
یوسف مجتهد - امروز جبهه مقاومت در برابر استکبار جهانی از تجربیات پیشکسوتان و مستشاران باتجربه نیروهای مسلح برای دفاع از حرم اهلبیت(ع) استفاده میکند.
بخشی از این مستشاران بازنشستگانی هستند که در دوران دفاعمقدس تجربههای ارزندهای از مقابله با دشمن را آموختهاند. بسیجیان، سربازان و پرسنل کادر نیروهای مسلح با تجربیات ارزشمند خود همچنان گنجینهای از سوابق پربار دفاعمقدس را در حافظه خود دارند که بهکارگیری آن سند حفاظت و حراست از کشور و ارزشهای انقلاب اسلامی است. دشمن بهدرستی از این تجربیات آگاه است و ما هم در بهرهمندی از آن بهدرستی عمل میکنیم. لکن هراقدامی که از روی جهالت بر روند بهرهمندی از همه امکانات و توانمندیهای این نیروها و تجربیات آنها تأثیر منفی بگذارد باید حذف شود. بند(5) ماده 35 اصلاحات پیشنهادی بنیاد دارای این تأثیرات منفی است که بدون توجه به آثار زیانبار آن پیشنهاد شده است.
حضرت علی(ع) در نامه به مالکاشتر درباره رزمندگان میفرمایند: «فرماندهان لشکر تو باید کسانی باشند که در کمک به سپاهیان بیش از همه مواسات کنند و از امکانات خود بیشتر به آنان کمک نمایند، بهحدی که هم نفرات سربازان و هم کسانی که تحت تکلفشان هستند اداره شوند. بهطوری که همه آنها تنها به یک چیز بیندیشند و آن جهاد با دشمن است.»
بند8 سیاستهای کلی نظام در امور ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار و جهاد و ساماندهی امور ایثارگران به شناخت نیازهای واقعی و ارائه خدمات مؤثر در ابعاد مختلف که امور معیشتی هم جزو آن است با حفظ اصول عزتمندی و شئون ایثارگری تأکید دارد.
مجلس شورای اسلامی در تاریخ 75/9/7 با تصویب قانونالحاق یک تبصره به قانون استخدام جانبازان، اسرا و افراد خانوادههای شهدا، هرگونه دریافتی جانبازان و مستمریبگیران شهدا از بابت وضعیت جانبازی و شهادت را همزمان با دریافت حقوق بازنشستگی بلامانع دانسته و این دو دریافتی را مشمول هیچیک از مقررات مربوط به دریافت دو حقوق از صندوق دولت و صندوقهای بازنشستگی ندانسته است. حال چگونه است که بنیاد در اصلاحات ارسالی به دولت این حق مسلم را نادیده میگیرد و بهدنبال حذف آن است. با این اقدام آیا جبهه دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی در مقابل دشمنان شرور تضعیف نخواهد شد؟ در بندهای 6و2 ماده 35، اوضاع از این هم آشفتهتر است و پیشنهاد ارسالی علاوه برآنکه نظام ناقص فعلی را برهم میریزد توان ایجاد نظم جدیدی را نداشته و اوضاع پرداخت ایثارگران را با آشفتگی بیشتری مواجه میکند.
از نکات قابل تامل دیگر مبدأ پرداخت حقوق شهداست که در بند9 ماده 35 از تاریخ احراز و تأیید شهادت توسط بنیاد تعیین شده است. سازوکار تأیید و احراز شهادت در بنیاد گاهی به چند سال هم رسیده است و این سیر طولانی مشکلات عدیدهای برای خانوادههای شهدا ایجاد میکند. تاریخ ارائه تسهیلات و خدمات و پرداخت حقوق و مزایا باید از تاریخ شهادت باشد و برای طی مراحل احراز شهادت محدوده زمانی مشخصی تعیین شود تا بنیاد طی این مدت تکلیف احراز شهادت را مشخص کند.
نکته دیگر در پیشنهادهای اصلاحی بنیاد تبصره ذیل بند8 ماده35 است که مبدأ پرداخت حقوق جانبازان از کارافتاده کلی را تاریخ صدور رأی ازکارافتادگی توسط کمیسیون پزشکی تعیین کرده است. بهعبارتی یک فرد از کارافتاده باید مدتها در انتظار باشد تا کمیسیون پزشکی تشکیل شود و وضعیت ازکارافتادگی جانباز را تعیین کند. فاصله مجروحیت تا تاریخ تعیین کمیسیون که امکان دارد چند سال طول بکشد مشکلات عدیده معیشتی برای جانباز ایجاد خواهد کرد و این موضوع با شرط مقام معظم رهبری در تجمیع نهادهای ایثارگری که عنصر نهادی باقیماندن بنیاد را تأکید کردهاند، منافات دارد. این پیشنهادها با روحیه انقلابی در نهاد مقدسی چون بنیاد شهید مغایر است.