
مرحوم آیت الله غلامرضا حسنی یکی از روحانیون مبارز در آذربایجان بود. زندگینامه، فعالیتها و مبارزات وی، بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی در آذربایجان را تشکیل میدهد به طوری که تاریخ انقلاب اسلامی در این خطه، بدون نام و یاد حسنی ناقص خواهد بود.
وی در کتاب «مفسران استقامت» به گوشهای از فعالیت زنان کرد در مبارزه با گروهکها پرداخته و روایت کرده است: «فروردین 1358 بود، در غائله نقده به منطقهای رسیدیم که دیدیم صدای یا حسین و شیون زنان به آسمان بلند شده است. الله اکبر! معلوم شد این ها پس از ساعت ها درگیری و مقاومت، گلولههایشان تمام شده و در محاصره کامل دشمن قرار گرفتند و لحظاتی قبل میخواستند تسلیم شوند که از میان آنان یک زن شجاع برخاسته و آنها را به مقاومت دعوت میکند. چون نیروهای خودی را دیدند، به استقبال مال، از مخفی گاه خود بیرون آمدند. در این منطقه دیگر همه نیروها خودی بودند و ما با این پیشروی، خود به خود محاصره دشمن را شکسته بودیم.
آن زن شجاع و بیدار دل، وقتی نیروهای خودی را دید، جلو آمد و در مقابل تانک ایستاد، بلندگو را از دست من گرفت و یک سخنرانی حماسی عجیبی ایراد کرد. من که در ظاهر فرمانده این نیروها بودم، از سخنان حماسی او توان و قدرت و روحیه گرفتم. غوغای شگفت انگیزی در میان نیروهای مسلح و مردم به راه انداخت.
از مسلحین شهر نقده، فردی که قبلا با وی ارتباط و آشنایی داشتم، آنجا بود. او جلو آمد و گفت اغلب نیروهای ما در نقده مهماتشان تمام شده است، قبل از هر چیز باید به آن ها مهمات برسانیم. ما که مهمات زیادی به وسیله تراکتور و تریلی آورده بودیم، در عرض کمتر از یک ساعت، همه نیروهای خودی را با آنها تغذیه کردیم. آن زن شجاع نیز منزلی را در آن حوالی نشان داد و گفت ما تعداد زیادی از زنان و دختران نقده در آنجا مخفی شده و با هم عهد بسته بودیم، حتی بنزین لازم مهیا کرده بودیم که اگر مردان ما خود را تسلیم دشمن کردند، ما نیز خودمان را آتش بزنیم، اما هرگز تسلیم دشمن نشویم.»