تاریخ : 1396,یکشنبه 21 خرداد14:36
کد خبر : 53609 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

خشونت طلبان عزیز!


خشونت طلبان عزیز!

دو سال پیش که فاجعه منا رخ داد و تعداد زیادی از هموطنانمان مظلومانه کشته شدند، یک سری راه افتادند در فضای مجازی و ریشخند کردند که حقشان بود، چرا به جای اینکه پولشان را بدهند فقرا رفتند مکه و پول ریختند به جیب عرب‌ها. گفتیم آقا جان حالا وقت این حرف‌ها نیست، مردم عزیز از دست داده‌اند، عزادارند.

علیرضا آل‌یمین

علیرضا آل‌یمین -  دو سال پیش که فاجعه منا رخ داد و تعداد زیادی از هموطنانمان مظلومانه کشته شدند، یک سری راه افتادند در فضای مجازی و ریشخند کردند که حقشان بود، چرا به جای اینکه پولشان را بدهند فقرا رفتند مکه و پول ریختند به جیب عرب‌ها. گفتیم آقا جان حالا وقت این حرف‌ها نیست، مردم عزیز از دست داده‌اند، عزادارند. اصلا به شخصیت ایرانی و عزت ملی توهین شده است. کوتاه بیایید. باز هم به ریشمان خندیدند. یکی دو ماه بعد شیرمرد ایرانی حاج حسین همدانی در سوریه شهید شد. رفته بود بایستد جلوی همین داعشی‌ها که اسمشان هم به دل خیلی از هموطنانمان لرزه می‌انداخت. آن‌وقت‌ها داعش تا توانسته بود در سوریه جنایت کرده بود و بعد زده بود به عراق و هزار نفر، هزار نفر آدم می‌کشت و رسیده بود تا چند کیلومتری مرزهای ما. اما باز عده‌ای از رو نرفته بودند و خون شهید همدانی را به مسخره گرفتند. باشد. آن هم گذشت. تا همین انتخابات یکی دو هفته پیش که ریش سفید‌های حامی دولت با مسخرگی و هوچی‌گری هر چه توانستند بار مدافعان حرم کردند. مدافعان حرم لفظ رایجی‌ست برای جوان‌های دهه‌ی شصت و هفتادی که رفته‌اند سینه‌شان را سپر کرده‌اند برای وحشی‌ترین تروریست‌های آخرالزمان. این‌جوان‌ها از آنجا مدافع حرم نامیده شدند که وقتی تروریست‌ها حرم حضرت زینب سلام الله علیها را محاصره کرده بودند خونشان به جوش آمده و غیرتشان بر نداشت که بنشینند به تماشا. بعد هم که رفتند و تکفیری‌ها را تاراندند، برنگشتند. فهمیده‌ بودند که اگر جلوی این هیولاها کوتاه بیایند آنها سیلی‌شان را محکم‌تر می‌کوبند.
بگذریم
حالا آنچه هی می‌گفتیم و دوستان حامی دولت به مسخره می‌گرفتند، سرمان آمد. آنها که امروز رفتند و غائله‌ را پایان دادند همان‌ مدافعان حرم بودند. همان‌ خشونت‌طلب‌های دیروز که امروز عزیز شده‌اند. حالا می‌گوییم  ما که این هشدارها را در این چند سال داده بودیم. گفته بودیم که می‌رویم حلب و موصل تا مجبور نشویم در بهارستان با تروریست‌ها روبرو شویم. می‌گویند شما از حمله تروریستی در تهران خوشحالید. باز هم ما آدم بدِ‌یِ داستان شده‌ایم. برادرم ما اشک بچه‌ی یتیم‌های حلب را تحمل نمی‌کنیم چطور می‌شود که اینجا از شهادت رفقایمان خوشحال باشیم؟!
بسیجی‌ها که چه سوریه باشد، چه عراق، چه ایران همه جا گوشت دم توپ هستند حداقل یک چیزی نبندید که مرغ پخته، خنده که هیچ، خجالت بکشد از اتهام‌ها و ادعاهایتان.
می‌گویید؛ وحدت و آشتی ملی؟!
باشد. حرفی نیست. اما جان مولا  فردا که از عملیات‌های داعش خبری نشد این مدافعان حرم و میهن را دوباره نبندید به فحش.
یادتان باشد که ما و تروریست‌ها هنوز هنوزها کار داریم.