
فاش نیوز - از سال 2003 روز سیزده سپتامبر، مطابق با 22 شهریور روز "مثبت اندیشی" نامگذاری شده است. بحث توجه به روانشناسی مثبت نگر نیز از اواسط دههی نود میلادی با یک مقاله از سوی "سلیگمن و چیک سنت میهایی" آغاز شد.
دلیل روی آوردن به این واژه و مفهوم، ریشه در روزگار پس از پایان جنگ جهانی دوم دارد که بیش از نیمی از سربازان که از میدان جنگی برگشته بودند، آسیب های جدی جسمانی نداشتند ولی سالم و بی درد هم نبودند. در حقیقت درد آنها شدیدتر بود، زیرا دیده نمی شد. آنها به اختلالات روانی ناشی از فضای جنگ مبتلا شده بودند (کمری و بابک 1393). سلیگمن را پدر روانشناسی مثبت نگر می دانند. این رشته در سال 2000 به همت او و دو تن از همکارانش بنام چیکسنتمیهایی و کریستوفر پترسونر مطرح شد و رشد یافت.
مثبت اندیشی دستاوردهای مهمی در زمینه کنترل محیط، پیدا کردن هدف در زندگی، بهبود ارتباط با دیگران و در نهایت پذیرش خود به دنبال دارد( کمری و بابک1393). از آنجایی که انسان دارای ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است (شهیدی، حمدیه1392) ؛ روانشناسی مثبت گرا نیز از لحاظ ساختاری یک شاکله چند بعدی داشته که در برگیرنده این ابعاد است: زیستی، اجتماعی، روانی،شناختی، عاطفی و رفتاری و معنوی (خدایاری فرد و غباری بناب 1391 ).
سلیگمن و پیترسون(2001) در پژوهشی در این زمینه به این نتیجه رسیدند که افراد مثبت نگر سالم و شادترند و سیستم ایمنیشان رشد بهتری دارد. این دو دانشمند در یک کتاب هشتصد صفحه ای به نام "فضایل و توانمندیهای شخصیت، کتاب راهنما و طبقهبندی روانشناسی مثبت" مجموعهای از ویژگیهای مثبت و توانمندیها را نام بردند که در بهتر کردن کیفیت زندگی یک انسان سالم اثر دارد. از جمله این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
"افراد مثبت اندیش زندگی را با همه موانع آن دوست دارند و از حقایق آن حتی جنبه های منفی اش فرار نمی کنند. شکست ها آنها را ناامید نکرده، حتی با شادی و موفقیت های کوچک هم خوشحال می شوند".
تفاوت کار روانشناسان این رشته با سایر رویکردها در این است که در سایر رشته ها، پژوهش بر روی جنبه های منفی و مخرب افکار، باورها و احساس های انسان صورت می گیرد. اما در روانشناسی مثبت گرا، حیطه پژوهش های روانشناسی فقط محدود به بررسی بیماریها، آسیبها و ضعفها نیست، در همان حال به جنبه های مثبت افکار، باورها، احساس ها و رفتارهای انسان نیز توجه دارند (حسنی، احمدی و میردریکوندی1390).
مثبت گرایی به معنای داشتن افکار و رفتار و کرداری خوش بینانه در سخت ترین شرایط است. گاهی انسان در محیط و گستره ای از اتفاقات که سد کننده راه پیشرفتش بوده، چنان محدود می شود که خشم و احساسات منفی وجودش را فرا می گیرد. اما مثبت اندیشی به کمک انسان می آید و یادش می دهد چطور در همان حال بر قوتها و صفات مثبت خود متمرکز شده و راه های دیگری را تجربه کند.
یکی از روانشناسان مثبت گرا به نام "نورمن وینست" در کتاب نیروی بی کران تفکر مثبت می نویسد: معتقد است اگر فقط یک هفته مثبت بیندیشید، قلبتان را از نفرت و ذهنتان را از اضطراب خالی کرده و سطح توقعات خود را کاهش دهید و به فکر رنج دیگران هم باشید، آن وقت از دیدن نتایج این سبک زندگی در در اوج ناامیدی شگفت زده خواهید شد.
مبنای کتاب "تفکر مثبت اثر جول اوستین" این است: ما هر روز با نگرشی که در آغاز روز داریم، در شاد شدن یا غمگین شدنمان در آن روز سهیم هستیم؛ اگر ما انتخاب کنیم که شاد باشیم و به قسمت داشته های زندگی بها بدهیم، آن روز شاد هستیم و اگر با طلوع روز همچنان بر روی خواسته هایی که از آن محروم شدیم، توقف و تمرکز کنیم، در آن روز شاد زیستن خود را با گیوتین حسرت، ذبح خواهیم کرد.
بنابراین از آنجایی که مثبت اندیشی باعث افزایش طول عمر افراد شده و سطح افسردگی و پریشانی آنها را در هنگام کنار آمدن با سختی ها و استرس ها کاهش می دهد، مسئولین و نهادهای آموزشی باید بیشتر به آموزش هشت مؤلفه این مهارت: امید، تاب آوری، کیفیت زندگی، شادی، بخشش، خودکارآمدی، سرمایه روان شناختی و خوشبینی به خانواده ها همت داشته و توجه کنند.