
ابوالقاسم محمدزاده
رضا هر وقت به عکس شهیدی میرسید، آهی میکشید و میگفت:
- آی شهدا! این روزا عجیب دلم گرفته. دلم به سیمای خاردار دنیا گیر کرده. شما از میدون مین و سیم خاردارش گذشتین ولی سیم خاردارای دنیا زمینگیرم کردن. شما با تموم خوبیا، با تموم شجاعتا وایستادین... آی شهدا ... دست منو بگیرین ...
خیلی نشد که شهدا راه را به او نشان دادند و دستش را گرفتند و بردندش سوریه و شد مدافع حرم. درست روز شهادت حضرت زینب(س) وقتی میگفت؛ «کلنا عباسک یا زینب» روح رضا کارگر پرکشید و ساکن حرم حضرت زینب(س) شد.