تازه داشتیم به تو عادت می کردیم ...
رستمی- حاج حسین عزیز شهادتت مبارک. ما رو شفاعت کن...
من با ایشان از سال 1374 در دانشگاه شهید بهشتی آشنا شدم. هر دو در رشته زبان انگلیسی تحصیل می کردیم. با همه مشکلات جسمی مربوط به جانبازی، سعی می کرد حتما در کلاس ها شرکت کند، بعضی استادها با ایشان همراهی نمی کردند اما ایشان خم به ابرو نمی آورد و همیشه لبخند داشت. بعدها که تحصیل در رشته علوم اجتماعی رو ادامه داد، باز هم همان روحیه رزمندگی رو حفظ کرده بود.
به ولایت و حفظ نظام تعصب خاصی داشت ولی معتقد بود باید جوان ها و نوجوان ها رو با نیروهای انقلاب بیشتر آشنا کرد. اساسا برای همین خودش را وقف ورزش و فعالیت های ورزشی کرده بود تا سروکارش با جوان ها باشد.
بارها به من گفته بود این جوان هایی که برای تناسب اندام میان باشگاه ورزشی من و با بنده رفیق میشوند، می خواهم همین این ها را بی آورم در خط نظام....و دیدم که خیلی ها با همین منش ایشان مریدش شدند....
پارسال پسر عزیز و دردانه اش رو از دست داده بود، اما صبرش رو هرگز.
خدا به همسر گرامیشان صبری جمیل عطا کنه، حاج حسین بارها به خود من گفته بود که همسر گرامیشان تنها کسی بود که هیچوقت پشتش رو خالی نکرد...
نواب- شهادتت مبارک ای سرباز حقیقتتا" گمنام امام زمان(عج) که تا آخرین روز عمرت هم حتی هیچکدام از دوستان جانبازت هویت تو را نشناختند.
اسماعیل زاده- بسم رب الشهدا و الصدقین
پل شهادت اصلی ترین وسیله رسیدن به محبوب است که شهدای گرانقدر با عبور از این گذرگاه درخشان برای همیشه جاودان باقی می مانند و عزت و سربلندی را برای ملت شریف ایران به جای گذاشته و ثبات و استمرار خط سرخ حسین (ع) را با خون خود تضمین نمودند و راه شجاعت را به ما آموختند.
شهادت آن جانباز سرفراز عرصه های نور علیه ظلمت،سردار شهید حاج حسین نیک پور را تسلیت عرض می نمایم.
محمد- یاران چه غریبانه،رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما،هم سوخته پروانه
بشکسته سبو هامان،خون است به دل هامان
فریاد و فغان دارم دوردیکش میخانه
هر سو نظر اندازی،دریاد کسی افتی
آنها که سفر کردند،زین جاسوی جانانه
تا سر به بدن باشد،این جامعه کفن باشد
فریاد اباذر ها،ره بسته به بیگانه
ای وای که یارانم،گلهای بهارانند
رفتند از این خانه رفتند غریبانه یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما،هم سوخته پروانه
قبادی- ارتباط من با حاج حسین عزیز برمی گردد به سال 1365. اولین بار یک معامله ماشین با برادرم داشت.یک کریسیدا از برادرم خرید و این سبب ارتباط ما شد و در شهرک شاهد همسایه بودیم.
ایشان همیسه با نشاط و سر حال بودندو مدتی بود که نوارهای طلبگی گوش می کرد و علاقه به طلبگی داشت.
سلیقه خوبی در نگهداری ماشین داشت . یادم هست برای ماشین خود پرده دوخته بود.
عشق به زندگی داشت، خانواده اش را خیلی دوست داشت و با همه مهربانی می کرد و دوست نداشت کسی را ناراحت کند و نسبت به بنده همیشه اظهار لطف می کرد.
خداوند با شهدای کربلا محشورش کند.
میخوانیم الفاتحه
الهم صل علی محمد و آل محمد
محسن ناطق- خداوند متعال گروهی را که دوست می دارد و آنها او را دوست میدارند نرم دلانند و گروندگانند و بر کافران درشتانند و در راه خداوند متعال کارزار میکنند و از سرزنش مدعیان نمی ترسند و حق تعالی ایشان را در خیر افزونی می دهد. (54 مائده)
الخوف امرضنی و الشوق احرقنی و الحب اضنانی و لله احیانی
خوف بیمارم کرد و مهر سوزاندم و دوستی به بسترم افکند و حق تعالی زنده ام کرد.
عروج ملکوتی و تشرف به مقام عالی شهیدان بر جانباز شهید حاج حسین نیکپور مبارکباد. برای پیروان راهش و دوستان و اقوام از حضرت حق تعالی ارزوی قبول شفاعت و صبر و شکیبایی مسئلت می نماییم.
پرواز ملکوتی جانبازی عاشق که همیشه و در همه حال در صحنه های عاشقی در طواف شمع روشنگر انقلاب حاضر بود. مجروحیت ویلچر نشینی نتوانست مانع از حضورش در مراسم مختلف گردد اکنون نیز در قلوب و یادها حاضر و جاودانه خواهد ماند.
عاش حمیدا و مات سعیدا ستوده زیست و نیکبخت درگذشت
هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات به سیف الله
این دوست خداست که در دوستی خدا جان داده و این کشته خداست که به شمشیر خدا در گذشته است.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.