
در دفاع مقدس خوبیها و خصایص نیک در حد اعلاء بود و روایتهایی که در مورد فداکاری و ایثارگری مجاهدین صدر اسلام شنیده شده در دفاع مقدس به چشم دیده شد. خستگی ناپذیری همراه با توکل به خدا، معنویت، ساده زیستی، صفا و صمیمیت و بی ادعایی از ویژگیهای برجسته رزمندگان دفاع مقدس بود. رزمندگان دفاع مقدس با این که از نظر معنوی دارای مقام بزرگی بودند و از نظر نظامی نیز دارای تخصصهای مختلف بودند و هر کدام با لشکری برابری میکردند اما متواضع و فروتن بودند و بدین وسیله در قلوب مردم جایگاه خاصی داشتند. گاهی غذای این رزمندگان در میدان جنگ چیزی جر نان خشک نبود. رزقی که هم نصیب رزمنده بود و هم فرمانده.

در اخلاق رزمندگی، هیچ کس در احترام به شخصیت افراد، ملاحظه خاصى را در نظر نمىگرفت و به همه طبقات بهطور یکسان احترام میشد. اکثر فرماندهان دفاع مقدس در خط مقدم به شهادت رسیدند و این نشان از حاکم بودن اخلاق بر فضای جبههها بود. در آن زمان اگر کسی وارد لشکری میشد، فرقی بین فرمانده، پاسدار و یا بسیجی نمیدیدید.

در دفاع مقدس شاهد نوعی سبک زندگی قرآنی بودیم، تعاملی که رزمندگان با یکدیگر و حتی با اسرای دشمن داشتند، نوع اخلاقیات و روحیات، ایثار و شجاعتی که در جبههها از خود به یادگار گذاشتند همه نشان دهنده یک سبک زندگی ویژه از دوران دفاع مقدس است. پیر و جوان هم نداشت. اخلاقیات در همه به نوعی تجلی مییافت. فرزندی که تحصیل و مدرسه و خانواده را بلاتکلیف رها کرده بود تا سرنوشت جنگ را تغییر دهد یا پیرمردی که با وجود خبر شهادت فرزندانش، حاضر نمیشد به شهرش برگردد و عملیات را نیمه کاره رها کند.

همانند نورالله امیری که در نخستین روزهای سال 63 در جزیره مجنون مصاحبه تصویری میکند و از سرنوشت نامعلوم فرزندان شهیدش یعنی اصغر امیری و محمود امیری میگوید. اصغر امیری در 15 اسفند سال 1362 در عملیات خیبر به شهادت رسید. بخشی از مصاحبه این پدر شهید و رزمنده نجف آبادی قابل مشاهده است:

در جنگهای دیگر دنیا، فقط قامت افراد، توان رزمی آنها، میزان تسلط نیروها بر علوم و فنون نظامی و احاطه بر ادوات نظامی مورد توجه قرار میگیرد اما در دفاع مقدس به روح مجاهدین و رزمندگان توجه هم میشد. در جنگهای بزرگ دنیا، فرماندهان در قرارگاهها مینشستند و فرمان حمله صادر میکردند و به نیروها دستور میدادند که جلو بروید ولی در دفاع مقدس فرماندهان جلوتر از نیروها بودند و از طریق بیسیم به رزمندگان تحت امر خود دستور میدادند که جلو بیایند.

رزمندگان به خاطر بصیرت و نوع نگاهشان به مسائل جنگ، خیلی زود بزرگ میشدند. خیلی زودتر از سنشان. به همین دلیل بودند رزمندگانی که هنوز محاسنی بر صورت نداشتند و نوجوان بودند اما همچون پیری گرم و سرد چشیده در مصاحبههای مختلف تلویزیونی نطق میکردند و از مردم میخواستند تا برای امام دعا کنند. تخریب چی کم سن و سال لشکر نیز در این زمینه سخن گفته است که فیلم آن در ادامه قابل مشاهده است:
از آنجا که این جنگ حمله به تمامیت ارضی ایران بود باعث شد تا همه اقشار ملت اعم از کرد، ترک، بلوچ، عرب، ترکمن و پیروان همه ادیان اعم از مسلمان، یهودی، مسیحی و زرتشتی دست به دست هم دهند و از ایران دفاع کنند. وجود شهدایی از اقلیتهای مذهبی و تمامی اقوام مؤید همین مسأله است. آنان میدانستند صدام دست نشانده قدرتهای غربی و استکباری است به همین دلیل هیچ ابایی از درگیری رودر رو با امریکا یا رژیم صهیونیستی نیز نداشتند.
