
فاش نیوز - بسیار ساده انگارانه است اگر تحول دیجیتال؛ صرفا ابزار آسودگی بشر درک شود. جابجا شدن معنا و مفهوم روایات الهی و آسمانی در مورد سرشت انسان، با روایات کلان غیردینی و یا علمی، در مدرسه ی شبانه روزی فضای مجازی؛ تاریخ فردایِ جهان اجتماعی ( جامعه و فرهنگ ) را به مخاطره انداخته است.
از زمان شکل گیری چهار چوب اولیه ی رایانه ها در 1940و تولید انبوه اولین رایانه های دیجیتالی در بهار 1954 تا امروز یعنی 2022 و دوره ی شتاب حیرت انگیز نوآوری های امر دیجیتال، موضوعِ امتزاجِ آلیاژگونه ی تکنیک و پیامدهای فکری آن مورد توجه جامعه پژوهان بوده است.
نمی توان گفت که ما نوجوانان و جوانان را به مجتمع آموزشی فضای مجازی می فرستیم و از عواقب ویرانگر و بنیان بر افکن آموزه های آن پرهیز می کنیم. باید چراغی برای روشن کردن مسیرِ تربیت و دنیای آینده ی فرزندان این مرز و بوم که از رهگذر مِهِ غلیظِ دیجیتالیسم؛ از دیدگان پنهان شده است؛ فراهم نمود.
مفروض است که زیاده روی های تفکر تکنیکی در ارائه ی آگاهی کاذب؛ روند اندیشه ی نسل وب را به سوی جریانی نوین سوق داده است که هیچ سنخیتی با خاطره ی قومی جامعه ی ایران اسلامی ندارد؛ چرا که:
اولا: خمیرمایه ی شکل گیری اندیشه ی نوجوانان و جوانان؛ در دره ی سلیکون تهیه می شود.
ثانیا: شاکله ی رفتار اخلاقی و حتی معنوی نسل وب بر طبق اعتقادات و ارزش های ارائه شده از سوی کلیسای گوگل تنظیم می شود؛
ثالثا: در گوشه ی تاریک جنگل الکترونیک؛ یک روح شیطانیِ تصور ناپذیر کمین کرده است.
هر بیشه گمان مبر که خالی است / باشد که پلنگ خفته باشد
فرضیه:
الف: شب نشینی در فضای مجازی و افزایشِ بی رویه ی تعداد اعضای جوان تر این محفل، موجب بیگانگی، بی ریشگی؛ و معضلاتی می شود که بر زندگی آینده تآثیر معنادار خواهد گذاشت. این دور نما از آن جهت حائز اهمیت است که جامعه و فرهنگ ایران اسلامی همواره عاداتِ فکریِ مخصوصِ خود را دارد.
ب: اساسی ترین دگرگونی درحال وقوع، تبدیلِ معنا و مفهوم اندیشه ی مبتنی بر خاطره ی جمعی و قومیِ خاص! به تفکر تکنیکی است.
دانی که چه گفت زال با رستم گُرد/ دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
دیدیم بسی که آب سر چشمه ی خُرد/ چون بیش تر آمد شتر و بار ببرد
ج: فضای مجازی با تنوع سرسام آور شبکه های اجتماعی؛ به همدم همیشگیِ نوجوانان و جوانان تبدیل شده! و اخلاق فکری جدیدی دارد شکل می گیرد؛ بنابراین درک معنای زندگی به شیوه ی ایرانی اسلامی، نیازی ضروری است.
هر چند نمی توان در یک نوشته ی کوتاه، زیر و بم ها، علل و نتایج پیامدهای بازی پرهیجان فرشته و دیو بر روی الاکلنگ فضای مجازی را چنانکه باید و شاید پدیدارکرد؛ اما می توان با تآکید بر خاطره ی جمعی مردم ایران؛ مسؤلیت حفظ و انتقال گنجینه های نفیس آداب و رسوم و سنت و احکام را به نسل های بعدی یادآور شد.
