تاریخ : 1400,دوشنبه 27 ارديبهشت10:50
کد خبر : 82275 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

انقلابی‌ گری به ادعا نیست!


انقلابی‌ گری به ادعا نیست!

امروز ملاک انقلابی‌گری است و خط انقلابیون با انقلابی نماها جدا می‌شود. رزمنده دفاع مقدس هم اگر در خطوط ترسیم شده نباشد نمی‌تواند مدعی انقلابی‌گری باشد...

رضا امیریان فارسانی

رضا امیریان فارسانی - انقلابی‌گری یک ادعـــا نیست، یک مطلب سیاسی، فرهنگی یا اصولی هم نیست. انقلابی‌گری یعنی وابستگی به خطوط ترسیم شده به واسطه شهدا و امام شهدا، انقلابی‌گری رزمندگی هم نیست. کمـــا اینکه یک رزمنده دفاع مقدس هم اگر در خطوط ترسیم شده نباشد نمی‌تواند مدعی انقلابی‌گری باشد.

بیش از دو دهه اوج تعریف اصولگرا و اصلاح‌طلب در یک جمله نورانی حضرت عشق رهبر فرزانه این دو مقوله در اذهان انقلابیون به طور کامل رفع شد، و امروز هیچ انقلابی وابسته به شهدا را نمی‌شناسیم که دنبال این مقوله ها باشد. چرا که سخن حضرت امام خامنه‌ایی حجتی است بر تمام افعال گویشی.

وقتی معظم‌له فرمودند که امروز ملاک انقلابی‌گری است و اصلاح‌طلبی و صولگرایی واژگانی قدیمی و فرتوت هستند، خط انقلابیون با انقلابی نماها جدا می‌شود. سی سال خیلی‌ها در این مسیر با هموار نمودن راه‌های رانت، ارتشا، حیله و تقلب تحت عنوان اصولگرا و اصلاح‌طلب بدترین ضربات ممکن را بر پیکره‌ی این انقلاب زدند و دیدگاه مردم را نسبت به ارزش‌های انقلاب کدر نمودند.

اما خدای تبارک و تعالی که آفریننده این انقلاب و حامی اصلی آن بود و شاهد خون‌های اهدایی برای ابقاء این انقلاب بود. در همه‌ی صحنه‌ها امدادهای خودش را شامل حال انقلاب نمود. هم‌چنانیکه در چنین روز و شبی در صحرای طبس فرمان داد به شن‌ها، رملهای‌ بادی و کور کننده صحرای برهوت طبس که ای شن‌ها بپاخیزید. با دستور من آنچنان طوفانی بر پا کنید که ادوات جنگی، هلی‌کوپترهای‌کبری، بمب‌افکن، هواپیمای آمریکایی و ژنرال‌های جوشیده از گرداب جنگ‌های نا‌منظم و چریک‌های مطرح را در یک نقطه مشخص زمین گیر کنید و عظمت باری‌تعالی را به نمایش بگذارید.

تا دیگر احدی در کاخی و اتاق فکری هوس براندازی این انقلاب ناب محمدی را نکند و شن‌های طبس دستورات خداوند تبارک و تعالی را با بهترین نحوه ممکن به اجرا گذاشتند و همه معادلات کاخ سفید واشنگتن و کاخ‌های پوشالی جهان را بر هم زدند و خدا بواسطه قدرت لایزالیش فهماند که ابابیل‌ها فرمانبر دارند رمل‌ها، شن‌ها، سنگ‌ها و همه متعلقات به زمین و زمان تحت فرمان اقدس الهی هستند.

انقلابی‌گر یعنی متوسل به این حوادث انقلابی‌گر یعنی آن خانواده‌ای که درسال ۵۷ خانه‌ای داشته و امروز بعد از چهل سال از عمر انقلاب هنوز همان خانه را دارد و یا اگر به‌ مکانی دیگر رفته خیلی تفاوتی بین این و آن نباشد این یعنی وابستگی به خطوط شهدا و امام شهدا، یعنی بودن در مسیر شهدا یعنی انقلابی بودن یعنی در مسیر انقلاب فقط برای انقلاب ایستادن نه اینکه از موقعیت‌هایی که انقلاب برایت ترسیم می‌کند نهایت استفادهای شخصی را ببری.

