
ناشناس- همانطوری که همه شما میدانید از سال 58 تا آخر برج 5 سال 65 همه کسانی که امروز مورد بی اعتنایی مسئولین قرار گرفته اند، در میدان های نبرد داخلی و دفاع مقدس یا به صورت دائم و یا مقطعی حضور داشتند و برای رسیدن تا مقصود نهایی از جان مایه گذاشتند. درست در زمانی که خیلی ها برای تحصیل و یا دیدار فرزندان و یا کار در حال فرار به خارج از کشور و مناطق خوش آب وهوای شمالی کشورمان جابجا می شدند، فقط رزمنده ها بودند که سینه سپر کردند و به مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور رفتند.
زارممدهایی که امروز در پشت میزهای چند ده متری خود در حالت پدافندی با انواع حربه های لطیف سیاسی و اجتماعی سعی در نابودی وجهه ایرانی و ولایی جانبازان و رزمندگان را دارند و تریپ روشنفکری لوتر کینگی برمی دارند، ترسوهایی بودند که با پول آنچنانی پدرانشان در آن سوی آب های آتلانتیک در جکوزی های عموسامی قلنج نداشته شان را می شکاندند و امروز آموزه های نمک نشناسی را به منصه ظهور می گذارنند تا به همگان ثابت کنند مصلحت اندیشی برتر از دفاع از حدود مرزهاست.
این زار ممدها آموخته اند که هنگام سر بریدن ایثار و ایثارگر باید خنده ماکیاولی فراموش نشود تا یاد آن بزرگوار همیشه زنده بماند. این زارممدها علاقه وافری به کتف های ایثار بعنوان پله های نردبان ترقی و اشرافیت دارند و هر چه بالاتر می روند، غریبانه تر رفتار می کنند تا جایی که با دیدار مجدد شما، سوال می کنند ببخشید شما؟؟؟
در حیطه سکانداری منصب در هر جا و ناکجا، اقوام درجه یک ودوستان و هم مسلکان خویش را عالم و صالح و برتر از همه می شناسند و می گمارند و در زیر بیرق عدالت خواهی زار، زار برای امت بیکار گریه می کنند و شما را دعوت به فالوو کردن صفحه اینستای خود می کنند ، تا به شما هم کاری داده باشند.
این زار ممدها هرگونه عدم مدیریت و ناآگاهی خود در همه امورات و مناصب عالیه را به گردن بست نشین های زنبیل بدست بهاری می اندازند و سپس باعده ای گریه کن کرایه ای بر سر هر قبر خالی ای زار می زنند و دست به دامن نسخه حسین کرد شبستری و اصغر پالان دوز می شوند و در امورات جاریه، استفاده از خر مهره و مار مهره را جایز دانسته و... و در نهایت هر تاکسی خالی که می بینند، دستی تکان می دهند می گویند: آقا زار آباد دربست چند؟؟؟
والله خانه نشین کردن اینهمه رزمنده و جانباز، اینهمه نیروی بالقوه کار بعد از هشت سال دفاع مقدس کفران نعمت بود. اگر کاردان بزرگی بودید
ژاپن دومی در آسیای مرکزی اکنون وجود داشت.
می توانستید بزرگترین شاهراهای دنیا را احداث کنید .
می توانستید عظیم ترین کارخانجات ماشین سازی احداث و صادر کنید .
می توانستید بزرگترین صادر کننده محصولات کشاورزی باشید .
می توانستید بزرگترین تولید کننده فراورهای گوشتی در آسیای مرکزی باشید .
می توانستید بزرگترین صادر کننده فراورده های معدنی باشید .
باهمان نیروهای بسیجی می توانستید یک به یک شهر های ایران را آباد کنید.
متاسفانه فقط سر چهار راه ایستادید و دستی تکان دادید و گفتید:
*** آقا زار آباد دربست چند ؟؟؟
امضا راننده نیسان آبی .