از حیث نظری،خاطره ی قومی هر ملت ارتباط او را با وقایع اساطیری و مختصات فرهنگی حفظ می کند؛ « علومِ [طبیعی] نمی توانند با استفاده از مفاهیم خشک و منجمد واقعیت را دریابند.» در همین راستا و علی رغم پیشرفت شگفتی آور علم:
فهم شاکله ی رفتاری نوجوانان و جوانان و تفکری که از اسطوره و فرهنگ مایه می گیرد و افراد همواره سعی می کنند رفتار اخلاقی و معنوی خود را بر طبق ارزشهای پیدا و پنهان در آنها تنظیم کرده و با الگوهای آن منطبق سازند؛ از کارکرد های علوم انسانی است.
گذار کنونی ازعصر کتاب های چاپی به عصری که در آن دیجیتالی کردن همه ی کتاب های موجود در جهان مطرح است؛ به نسل نو ظهور این اطمینانِ توهم گونه را داده که تا ابد از هرگونه اطلاعات مورد علاقه اش اشباع شده و دیگر نیازی به منابع کتبی و شفاهی پیشین ندارد.
این مشکل اکنون بدتر از هر زمان دیگری برملا شده و در آینده بدتر هم می شود! چرا که وظیفه ی تربیت و ادب و احکام و حیا... را به تدریج و به طور کامل از دست اولیاء و مربیان که باید مراقب گذران درست اوقات فرزندانِ این مرزوبوم باشند! در خواهد آورد.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پرشد نشاید گذشتن به پیل
در میان کشورهای اسلامی، سرزمینی که بیش از هر کشور دیگر رسالت تفکر داشته ایران است. این قضاوت ناشی از یک تعصب ملی نیست؛ بلکه یک واقعیت است. وفادار ماندن تفکر اسلامی به خاطره ی قومی موجب شدکه آرمان های کهن ایران در قالب اسلام؛ صورتی نوین بپذیرند.
دین و سیاست از نظر هستی شناسانه و نظری کاملا به هم نزدیکند و باهم ارتباط دارند؛ در نتیجه ی فضیلت برآمده از تعلیم و تربیت اسلامی، نیاکان ما فره ایزدیِ ایمانِ خود را همچون هاله ای فروزان؛ گِرد سر ائمه ی اطهار (ع) بستند، و عشق به آخرت و معاد را که یکی از معتقدات شاخص روح ایرانی بود، در رستاخیز دو باره ی مهدی موعود(عج) بازیافتند.
یکی از جنبه های عشقی که « ایرانیان در پرداختن و آراستن دین اسلام به کار بستند» در دامنه ی ادبیات فارسی یعنی سند ملی خاطره ی قومی ایرانیان، تجلی یافته است.
شمس و قمر بر زمین حشر نتابد/ نور نتابد مگر جمال محمد(ص)
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد(ص)
گرایش به ارتباط برقرار کردن با فرهنگ های دیگر یعنی نفوذ بخشیدن و تأثیر پذیرفتن، که ملازم یکدیگرند؛ همواره در فرهنگ ایرانی اسلامی تجلی یافته است.« جهان برای زندگی نیازمند نیکان و پیش از همه نیازمند آدمی است.»
زمانه به مردم شد آراسته/ وزو ارج گیرد همی خواسته
انسانیّتِ انسان را هرگز، پیشرفت در زمینه ی فناوری دیجیتال تعیین نخواهد کرد بلکه «انسانیّتِ راستین او آن است که در فرا سوی هیاهوی زندگی و قیل و قال روزگار، گوشی شنوا به پیامی داشته باشد که بر روی بال خاطره ی ازلی می شکفد... » آنچه آدمی را انسان می کند، با بیان شایگان در واقعه ی "ورا تاریخی" قرار دارد.
ایران به مثابه ی حلقه ی اتصال قاره ی آسیا و دنیای غرب؛ همواره از چراغ امانت انسانیّت انسان، به خوبی پاسداری کرده است. اکنون برخی از سوداگران بازار اندیشه در مدرسه ی فضای مجازی «منکر اسلام و این جنبه از تاریخ ایران هستند» و به نظر می رسد با انزجاری بیمارگونه از هر موضوعی که صبغه ی اسلامی دارد، و دست درازی به تاریخ باستان، این نکته ی مهم را فراموش می کنند که « انکار اسلام؛ انکار چهارده قرن تمدن و تفکر ایرانی است.»
