
فاش نیوز - یک جانباز ویلچری در نامهای دردمندانه و هشدارآمیز خطاب به رئیس بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدّس، نسبت به بیتوجهی و حذف آثار و ارزشهای دفاع مقدس اظهار نگرانی کرد.
متن نامه به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
سردار سرتیپ پاسدار، بهمن کارگر رئیس محترم بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
سلامٌ علیکم
عنوان: آیا مدال آوری بین المللیِ قهرمانان جانباز جزوِ افتخارات و ارزشهای جامعه نیست؟
احتراماً بدین وسیله دردنامهی ذیل با مضمون «چرا جانبازان از لیست ارزشهای دفاع مقدس خط میخورند؟» جهت مزید استحضار و هر گونه بهره برداری ایفاد میگردد.
از آنجائی که در ساختارهای سازمانی، اعم از اداری و کشوری، جزء تا کُلّ منابع انسانی جزء لاینفک و اصلی ارتقاء ساختار محسوب میگردند و رسالتِ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس نیز توجه به این امر مهم را مضاعف میسازد، مستدعیست دستور فرمائید موضوع با حساسیت دنبال گردیده و اقدامات شایسته در این خصوص مبذول گردد.
چندی است که احساس می شود مرور زمان ایجاب نموده تا در لیست و عناوین کلی ارزشهای دفاع مقدس تجدیدنظر نموده و ماموریت سازمان متبوع خود را بر روی کاغذ نیز با واقعیاتی که در متن جامعه در جریان است منطبق سازید! تا پیش از این، آثار دفاع مقدس و ارزشهای آن، نه فقط شامل منابع اطلاعاتی و خاک و تپههای مناطق عملیاتی و همچنین اشیاء فلزی به جای مانده از آن حماسهی بهیاد ماندنی هشت ساله تعریف میشد، بلکه وجود خود جانبازان و ایثارگرانِ به جامانده از قافلهی شهدا نیز جزئی مهم و لاینفک از آثار و ارزشهای دفاع مقدس محسوب میشدند. لکن چند سالی است که بنده از روی همین ویلچر فلزیام نظارهگر هستم که برعکس قاطبهی مردم و بسیاری از مسئولین محترمِ ولایتمدار، روز به روز از قرب و منزلت لازم در خصوص "ارزش نهادن" به جانبازان عزیزمان در سطح عملکردی بعضی عوامل نفوذی در ادارت و سازمانها کاسته میشود.
البته خدا میداند کسی مانند حقیر، هیچگاه تمنای کسب عزت و احترام از سوی هیچ کسی جز خداوند متعال نداشته و ندارم؛ لکن تحمل مشاهدهی برخی کملطفیها و کژنگریها، نه از سوی مردم، بلکه توسط برخی مسئولین، برایم سخت و زجرآور است. البته کم نیست حوادث و رفتارهای زنندهای که در سطح جامعه با جانبازان و ایثارگران مظلوم میشود؛ به نحوی که اینجانب از شدت تالم، دو پای از دست رفتهام و حتی داغ اعضای شهید شدهی خانوادهام در حملات موشکی دزفول را از یاد میبرم.
شما به نیکی آگاهید که ما در رکاب حضرت روحالله (ره) و خلف صالح او حضرت امام خامنهای حفظهاللهتعالی، جوری مشق ایثارگری کردیم که آموختیم تا بیش از خودمان به فکر دیگران باشیم. این مرقومه قلم رنجهای است خطاب به آن بنیاد ارزشمدار! تا در راستای پیشگیری از ترک افعالِ صحیح و ارزشی که چهبسا تعمداً در جهت مهجور ماندنِ افتخار آفرینی قهرمانانِ جانباز، در جریان است، اقدامات مقتضی صورت گیرد. چه اینکه مهجوریّت افتخارات بینالمللی جانبازان انقلاب اسلامی خواستهی مستقیم دشمنان نظام و ملّت شریف ایران است!
این دردنامه نه برای افشای درد خودم، بلکه ادای دین به ساحت بزرگمردی از دیار قهرمانان دفاع مقدس ایران، شهرستان دزفولِ قهرمان است! در اخبار آمده که رئیس شورای شهر دزفول، همان دزفولی که دیار مقاومت و عزت است، به دیدار یکی از قهرمانان قدیمی کشتی دزفول شتافته و برای جبران ناراحتی ایشان از تخلیه سالن مورد اجاره اش، او را مورد تفقد و دلجویی قرار داده است! تا اینجای کار همه چیز عادی و قابل انتظار و پسندیده است؛ زیرا پیشکسوتان ورزش همیشه باید مورد احترام و اعزاز باشند که الحمدلله هستند. اما در ادامهی خبر آمده که مهندس چمنآرا (رئیس محترم شورای شهر دزفول) فیالمجلس وعده میدهد که میدان یا خیابانی از دزفول را بهنام استاد غلامرضا قصاب (پیشکسوت محترم مورد اشاره) ثبت خواهند کرد!
