
در خاطره ای درباره شهید عباس کریمی آمده است:
روحیه عجیبی داشت. یک دفعه میدیدی خبری از او نیست و بعد از چند ساعت پیدایش میشد. لباس شخصی میپوشید و میرفت به میان مردم از انقلاب میگفت و از امام. ضمن صحبت ها، از آن ها هم اطلاعات میگرفت. این اطلاعات جالب موجب میشد تا برنامهریزی کند و بیشتر به میان مردم برود.
دجله در انتظار عباس، ص 24