انقلابی یعنی جانبازان ویلچر نشینی که همنشین شهدا بوده‌اند، چهل سال است آرزوی یک مسافرت با خانواده‌اشان را دارند. انقلابی آن فرزند شهیدی است، که در فضای مجازی بدون اینکه وامدار کسی باشد، و یا سهمی برده باشد، با همه غرورش سخن بگوید. انقلابی یعنی جانبازی که منتصب به شهدا باشد و خود نیز در بتن جنگ سلامتیش را هدیه کرده باشد و امروز برای ابتدایی‌ترین ملزومات زندگیش گیر باشد.

اینها تعاریف انقلابی و انقلاب‌گری است. نه اینکه شما بواسطه سی‌ماه جبهه بودن یا چهار سال در تلاطمات انقلاب همیشه گوشه کناره‌ها را انتخاب کرده و دور از دود و سرب و گلوله ایستاده و امروز در رده رانت خواران زندگی کنی. امروز سرمایه‌ات قابل محاسبه نباشد، امروز ساختمان‌های مدرنیزه‌ات دیدگاه مردم پا برهنه (مصداق کلام امام راحل) را نسبت به ارزش‌ها و خون‌های داده شده مکدر کنی، یا اینکه در کودکی ضرباتی به جسمت وارد شده باشد و امروز همان جراحات را درصد جانبازی بگیری و بارانت‌خواری و عدم نیت انقلابی ربــا خواری و بنگاه‌داری و معامله‌گری بکنی و در محافل خود را منتصب به انقلاب بدانی.

این بزرگترین خیانتی است که امکان انجامش را یک نا‌اهل نامحرم دارد و برای انقلاب و ارزش‌هایش سمی مهلک و خطرناک شده. انقلاب، منشور اخلاقی انقلابی‌ها را اینگونه تعریف نکرد. هم‌چنانیکه امام راحل منشور انقلاب را اینگونه تعریف ننمودند. امام رحمة‌الله‌علیه با کوخ‌نشینان بر کاخ‌نشینان غلبه کرد و همیشه ندای حقانیتش رســــــا و قوی بود و امروز را برای ما تشریح نمودند که نامحرمان و نا اهلان نباید راکبان انقلاب باشند.

اما ما به هیچ کدام از وصـــایای امام عمل نکردیم، به هیچکدام از فرامین مقام عظمای‌ ولایت عمل نکردیم، سرمان زیر برف است و دشمن در حال تخریب خانه‌امان که با خون‌دل‌ها ساختیم. آمده و ما هم‌چنان مدعی انقلابی‌گری هستیم. شهید "شوشتری" چقدر زیبا فرمودند، که آنجا بوی ایمان می‌دادیم و اینجا ایمان‌مان بو می‌دهد. واقعیتی که هیچکس نمی‌تواند منکر آن بشود.

سکوت اهل‌دل و خون‌دل خوردگان منجر به آن شده که افرادی امروز صحنه‌های انقلاب را مدیریت کنند، که دیروز نقشی در روند جریانات انقلاب نداشته‌اند. جالب‌تر این است که این‌ها بچه‌های امام خمینی را و بچه‌های درد کشیده را و بچه‌های خون دل‌خورده را فاقدین وجاهت معرفی می‌کنند.

این قسمت کار درد آورترین نقطه چرخش پرگار نا اهلی و نامحرمی است. باید با یک نگاه انقلابی و یک حرکت بزرگ انقلابی در جامعه امیدی را جرقه زد که مردم فهیم با یک انتخاب اصلح همه این اما و اگرها را به پایان برسانند، و این وضعیت نابهنجار را پایان بخشد. و جوانان برومند انقلابی یکبار دیگر خودشان را باور کنند و در جهت دفاع از ارزش‌ها و اقتدار انقلاب‌شان با تمام وجود در صحنه باشند به امید آن روز طلایی در نزدیکترین زمان ممکن. 

والســــلام من اتبع الهدا

| رضا امیریان فارسانی