
محسن ناطق - برخی اقدامات بنیاد از عجایب تاریخ است. برای مثال برای جانباز اعصاب و روان که دارای صورتجلسه سانحه و کمیسیون نهایی یگان اعزام کننده است و موج گرفتگی تایید گردیده است، در کمیسیون بنیاد فقط مصرف داروهای اعصاب و روان درصد دادند؛ اما موج گرفتگی یا اعصاب و روان فاقد درصد اعلام شده است.
همچنین موجگرفتگی شامل آسیب به گوش ها گردیده که بجای موج گرفتگی گوش ها به کاهش شنوایی درصد دادند که بدیهی است درصد کاهش شنوایی از موج گرفتگی گوش ها کمتر است.
لذا سیاست انقباضی بنیاد همچنان ادامه دارد و تلاش می شود تا خدمت رسانی به جانبازان کاهش یابد که ظلمی مضاعف محسوب می شود. در خصوص پرداخت هزینه تحصیل نیز متاسفانه برخی مسولان به علت ضدیت با جانبازان مانع از ادامه تحصیل شدند؛ در حالی که شرط احراز پست مدیریت مدرک تحصیلی است.
افسوس مسئولان بنیاد بجای خدمترسانی طبق قوانین تلاش کردند با ترفندهای گوناگون خدمترسانی را کاهش بدهند که گاهی با کاهش درصد جانبازان و گاهی ترک قانون عمل شده است.
فقط خداوند به داد جانبازان اعصاب و روان برسد چون شرایط جانبازان اعصاب و روان در اجتماع بسیار بغرنج است. در دادگاه بطور علنی حق مسلم جانباز اعصاب و روان را ضایع کردند و همچون فردی مهجور که مشمول هیچگونه حقی نیست برخورد داشتند.
در خصوص اجاره منزل نیز مشکلات بسیاری وجود دارد که گاهی مجبور به پرداخت وجوه اضافی می گردد و به همین ترتیب جانبازان اعصاب و روان که داروهای داخلی را بی تاثیر می دانند مجبورند داروهای خارجی که متخصص تجویز می کند مصرف کنند که هزینه را بنیاد متقبل نشده است.
و خلاصه جانبازان اعصاب و روان روزگار بسیار سخت و ناگواری را می گذرانند. همسرم می گوید ای کاش دست و پایت قطع بود اما اعصابت سالم بود چون خانواده بیشترین آسیب را در حضور جانباز اعصاب و روان متحمل می شوند.