تاریخ : 1399,شنبه 08 شهريور15:48
کد خبر : 77349 - سرویس خبری : شعر

تشنه بود و آب بر او تشنه‌­تر!


تشنه بود و آب بر او تشنه‌­تر!

با عرض تسلیت روز تاسوعا و شهادت حضرت قمر بنی هاشم علیه‌السلام، به همین مناسبت اشعاری را تقدیم ساحت مقدس آن حضرت می کنیم...

فاش نیوز -  با عرض تسلیت روز تاسوعا و شهادت حضرت قمر بنی هاشم علیه‌السلام، به همین مناسبت اشعاری را تقدیم ساحت مقدس آن حضرت می کنیم.

ای در یم خون خود شناور عباس

در عشق خدای خود تناور عباس

ای پرتو خورشید حسین ابن علی(ع)

سردار دلاور برادر عباس

***

جز فداکاری تو را در سر نبود

این فضیلت در کس دیگر نبود

هیچ‌کس را تا کنون در هیچ‌جا

هیچ‌کس از تو برادرتر نبود

***

آن سبز که سرچشمه‌ی هر احساس است

سقای شهید کربلا عباس است

آن را که هوای عشق او در سر نیست

در عالم عاشقی نمک‌­نشناس است

***

ای در یم خون خود شناور عباس

در عشق خدای خود تناور عباس

ای پرتو خورشید حسین ابن علی

سردار دلاور برادر عباس

 

عطشانی

برق غیرت بر دلش می­زد شرر

آتش غم در وجودش شعله‌­ور

 

گفت ساقی باید از جان بگذرم

تا نبینم غنچه‌­ها را تشنه‌­تر

 

رفت و از انبوهی دشمن گذشت

سدّ محکم از هجومش بی­‌اثر

 

در میان رود پر آب ایستاد

تشنه بود و خسته بود و منتظر

 

دست زیر گیسوان آب برد

ناز کرد او را و آوردش به بر

 

بوسه می­‌زد آب بر دستان او

تشنه بود و آب بر او تشنه‌­تر

 

خواست تا یک جرعه تا لب آورد

خشکی بستانش آمد در نظر

 

گفت وای از این‌همه غفلت مرا

خویش را شرمنده کرد و دیده ­تر

 

مشک را سیراب کرد از آب رود

آبرو داد آب را از این نظر

 

با شتاب و بی‌­محابا رو نهاد

تشنه سوی خیمه‌­ها آسیمه­‌سر

 

حمله آوردند رو به سیرتان

در میان نخل­‌ها بر شیر نر

 

ناگهان خاری ز خوارستان جهید

دوخت مشک و سینه را بر یکدگر

 

همچو ماه از آسمان آن ماهرو

بر زمین افتاد از اسبش به سر

 

ناگهان بانوی آب و آینه

گفت فرزندم! گرفت او را به بر

 

بود خورشید آن طرف در پیچ و تاب

در افق می­‌دیدمش خونین جگر

 

جان گل­‌های معطر «ساقیا»

شرح غم را مختصر کن مختصر

 

بهروز ساقی