تاریخ : 1395,شنبه 08 خرداد12:44
کد خبر : 45895 - سرویس خبری : ادبیات ایثار و شهادت

فتح خرمشهرها در پیش روست


فتح خرمشهرها در پیش روست

منصور نطری

بسم رب القاسم جبارها

در پاسخ به اظهارات سخیف و توهین‌آمیز وزیر خارجه آل سعود نسبت به سردار قاسم سلیمانی و سپاه قطعه شعر «فتح خرمشهرها در پیش روست» تقدیم به سرداران سپاه ظهور  

 

 ای علی را تشنۀِ خون گشته‌ها -  بر مسلمانان چو طاعون گشته‌ها

ای ابوجهلان آلِ بولهب - حامیان ظلم داعش در حلب

بر شکوه و فَرّ ایران حاسدان  –  جیره‌خواران شما دیو و ددان

فتنه‌ها در شام و لبنان و عراق -  کرده برپا مسلمین را از نفاق

از جهالت کَر شده هم لال و کور -  ای خوارج‌های دوران ظهور

در حَرورای جهالت گِردِ هم  –  چون خَوارج کرده بیرق‌ها علم

در پی لا حُکم اِلّا نفسِ خویش -  لشکر تکفیر را افکنده پیش

 ای وزیر کوچک و خرد و نحیف  -  کم کُن اظهارات بی‌مغز و سخیف

لب فرو دربند و دیده وا نما  –  کمتر افکار تَوهم‌زا نما

یا کمی کمتر به شب‌ها باده‌نوش  –  یا که در هنگامِ مستی شو خموش

ای به صلحِ با یمن در التماس  -  دَم مزن با ما ز تهدید و هراس

ای خمار از باده‌نوشی‌های شب  -  خورده ضربِ شستِ از ما در حلب

ای گرفتار تَوَهُم گشته باز  -  کُن به حد آن گلیمت پا دراز

در غریبی کَم بزن بیهوده لاف  -  کُن تو این شمشیر چوبی را غلاف

عرصۀِ سیمرغِ ما، ای بوالهَوَس  –  نیست جایِ عرض‌اندامِ مگس

وقت آن آمد که ما در نهروان -  ذوالفقار حیدری بسته میان

در هجومی تندوتیز و بی‌امان  -  نقش داعش محو سازیم از جهان

ای یمن را غرقه در خون کرده‌ها  –  بصره را اِی سحر و افسون کرده‌ها

جیره‌خواران ملوکِ خار و پست  –  عاقبت سهم شما باشد شکست

در عراق و شام و لبنان، ضربِ شست  -  بس که از ما خورده‌اید ای قوم پست

 در زبونی هم چنان دجاله ها  -  می‌کنید از سوز دل این ناله‌ها 

 ای سلیمانی هراس‌انگیزتان  -  ذوالفقار حیدری خون‌ریزتان

بشنوید این شور و غوغا و خروش  –  این به رگ‌ها خونِ از غیرت به جوش

این دودَم در دستِ بر دُل‌دُل نشین  -  بر شما این اَشترِ مرگ‌آفرین

هیبتِ قاسم سلیمانیست این  -   پوزه مالیده شما را بر زمین

این علم‌های به رنگ زرد و سبز  –  کربلایِ گشته بر پا کُلُّ ارض

این غبار گشته برپا در دمشق  -  باشد از غوغایِ لشکرگاه عشق

لشکری می‌آید از رَه پرشتاب -  آن قمر رویانِ شهرِ آفتاب

بسته بر سر کُلنا عباس‌ها  -  آن مدافع بر حریم یاس‌ها

سوریان، افغانیان، ایرانیان  –  بسته تیغِ حیدری را در میان

از میِ شورِ حسینی گشته مست  -  با ولایت بسته‌ها عهد الست

هم زِ لبنان، هم عراق و هم یمن -  با سلیمانی و با سید حسن

لشکر سبز ظهور مهدی است  -  ذوالفقار حیدری بگرفته دست