امروزه حکومت خودکامه ی امریکا؛ با دزدیدن امر فضیلت از نسل وب! مزاحم زندگی معصومانه ی نوجوانان و جوانان شده است. مدرسه ی شبانه روزی فضای مجازی با آموزش خوی اهریمنی؛ شهروندانی تربیت کرده که با نظام ارزشی و اعتقادات حاکم بر جامعه ی ایران اسلامی سر ستیز دارند و خیال ترک کشور را در سر می پرورانند.
نتیجه گیری:
به راستی که فضای مجازی یعنی مهمترین فناوری فکری و هم طراز با ارسال سفینه به کره ی ماه؛ با تأثیر پایدار بر چیستی و چگونگی تفکرِ نوجوانان و جوانان؛ شنیدن صدای خدا را به بیان بودلر از این « خوابستان» به امری معجزه آسا تبدیل کرده است.
در نزاع عقل مدرن با امر غیرتمندی نسبت به اعتقادات و ارزش ها؛ عبارت پردازی های سوداگران بازار اندیشه که برای نسل وب تعیین تکلیف می کنند و تعیین جهت عقربه ی افکار او را در دست دارند؛ چه بسا در مقام مقایسه، از کسانی که ستمگرانه بر مردم سلطه می رانند چندش آورتر باشد!
تبیین علمی روند جاری می تواند نسل نوظهور را به سوی رعایت اصل عدل و انصاف در هنگام قضاوت نسبت به روند امور هدایت کند.
به لحاظ تاریخی چنان که ویلیام هلزی هال خاطرنشان کرده «سیر تفکر غربی از تحولات قرن هفتم میلادی [طلوع اسلام] عمیقا تأثیر گرفت.... مسلمین حس اعتدال و شیوه ی زندگی پر باری را که اروپا قرن ها با آن فاصله داشت، کسب کردند. (تاریخ و فلسفه ی علم، صص 138،140) »
در مباحث اندیشه و اجتماع اغلب به دیدگاه های ارسطو که بر سراسر تاریخ اندیشه سایه افکنده و نظراتش به ویژه درباره ی نیرنگ حکومت خودکامه، هنوز چیزی از تازگی خود را از دست نداده، ارجاع می دهند؛ از جمله اینکه:
تابش خورشید اسلام بر ایران؛ و بهره گیری از تمام نبوغ قومی در جهت تکمیل و تلطیف فرهنگ اسلامی؛ هویت ایرانی را به بخش مهمی از هویت جهان اسلام تبدیل کرد.
در جهان پر هیاهوی کنونی؛ ایران با دور اندیشی! امانتدار حقیقت محمدی(ص) است و عشق به آل محمد(ص) و آخرین ظهور اخروی آن؛ حضرت حجت (عج) را بر همه چیز مقدم می داند. این ادعا با رشادتِ شهروندان غیرتمند ایران در هنگامه ی هشت سال دفاع مقدس اثبات شد.
سخن آخر:
پرتو افکنی بر فرآیند ایجاد مزاحمت از سوی امریکا برای زندگی فضیلت مندانه؛ و شالوده و سرنخ های معنادار سازنده ی افکار نسل نوظهور؛ نشان می دهد که دیزنی لند (شهرِبازی یا پارک تفریحی در لوس آنجلس ) بسیار واقعی تر و جدّی تر از آن است که تا کنون تصور می شد.
چه بر سرجوانان این مرز و بوم و بالاترین سرمایه های اجتماعی! خواهد آمد، اگر چاره ای اندیشیده نشود و نمادهای فرهنگ آمریکایی ( لاقیدی و بی بند و باری و ازدواج سفید و سگ گردانی و بوزینه بازی و انس با انواع و اقسام حیوانات چرنده و خزنده ... ) با همین شتاب ادامه یابد؟
این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب ها
اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود
یار یکی انبان خون، یار یکی شمس ضیا
چون هر کسی در خورد خودیاری گزید از نیک وبد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر لا
روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
پس بایزیدش گفت چه پیشه گزیدی ای دغا
گفتا که من خربنده ام پس با یزیدش گفت رو
یارب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا
| جانباز دکتر سید مهدی حسینی