تاریخ : 1401,سه شنبه 03 خرداد15:45
کد خبر : 90248 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

شفافیت مسئولان مقدمه شفافیت جامعه


شفافیت مسئولان مقدمه شفافیت جامعه

محمدرضا سابقی

فاش نیوز - این سوال در جامعه مطرح است که چرا مسئولان ما شبیه خاطراتی که از دهه ۶٠ تعریف می‌کنند نیستند و شفاف عمل نمی‌کنند. برای تشریح این سوال بد نیست تا  این خاطره از شهید رجایی را دوباره مرور کنیم که " کولر را در حیاط دید و لبخند زد که بالاخره نوبت ما هم شد. فرد همراه شهید رجایی تعجب کرد که نوبت؟ گفت بله؛ در تعاونی برای کولر ثبت نام کرده بودم. گفتند که این کولر متعلق به تعاونی نیست و از دفتر نخست وزیر به خانه آمده است. شهید رجایی اخم کرد و گفت سریع کولر را برگردانید و هر وقت نوبت او رسید، خانه و اهل خانه کولردار خواهند شد."

 دوستی تعریف می‌کرد در جهاد سازندگی مشغول به کار بوده است و وقتی حقوق‌ها را تقسیم می‌کردند، بسیاری بخشی ازحقوق خود را بر می‌گرداندند و معتقد بودند قسمتی از آن حقوق برای زندگی آنها کفایت می‌کند و احتیاجی به بقیه آن ندارند و بهتر است آن پول به بیت‌المال برگردد.
در حال حاضر چرا رفتارها در جامعه عوض شده است؟ چرا برخی به حقوق دریافتی خود اکتفا نمی‌کند و به سمت اختلاس و خوردن پول مردم می‌روند؟ چرا کسانی در کلام درد اسلام دارند، الان در دادگاه‌ها در حال محاکمه به جرم خوردن پول مردم هستند؟ لطفا" مسؤلان به مردمی که دهه ۶٠ را ندیده‌اند بگویند که آیا خودشان نسبت به سال‌های ابتدایی انقلاب عوض شده‌اند یا اینکه مسؤلان آن زمان افسانه بوده‌اند؟!
 
هر چند که در دولت قبل فاصله مسئولان با مردم زیاد بود و شفافیت در عملکرد مسئولان وجود نداشت اما دولت منتخب مردمی آیت الله رییسی در مقایسه با دولت های قبلی از شفافیت بیشتری برخوردار است.
 
هر چند این سوال پیش می آید که آیا مسئولان کشور عوض شده‌ و به واسطه آنها مردم هم دچار تغییر شده‌اند. احتمالا این حدیث معروف "الناس علی دین ملوکهم" را خوانده یا شنیده‌ا‌ید. معنای عبارت این است که مردم به روش و طریقه حاکمان خویش زندگی می کنند.
سخن اینکه به همین راحتی مردم تحت تاثیر حاکمان خود قرار می‌گیرند. فکر می‌کنید چرا در سال‌های ابتدایی انقلاب، مردم به حقوق هم احترام می‌گذاشتند و حاضر بودند حتی جان خود را برای دیگری فدا کنند؟ چون آنها از مسؤلان خود پاکدامنی و صداقت می‌دیدند. مسؤلانی که بخشی از حقوق خود را می‌بخشیدند چرا که اعتقاد داشتند حق آنها نیست.
برخی روحانیون هم با تندترین و شدیدترین ادبیات به ویژه در خطبه‌های نماز جمعه با مسائل فرهنگی و اجتماعی برخورد می‌کنند و متاسفانه خبری از زبان نرم و "لَیِن" که سفارش قرآن است نیست.
این رفتار باعث می‌شود جامعه هم تندخو شود. باعث می‌شود یکان یکان افراد تشکیل دهنده جامعه خود را محق بدانند و فکر کنند حقشان توسط دیگران زیر پا گذاشته شده است.
اگر افرادی که مسؤلیت می‌گیرند، دست به اختلاس و فساد بزنند واقعا دیگر چه انتظاری می‌شود از مردم داشت؟ "آن که مدیر و مسؤل بود خورد، چرا من نخورم؟" این جمله بسیار آشنایی برای ماست. جمله‌ای که توجیهی شده است برای زیرپا گذاشتن قانون و یا خوردن حق مردم.
بنابر این وقتی مردم می‌بینند بخشی از مسئولان زندگی به سامانی دارند و چرخ زندگی‌شان به سرعت نور می‌چرخد و بعد مردم را دعوت به مقاومت و ساده زیستی می‌کنند، دیگر به سیاسیون اعتماد نمی‌کنند.
 
سخن آخر اینکه جامعه درست خواهد شد به شرطی که مسؤلانی که نقش حاکمان را بر عهده دارند، رفتار خود را به نفع جامعه اصلاح کنند. اگر چنین شود، قطعا حال جامعه ما خوب خواهد شد.
 
 |محمدرضا سابقی