جناب آقای دکتر کارگر، من اذعان دارم که نه فقط ما دزفولیها، بلکه ایرانی جماعت مفتخر است که دستبوس بزرگان و پیشکسوتان خویش باشد و بنده نیز از فعل نیکوی نامگذاری مکانی بهنام استاد قصاب استقبال میکنم. لکن اگر بخواهیم عملکرد آقای مهندس حمیدرضا چمنآرا را از منظر "ترک فعل صحیح و ارزشی" مورد ارزیابی قرار دهیم، این حقیقتِ دردناک را چه کنیم که یکی از جانبازان ویلچرنشین دفاع مقدس دزفول بهنام «عبدالرضا جوکار» که از نوجوانی بر اثر ترکش گلولههای توپ دشمن قطع نخاع شده و قریب به چهل سال است بر ویلچر نشسته، در حالی که بیشترین مدال قهرمانی در میادین کشوری، آسیایی، جهانی و المپیکی را در تاریخ ورزش ایران کسب نموده است، اما حتی یک کوچه بن بست هم در زادگاهش بنامش نیست؟! در حالیکه اگر به تناسب جایگاه مدالآوری و قهرمانیِ منطقهای و جهانی برای جمهوری اسلامی ایران نگاه کنیم، چگونه باید جایگاه این جانباز گرانقدر را پاس بداریم؟ و چه اماکنی را باید به نام این قهرمانِ المپیک، ثبت بنماییم؟
آیا باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که ارزش و جایگاه دهها مدال پهلوان جوکار که همچنان رکورددار پرتاب نیزهی ایران هستند و طی سی سال استمرارِ قهرمانی و عضویت در تیمهای ملی ایران، به اندازهی افتخار مقام چهارمی جهانِ استاد قصاب دیده نمیشود؟
بهراستی چرا؟
چون ایشان جانباز ویلچرنشین است؟
بنده خضوع استاد قصاب را که مدال خود را تقدیم فرماندار محترم شهرستان دزفول نمود، صمیمانه ارج نهاده و عزیز میدارم اما آیا ریاست محترم شورای شهر دزفول که وعدهی نامگذاری خیابانهای شهر را به کشتیگیر عزیزمان میدهد، خبر ندارد که استاد جوکار نیز چند مدال جهانی و المپیکی خود را سالهاست به حضرت علی ابن موسیالرضا علیهالسلام اهدا نموده است؟ خبر ندارد که این پهلوان جانباز، آخرین مدال نقرهی المپیکی خود را در برابر دوربینهای صدا و سیما به خانوادههای معزّز شهدای هستهای تقدیم کرده است؟
سردار عزیز، جناب آقای دکتر کارگر،
قصدم تعریف و تمجید برای قهرمانی از قهرمانان شهرم نیست؛ چه اینکه آقای جوکار در قلهی مدالآوری تاریخِ ورزش ایران ایستاده و نیازی به ستایش بنده ندارد! ولی ما شیعهی امام علی علیهالسلام هستیم و مکلفیم که حق را بگوییم.
من حق را با صدای رسا به شما عرض کردم؛ اگر چه که واقعیت همیشه منطبق بر حقیقت نیست! واقیقتِ اسفبار این است: گویا حالا که سی سال از دفاع مقدس گذشته، متأسفانه رتبههای جهانی و افتخار آفرینیِ قهرمانان جانباز، دیگر جزو "ارزشهای جامعهی اسلامی" محسوب نمیشوند؛ چه اینکه برخی آقایان با ترک ِوظایفِ ارزشی، این واقعیّتِ تلخ را به نمایش میگذارند؛ آنهم بهطور واضح و بی هیچ واهمهای!
بنابراین از شما برادر بزرگوار که خود سابقهی درخشانی در حفظ ارزشهای دفاع مقدّس دارید استدعا دارم طی مصوبهای در بنیاد ارزشمند حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدّس، قهرمانان جانباز به عنوان یکی از مصادیق منابع انسانی، رسماً در اولویت قرار داده شوند و تمهیداتی اندیشیده شود تا متجاهرین به حذف ایثاگران بهنوعی مورد بازخواست قرار گیرند.
با تشکر و احترام وافر
دکتر مرتضی شکوهنده
26 / 5 / 1399
*رونوشت:
1- دفتر رهبر معظم انقلاب جهت استحضار
2- دفتر جناب آقای اوحدی جهت استحضار
3- ریاست محترم فدراسیون ورزشی چانبازان و معولین کشور جهت استحضار
4- مدیر عامل انجمن جانبازان نخاعی ایرانیان جهت استحضار
5- مدیر مسئول فاشنیوز جهت استحضار و انعکاس موضوع.