این علم‌های خراسانی فراز –  این دل‌آشوبیِ کعبه در حجاز

این زلالِ سبزِ اشکِ یاس‌ها  -  رَدّ خون بر چهرۀِ عباس‌ها

این شقایق‌های پرپر در حلب -  عاشقانِ نام یا زهرا به لب

زلفِ خونینِ بهارِ اعتراض  –  عطر نرگس در تب تند حجاز

اشتیاق و شوقِ ایران و عراق  –  شیعه را بیتابی از درد فراق

این به خون آغشته گیسوی دمشق  –  این علمداریِ سرداران عشق

می‌دهد این مژده بر عاشق به شور -  از شروعِ عصرِ سرسبزِ ظهور

 ما سپاه عاشقان فاطمه  -  بی‌هراس و ترس و یأس و واهمه

در پیِ سید علی پُرشور و شِین  -  مستِ ذکرِ یا لثارات الحسین

تا سحرگاهِ ظهورِ یارِ خویش  –  می‌رویم این راه خونین را به‌پیش

تا ظهور حضرت صاحب زمان  –  در پیِ قاسم سلیمانی روان

از شراب ناب کوثر گشته مست  -  این سپاه عاشقان حیدر است

غُرشِ دریایِ طوفانیست این  –  لشکر قاسم سلیمانیست این

او که در سرداریِ عشق اولیست  -  ذوالفقارِ حضرت سید علیست

این به لرزه زیر پای او جهان  -  رستمِ زالِ زَر است این پهلوان

این شکوه و فَرِ سلطانیِ ماست -  هیبتِ قاسم سلیمانیِ ماست

این امیرِ مالکِ اشتر شکوه  -  باوقار و استوار هم چو کوه

 سرور و سالارِ لشکرگاه نور -  در یدِ او بیرق سبز ظهور

کربلا را باده‌نوش اشتیاق  -   مُنجیِ لبنان و شام است و عراق

آنچه بر او نقش داغ کربلاست  -   سینۀِ قاسم سلیمانیِ ماست

ای کمین کرده تو او را بر هلاک  -  از شهادت او ندارد ترس و باک

او علمدار یل سید علیست  -  شیعیان را ذوالفقار صیقلیست

بی‌قرار همت و خرازی است  -  او شهیدِ زنده از جانبازی است

جام خونین شهادت را به دست  -  از عسل شیرین‌تر او را بر لب است

بر علمداریِ زینب سرفراز  -  شیعه دارد همچو او بسیار باز

هرچه ما را خون بریزد تیغ خصم  –  پرهیاهوتر شود این راه و رسم

هرچه سر از شیعه بُرّد بیشتر  -  سر نهد بر نطعِ عشق او پیش‌تر

چون سلیمانی هزاران سر به دار  –  شیعه قربانی نموده بهر یار

تا ابد دارد شهادت امتداد  -  شیعه دارد کربلا را تا به یاد 

کربلا یعنی بلا را خواستن  –  پیش دلبر خود به خون آراستن

شور رفتن کربلا داریم ما  –  خون‌دل از دیده می‌باریم ما

 نسل سرخ سر به دارانیم ما  -  کربلا را جا نمی‌مانیم ما

کربلا را قوم مجنونیم ما  -  از تبارِ فاطمیونیم ما  

مست ذکر کلنا عباسِ عشق  -  جان فدایی‌های زینب در دمشق

قصۀِ ما قصۀِ شوق است و شور -  قصۀِ عشق است و ایمان و غرور

زمزم جاریِ از لب‌هایِ نور -  قصۀِ سرسبز دوران ظهور

هرکه خواهد قصۀِ ما بشنود  –  بر سر نِی باید او با سَر رود

بر غم زهرا دل ما مبتلاست  -  قصۀِ ما سِرّ سرخ کربلاست

تا سحرگاهِ خیالِ وصل دوست  -  فتح خرمشهرها در پیش روست

 به امید ظهور حضرت یار

شنبه هشتم خردادماه 1395- منصور نظری