تاریخ : 1400,یکشنبه 01 فروردين12:35
کد خبر : 81450 - سرویس خبری : سلامت

عشق در هر زبان و مکان


عشق در هر زبان و مکان

اگر در وجودتان عشق الهی شکوفه زد، از راه درست و معقول، آن را در وجودتان پرورش دهید و مشام جانتان را از رایحه‌ی خوش آن، عطرآگین کنید.

جعفری

فاش‌نیوز - عشق، شیرین‌ترین اتفاقی است که احتمالا یک بار در زندگی هر کدام از ما رخ داده است. رخداد بزرگی که زندگیمان را دگرگون می‌سازد و بعضا تا آخر عمر درگیر آن می‌شویم. حتی اگر اهل ذکر باشی و تسبیح؛ صد دانه‌ی همان تسبیح هم یک جمله به ما می‌گوید: یک بار تو عاشق شو، یکدانه شدن با من ...اما فقط به نام عشق خدایی ...

 و تو چه می‌دانی از ویژگی‌های عشقی که خدایی‌ست!؟ زیرا کمتر عاشقی پرده از مکنونات خود برمی‌دارد. آنان که زبان عشق را می‌دانند، لب بسته سرود عاشقی می‌خوانند ...


ولی ای کاش من بتوانم آن را به‌درستی برای تو شرح دهم؛ زیرا از قدیم گفته‌اند: هر چه گویم عشق را شرح بیان ...چون به عشق آیم خجل باشم از آن. نه فقط من، که بهترین نویسنده‌ها هم قادر به توصیف واقعی آن نیستند. زیرا می‌گویند: چون قلم اندر نوشتن برشتافت ...چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت. عمق ناتوانی انسان بیش از این است، به‌طوری که چون سخن در وصف این حالت رسید ...هم قلم بشکست و هم کاغذ درید!

 با این حال من امروز همه‌ی تلاشم را به‌کار می‌اندازم تا اندیشه‌ام درباره‌ی عشق را با شما به اشتراک گذارم. 

  علاقمندی‌ام به این موضوع از آنجا آغاز شد که کتاب رمانی به نام "رودخانه پیدار" را خواندم. رمانی بسیار زیبا از "پائولو کوئیلو" درباره‌ی عشق و ایمان. این کتاب اشاره به زندگی دختری جوانی به  نام "پیلار" دارد. او بعد از سال‌ها محبوب خود را پیدا می‌کند که به کسوت راهبان صومعه درآمده است. مسئول صومعه پی می‌برد که در دل راهب جوان، عشق دیگری جا خوش کرده است، او را برای روشن کردن تکلیف خودش به یک سفر روحانی هدایت می‌کند. سرانجام این دو دلداده در یکی از سخنرانی های راهب جوان همدیگر را می‌بینند. آنها یک هفته با هم در مراسمات معنوی متعددی شرکت می‌کنند. دختر متوجه می‌شود اگر دل محبوب را به سوی خود بکشد که تا حدود زیادی موفق می‌شود، اما هرگز نمی‌تواند ذهن و خیال او را از رویاها و آرزوهایی که داشته دور کند. اما در مدت همین یک هفته، جرقه‌ی خدا و مریم مقدس نیز در دل دختر شعله ور می‌گردد و نتیجه داستان آن می‌شود که هر دو شخصیت از ازدواج با هم صرف نظر کرده و هر دو خادم صومعه می‌گردند.

 وقتی این کتاب را خواندم، ناخودآگاه تمام ذهنم به سوی تصمیم دخترانی از سرزمینم ایران اسلامی پر کشید که چهل سال است وقتی نور خدا در وجودشان منجلی می‌شود، ازدواج با مجاهدان فی سبیل الله جانبازان، انتخاب خداگونه‌ی آنها می‌گردد. رزمندگان اسلام، کسانی هستند که با بینشی هوشیارانه و آگاهانه و با عشق، در راه اعتلای ارزش‌های الهی به رویارویی با هر نماد و حرکت طاغوتی می‌روند و در این راه جان و سلامتیشان را در طبق اخلاص می‌گذارند. اما خیلی از این دخترهایی که با جانبازان ازدواج کردند، اطلاعات چندانی از شرایط سخت همسران جانبازشان نداشتند؛ از شب بیداری‌ها، از دست تنهایی‌ها برای کشیدن بار زندگی، از گریه‌های شبانه در لحظه‌ی درد کشیدن همسر وقتی که هیچ کاری از دستش برنمی‌آید، از ساعت‌ها سرپا بودن در کنار تخت او در بیمارستان‌ها، از جدال سخت بین امید و ناامیدی پشت درب شیشه‌ای اتاق عمل برای بهبودی شوهر... با این حال با عشقی وصف‌نشدنی و بعضا با وجود مخالفت‌های شدید خانواده، راه رسیدن به خدا را که خدمت به جانباز بود، برمی‌گزینند و تا آخر عمر بر عهد خود وفادار می‌مانند. عشقی که هیچ توصیفی از عهده شرح آن برنمی‌آید!


