تاریخ : 1401,چهارشنبه 05 بهمن22:56
کد خبر : 97602 - سرویس خبری : ایثارگران

... و صدای مردی را شنیدم که گفت عباسپور هستم!


... و صدای مردی را شنیدم که گفت عباسپور هستم!

یادم نمی‌رود سال ۹۲ به خاطر وضعیت حادم همسرم دنبال کار جانبازی ام افتاد؛ در حالی که هم راضی نبودم و هم امید به اینکه...

فاش نیوز - سلام، هرچند معلوم نیست جابجایی برای چه بود و بیشتر می دانیم کمبودها و نارضایتی ها عدم توان برآورده کردن خواسته ها و نیازهای جانبازان توسط مسیولین و خسته شدن شما به خاطر تنها بودن شما در مقابل اینها و آنها...

ولی دکتر عباسپور عزیز، به خاطر تمام تلاش و زحماتت سپاسگزاریم و سال ها و شب هایی که به فکر جانبازان بودی و خواب به چشمت نمی آمد و دلت به درد آمد و موهایت سپید شد.

شب زنده داری هایت به خاطر وضعیت کسانی که به تو و انجام کار به خاطرشان امید بسته بودند را ببخش. مطمئن باش در پیش خداوند ارزش خود را دارد.

یادم نمی‌رود سال ۹۲ به خاطر وضعیت حادم همسرم دنبال کار جانبازی ام افتاد؛ در حالی که هم راضی نبودم و هم امید به اینکه کسی یاری نمی‌کند.

تلفن خانه زنگ خورد و صدا مردی را شنیدم که گفت عباسپور هستم؛ از بهداشت و درمان تهران. مشکلتان چیست.

اشک ریختم که هنوز غیر از وظیفه، انسانیت زنده است؛ وجدان های بیدار هستند. مردان میدان کم نمی آورند!

«همت بلند دار که مردان روزگار / از همت بلند به جایی رسیده‌اند»

زنده باشی و رحمت به‌ آن شیری که خوردی. ان شاءالله... هر جا که هستی سالم و تندرست، موفق، پیروز و سربلند باشی!

|| رضائی