
جانباز محمد رضا عسکری - چند روز پیش بود که از طرف بنیاد تماس گرفتند و عنوان کردند قرار است تشک مواج و ویلچر برای تحویل به درب منزلمان آورده شود!
ابتدا از اینکه روال تحویل اقلام و لوازمی که سرمایه ای است و جزء سهمیه ما نخاعی هاست، توسط بنیاد اینگونه بصورت روتین و برنامه ریزی شده انجام می گیرد به خود بالیدم، اما این خرسندی و بالیدن چندان دوام نیاورد و لحظات خوش و مستانه مارا دچار دگرگونی کرد.
ماجرا خیلی ساده است. جانبازان می بایست در مقابل دریافت اقلام ضروری و مورد نیازشان «رسید تحویل» را امضا کنند.
تا اینجای کار، امریست بدیهی و منطقی. اما این واقعه وقتی مصیبت بار جلوه می کند و به کام جانبازان تلخ می شود که مثلاً در قبال تحویل همین تشک مواج -که برای جلوگیری از بروز زخم های فشاری یا زخم بستر مورد استفاده قرار می گیرد و جزء مایحتاج ضروری جانبازان نخاعی محسوب می شود - از جانباز به تعداد امضاهای سند ازدواج، امضاء و اثر انگشت می گیرند!
ماجرا وقتی فاجعه بارتر می گردد که می بایست سه برگ فرم مربوطه، تواما" امضاء و با اثرانگشت مورد تأیید جانباز قرارگیرد. که براساس متن( طنزآلودِ) داخل اوراق، جانباز تعهد دهد:
چند سئوال مهم:
الف) جانبازنخاعی از وسیله ای که مورد نیاز و از ضروریات اوست، چرا باید نگهداری مناسب نکند و از آن استفاده بهینه نداشته باشد؟
ب ) وسیله ای که برای جلوگیری از بروز زخم یا بیماری به جانباز داده می شود و بالطبع موجب کاهش هزینه های درمان خواهد شد، چرا به صورت امانی باید به جانباز تحویل داده شود؟
ج ) چرا باید یک جانباز نخاعی گردنی یا کمری به این وسیله حیاتی احتیاج نداشته باشد؟
د ) چرا باید آن را به بنیاد عودت دهد؟ و در صورت عودت، چه سرنوشتی درانتظار آن تشک یا ویلچر و... می باشد؟ و آیا کسی از مسئولین بعداً توان پیگیری این مسئله را دارد؟
ر ) پس از استفاده طی سالیان متمادی و احیانا" تخریب یا به قول بنیادی ها «خسارت» چرا باید داغی آن به بنیاد تحویل داده شود و داغی آن به چه درد بنیاد می خورد؟ دوستان این را بدانند که برخی از این اقلام هر 10 سال یکبار به جانباز تعلق می گیرد!
ز ) چرا باید در مقابل وسیله ای (تشک مواج، تخت برقی، ویلچر ایستا، ویلچر برقی، ویلچر معمولی و...) که شدیداً مورد نیاز و استفاده جانبازنخاعی قرار می گیرد، تعهد به جبران خسارت از فرد جانباز اخذ نمایند؟ آن هم با طوع و رضایت کامل! در حالی که جانبازان در کهولت سن بسر می برند و باید از این وسیله ها استفاده لازم را ببرند.
* وسیله ای که گاه طی 10 سال به جانباز تعلق می گیرد و گاه نمی گیرد، ولی در پرونده اش لحاظ می شود!
س ) چرا باید بابت وسیله ای که مورد نیاز و استفاده جانباز نخاعی است، هم در زمان حیات و هم در صورت فوت جانباز، خسارت از او و بستگانش دریافت شود؟
ش ) آیا تحویل این اقلام ناقابل به جانبازی که بیش از نیمی از بدنش را در راه اعتلای نظام اسلامی و کشورش تقدیم داشته، تحقیر و اهانت به او محسوب نمی گردد؟
ص ) اگر دلیل اخذ این تعهد (شما بخوانید تعهدنامه ترکمن چای) جلوگیری از فروش آن است که کاریست عبث و بیهوده! چرا که هیچ کس خصوصاً جانبازان عزیز به فروش وسیله ای که شدیداً به آن نیازمندند اقدام نمی کنند. البته شاید باشند معدود کسانی که در شرایط بسیارسخت و مضیقه مالی، ناچاراً دست به فروش وسیله ای با این ضرورت در بازار آزاد بزنند که علت آن را هم باید در نوع مدیریت ضعیف و ناکارآمد مدیران ارشد بنیاد جستجو کرد! وقتی توان بهبود وضعیت مالی و اقتصادی جانبازانی با این شرایط را ندارند، این تبعات را هم دارد که جانباز را وامی دارد برای جبران بخشی از کمبود مالی خود، به چنین کاری هم دست بزند!
ض ) البته ازبطنِ این تعهدنامه پیداست که متن آن توسط مدیرانی دیکته شده است که درک درستی از وضعیت یک جانباز نخاعی ندارند! لذا ازمدیرانی که اگر گوشه ای از حقوق و مزایای ماهیانه شان قطع که نه، کم شود، زمین و زمان را به هم می دوزند و برای جبران آن دست به هر عملی می زنند، نباید انتظاری جز این داشت!
و سرانجام اینکه کاش مدیران بنیاد بجای این وسواس نابجا، نامعقول و غیرمنطقی، به پیشنهاد انجمن جانبازان نخاعی وقعی می نهادند و سامانه ای را طراحی و عملیاتی می کردند تا جانبازان از محتویات پرونده خود، اقلام سهمیه ای و خدماتی که دریافت می کنند و یا می توانند دریافت کنند مطلع می شدند که حقشان هم هست. با این کار از بروز برخی تخلفات در بدنه بنیاد پیشگیری می شد و نیز توقعات نابجا ایجاد نمی شد. مگرنه این است که حرمت امامزاده را متولی آن باید نگهدارد؟
امید است در متن این تعهد نامه ی تحقیر کننده جانباز و خانواده اش، تجدیدنظری صورت گیرد تا بیش از این شاهد شکستن حریم و حرمت جانبازان توسط برخی مدیران تازه به دوران رسیده نباشیم.