 اریک فروم، یکی از روانشناسان مکتب فرانکفورت معتقد است عشق ورزیدن یک هنر است. او می‌گوید: هر جوشش و کششی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمی است که منجر به چنین کششی می‌شود. او عشق واقعی را ترکیبی از توجه، مسئولیت، احترام و معرفت می‌داند در حالی که فروید، عشق را اساسا پدیده ای جنسی می‌داند. اما کارن هورنای، با نظر استادش مخالف است و می‌گوید: محبت، پدیده ای جدا از تمایلات جنسی است که تنها گاهی با هم ارتباط پیدا می‌کنند.

 مازلو، یک روانشناس انسان گراست. او معتقد است بین عشق واقعی و دروغین تمایز خاصی وجود دارد. ساده‌ترین روش تمایز این دو مقوله در این است که در عشق دروغین، طرف مقابل به استثمار درمی‌آید. به‌جای پذیرش او چنان که هست، او به صورت باید باشد، در می‌آید. فقط انسان‌های خویشتن ساز از عشق دروغین دوری می‌گزینند.

 رولو می، روانشناش مشهور مکتب اگزیستانسیالیسم نگاه زیبایی به عشق و مهرورزی دارد . او چهار نوع عشق را بیان می‌کند که عبارتند از میل جنسی، اروس، فیلیا و مهرورزی. مهرورزی تعریفش این است: قابل ارزش است و محترم شمردن دیگری و علاقه به رفاه او بدون هرگونه نفعی که بتوان از آن بدست آورد. این عشق، نوعی عشق معنوی است که به رفتارها یا ویژگی‌های طرف مقابل وابسته نیست و نامشروط است. یالوم، روانشناس رویکرد وجودی، سه نوع انزوا را پیش می‌کشد: میان فردی، درون فردی و وجودی. در انزوای وجودی، فرد اسیر تنهایی و انزوای عمیقی است. به همین دلیل او معتقد بود: باید از روابط عاشقانه‌ای پرهیز کرد که ابزاری برای پرکردن انزوای وجودی است.
 
 در قرآن کریم، کلمه‌ی عشق به صراحت نیامده است. اما در آیه‌ی 165 سوره مبارکه بقره از معنای دیگری نام برده شده که عشق را می‌رساند و آن درباره‌ی کسانی است که ایمان به خدا دارند و محبت و دوستیشان درباره‌ی خدا شدید است. از آیات قرآن کریم این اصل استنباط می‌شود عشق باید مختص زیبایی ابدی خداوند باشد. اساس دین، عشق است!


طبق گفته‌ی دانشمند فرزانه، ملاصدرا تمام موجودات عالم به اعتبار عشق حقیقی، عاشق حق‌اند و مشتاق لقای اویند و خداوند متعال در ذات تمام موجودات عالم، این عشق را قرار داده است. اما وقتی انسان راه نیل به عشق خداوندی را گم می‌کند، به ابزارهای بدلی و عشق‌های اشتباهی روی می‌آورد و بدتر آنکه برای رسیدن به آن عشق کاذب، به رفتارهای غیرشرعی، عاشقانه‌های دزدکی و یواشکی روی می‌آورند. آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست... نابود به که بودن او غیر عار نیست!

واِلا در عظمت عشق همین بس که روایت داریم: "هر که عاشق شود ولی عفت نفس را سرلوحه‌ی بیقراری و سوز و گداز خود قرار دهد، رازدار باشد و بمیرد، شهید مرده است".

بر این اساس اگر در وجودتان عشق الهی شکوفه زد، از راه درست و معقول، آن را در وجودتان پرورش دهید و مشام جانتان را از رایحه‌ی خوش آن، عطرآگین کنید.
 

یک توصیه از من به شما تا دیر نشده: عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید، ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی.

 

ربابه جعفری

کارشناس ارشد مشاوره خانواده