تاریخ : 1400,دوشنبه 09 اسفند13:48
کد خبر : 88894 - سرویس خبری : زنگ خاطره

زیارت بی‌ریا



مریم عرفانیان
گاهی به زیارت امام رضا می‌رفت، بی‌آنکه به ما چیزی بگوید. یک روز میرزا، یکی از اهالی روستا جلویم را گرفت و گفت: «دیروز ابوالقاسم رو در حرم دیدم که
نماز می‌خوند.»
سری تکان دادم که: «به من چیزی نگفته بود!»
وقتی از او پرسیدم: «مادر جان شما دیروز مشهد بودی؟»
با کمی تأمل جواب داد: «زیارت بودم، شما از کجا خبر دارید مادر؟!»
گفتم: «پس چرا چیزی نگفتی؟»
ادامه داد: «بعضی وقت‌ها طوری به زیارت می‌رم که کسی از رفتنم مطلع نشود.»
پسرم را می‌شناختم، همیشه از ریا دوری می‌کرد...
بر اساس خاطره‌ای از شهید ابوالقاسم عصاریان
راوی: مادر شهید


منبع : کیهان