
فاش نیوز - این روزها کمتر چیزی از عملکرد بنیاد شهید و امور ایثارگران پیدا می شود که توانسته باشد رضایت ایثارگران را کسب کند. خصوصا" در شرایط فعلی که مسئولان بنیاد به بهانه کمبود اعتبار، تقریبا" از بسیاری امور شانه خالی می کنند و بی مسئولیتی خود را پشت اینطور بهانه ها پنهان می سازند. در چند ماه اخیر مسایل فرهنگی که زمانی مسئولان بنیاد مدعی بودند اصلی ترین مسئولیت آنان را تشکیل می دهد، بکلی تعطیل گردیده و کارهای دیگری از قبیل برنامه های زیارتی و سیاحتی و ورزشی را هم که تحت این عنوان انجام می دادند به طور حداقلی و برای خالی نبودن عریضه! و رفع تکلیف تاحدودی پوشش می دهند.
ایثارگران که در سال های اخیر به دلیل افزایش سن و سال و در نتیجه آن، خودنمایی بیشتر مشکلات جسمی و روحی، شرایط سخت تری را می گذرانند، بسیار بیشتر از گذشته ناکارآمدی مسئولان و نقص عملکرد این بنیاد را با گوشت و پوست خود احساس می کنند. شاید بخشی از مشکلات را بتوان به دوش دیگران و فقدان اعتبار و تحریم و ... انداخت ولی اگر عمیق تر به موضوع نگریسته شود، اداره روزمره و بی برنامه و باری به هرجهت این سازمان عریض و طویل از عمده ترین دلایل ناکارآمدی آن به شمار می آید. سازمانی که به ادعای مسئولان آن در حد چند وزارتخانه اهمیت و گستردگی دارد و اقشار تحت پوشش آن از ویژه ترین اقشار جامعه هستند، می شود ادعا کرد که هیچ برنامه ای برای آینده آنان نداشته و هنوز هم ندارد! چرا که حتی انتخاب و بکارگیر کارکنان و کارشناسان آن هم از روی برنامه نیست و تنها به خاطر رفع مشکلات روزمره خود و دیگران انجام می گیرد. از بکارگیری افراد با علایق شخصی، خانوادگی و حزبی و گروهی گرفته تا حتی بکارگیری ایثارگران به منظور رفع مشکل اشتغال آنان و...
جالب و البته دردآور است؛ با اینکه اکثر کارکنان بنیاد شهید از ایثارگران و خانواده آنان هستند ولی سیستم معیوب این سازمان باعث شده است خود ایثارگران که از متعهدترین، توانمندترین و با انگیزه ترین افراد جامعه هستند، نه تنها نتوانند مشکلات ایثارگران را حل و کنند، بلکه گویی مشکلات آنان را مضاعف نیز می سازند!
جالب است بدانید رئیس اسبق بنیاد می گفت و خیلی از مسئولان بنیاد هم به صراحت تصدیق می کنند که در حدود حداقل 30 درصد از کارکنان بنیاد اگر در خانه بمانند و حقوق و مزایایشان را هم کامل بگیرند باز هم برای بنیاد از نظر هزینه و بار مال و... به صرفه تر خواهد بود. این مسئله علاوه برآنکه حرف فوق را اثبات می کند، نشانگر آن است که سازمان بنیاد شهید و در واقع مسئولان، مدیران و برنامه ریزان آن حتی قادر نیستند برای بخش هایی که در عملکرد بنیاد احساس نقص هست از این نیروهای مازاد استفاده کنند. اینگونه است که حتی اگر در جایی هم خدمتی پیدا می شود که احیانا" در حد قابل قبول از سوی این نهاد ارائه می گردد، مثل بحث بیمه و درمان، در اقدامی غیرمسئولانه آن را از خود و ایثارگران دریغ می کنند و داد ایثارگران دردمند را درمی آورند!
اما این مقدمات که برای همه قابل لمس و اظهرمن الشمس است، زمینه چینی برای بیان این حرف دردناک است که متأسفانه بنیادی ها و بنیاد هنوز هم با وجود همه بهانه های حق و ناحق، ظرفیت های بالفعل و بالقوه فراوانی دارند که می شود با فعال کردن آنها کارهای بزرگی انجام داد و مشکلات بزرگ برزمین مانده را حل وفصل کرد. برای نمونه، بسیاری از مشکلات ایثارگران تنها با به کار انداختن ظرفیت نظارتی، پیگیری و بازخواست و مطالبه حقوق ایثارگران از دستگاه های دولتی توسط سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران که مغفول و متروک مانده است، قابل حل می باشد.
بهروز ساقی