تاریخ : 1395,شنبه 11 ارديبهشت16:28
کد خبر : 44898 - سرویس خبری : شعر

قطعه شعر «باغ گل یاس‌ها»


قطعه شعر «باغ گل یاس‌ها»

منصور نظری

بسم رب الفاطمه، یاس کبود – هستیِ عشق علی را تار و پود

قطعه شعر «باغ گل یاس‌ها» به درخواست دخترم هلیا برای مدرسه فاطمیه سروده شده است که به مناسبت 12 اردیبهشت و روز معلم تقدیم به‌تمامی معلمان دلسوز و زحمت‌کش ایران اسلامی می‌گردد مدرسۀِ من همه نوراست و نور -  منزل مهر است و سرای سُرور

تکه‌ای از عرش برین است این  - خانه و منزلگه دین است این

بس که در او نام خدا جاری است – گِرد رخش هالۀِ  نورانی است

باغ گلی مملو از یاس‌ها  - مدرسۀِ فاطمه احساس‌ها

مدرسه‌ام مکتب درس ولاست - قصۀِ او درد و غم کربلاست

مدرسۀِ من لقبش فاطمی است  - ماه غریبی که خدا گونه زیست

او که خدا بر غم و دردش گریست  - او که رفیقِ غم و درد علی ست

او که جگرگوشۀ پیغمبر است  - صاحب چشمانِ همیشه ‌تر است

او که به قران لقبش کوثر است -  وَز همۀِ عالمیان برتر است

معنی اسرار به لولاک او -  ردِّ خدا بر گذر خاک او

فاطمه یعنی که تمامیِ عشق -  شهره‌ترین والۀِ نامیِ عشق

ناب‌ترین اسم الهیست او  - جلوه گه نور خدا کیست؟ او

فاطمه یعنی که مقدس‌ترین - روی مهش خلد و بهشت برین

فاطمه گفتم دلم آتش گرفت - اینۀِ چشم ترم خش گرفت

خون دل از دیده برون شد بر او - راه نفس بسته ز بغض گلو

فاطمه گفتم و خدا دَم گرفت - عالم و آدم همه را غم گرفت

خاطرم آمد ز غم و رنج و درد - فاطمه گفتم و خدا گریه کرد

عطرِخوش او داده گل یاس را -  کرده قمرگون رخِ عباس را

او که علی را به علمداری است - در رگ او خون خدا جاری است

ماه فدک، آنکه هلالیست او -  آنکه ز اسماء جلالیست او

دخترکان علوی زاده‌ایم -  فاطمه را عاشق و دلداده‌ایم

دل‌شدۀ عشق گل یاس‌ها  -  خون‌جگر حضرت عباس‌ها

معجر زهرا به سر انداخته  - حور و ملک را سپر انداخته

وز می کوثر قدحی سر زده - دم ز فریبایی حیدر زده

وارث زهرا به حیاییم ما -  دل‌شدۀ آل عباییم ما

مدرسۀِ ما علوی خانه است - پُر زِ گل‌وبلبل و پروانه است

مدرسۀِ ما همه زهرا سرشت - می‌دهد این مدرسه بوی بهشت

تکه‌ای از باغ بهشت است این  - مسجد و دیر است و کنشت است این

باغ بهشتی پُر جبریل‌ها  - آن به معلم شده تأویل‌ها

کار معلم نه کم از انبیاست –   شمع شب‌افروز طریق خداست

ای که مرایی همه چون جبرییل -  وارث نوحی و کلیم و خلیل

ای تو مرا هم چو پیمبر شده -  در شب ظلمت مَهِ اَنوَر شده

آنکه تَعلُم دهدم خط تویی -  شمع فروزان محبت تویی

زان که تَعلُم دِهیَم علم دین - نام تو گردیده معلم وَزین

ای که خدا در همه احوال تو - حور و ملک غبطه خور حال تو

من نتوانم که سپاست کنم  - وصفی از آن رتبت خاصت کنم

لیک توانم که دعایت کنم - آرزویی نیک برایت کنم

دست دعا بهر تو بر سر برم - روی به درگاه خدا آورم

که‌ی همه خلقان به وجودت نیاز- وِی همه خوبان به درت بر نماز

وین گل زیبا که معلم مراست - کو چو مُقرب مَلَک در حراست

این شده بر هستی خود پاک‌باز - شمع وجودش همه در سوز و ساز

وین که کند بهر تو این چاووشی  - عاقبتش کن همه خیروخوشی

فاطمیِ دل به علی داده را - این علوی زادۀِ آزاده را

در حرم فاطمه جایش بده  - عاشقیِ آل عبایش بده

بَر به بهشتش که بهشتی بَر است -  وز همۀِ حور و ملک برتر است

منصور نظری


کد خبرنگار : 17