تاریخ : 1395,یکشنبه 13 تير13:11
کد خبر : 47165 - سرویس خبری : متن ادبی

روزگار جاماندگان



م.ر.ک.جانباز- اگر اکنون از بهشت برای دیدار راهی عالم فانی می شدید و میدید حرمت خون و  وصیت شما را عده ای در فیش های چند صد میلیونی خود به تمسخر گرفته اند چه می کردید؟
اگر میدید که همرزمانتان خانه نشین شده اند و برای چندر غاز مواجب تازیانه کلمات بی مهر مسؤلین را بر پیکره خود تحمل می کنند چه می کردید؟
اگر می شنیدید که سخن در معنی و تأنی در سخن بی معنی شده است و حرف حق را خریداری نیست چه می کردید؟
اگر می دیدید که نام و راه و مسیر و مقصد شما را فقط در یک روز و یک ساعت ممدوحی که نابلد راه است مدح می کند چه می کردید؟
اگر میدید رفتار و منش و کردار شما بطور کل فراموش شده است و جاهلان بر معابر و منابر و مجالس همچو حامقان حمار سوار دوره گرد فریاد قلیایی گری مس وار سر می دهند چه می کردید؟
نفرین و لعنت بر انگشتانی که ماشه جدایی شمارا از ما چکاند, نفرین بر چشمانی که از روزنه دید دنیای فانی بر مسلک شما نرخ نهاده است.
روبه صفتان زشت خو در مجالس  عشق دنیوی چوب حراج بر پیکره نیمه جان ایثار می نوازند.
مسافران  جنت نشین , دور بر دور اشکم پرستان دنیا طلب می چرخد.
آنان که نثار جانت در بوحبه جنگ را وظیفه  ات و اکنون مصلحت دیدگاهی خودت می دانند.  
آنان که به نیم عشوه و غمزه غربیان حرمت خون شما را می فروشند تا جایگاه گفتگوی تمدنی با بی تمدن ترین نژادهای انسانی را داشته باشند .
فرهنگ و تأدیب ناب امامی شما را با بی فرهنگ ترین مدعیان فرهنگی که پنجاه سال پیش بین سیاه و سفید تبعیض قایل می شدند تاخت می زنند و سر هم می دهند .
جگر سوزد از بدن های بی حرکتی که بزرگترین مردان تاریخ ایرانند.

اشک روان شود و بی اختیار صدای هق هق از گلو بیرون زند که شما بر سر عهد خود بودید ,,, آیا متعهدان نیز ....

 یاعلی مدد .


کد خبرنگار : 20