
فاش نیوز - دوستان همرزم و همسنگران سلام خسته نباشید، حقیر از درگاه خداوند معتال برای شما و خانوادههایتان درخواست سلامتی کامل و دلی خوش و خرم دارم. دوستان همرزم، من حتٰی نمیدانستم به ما هم ایثارگر میگویند چون همیشه شهدا و جانبازان و آزادگان ایثارگر بودند؛ تا اینکه یک وکیل پایه یک پیامی نوشته بود خواندم؛ تازه دوزاری من افتاد که ما هم جزئی از ایثارگران هستیم.
دوستان همرزم، من هم مثل خیلی از شما دوستان، نزدیک یک سال میشود، ثبتنام کارت ایثار هوشمند کرده ام، چون هم بسیجی رفتم جبهه، هم خدمت سربازیم را با ارتش در جبهههای حق علیه باطل شرکت داشتم.
دوستان من در سال ۵۹ بعد از 3 ماه که از تجاوز بعثیها میگذشت، با وجود این که در سن ۱۴ سالگی بودم، به اهواز اعزام و با نیروهای جنگهای نامنظم شهیدچمران در سوسنگرد، طراح، کرخهکور(کرخه نور) و دهلاویه در آزادسازی تپههای الله اکبر شرکت داشتم.
بعد از شهادت شهید چمران، این فرمانده بزُرگ، چند مرحله با بسیج سپاه، در دفاعمقدس حضور پیدا کردم؛ تا اینکه سال ۶۴ سنم به سربازی رسید. رفتم خدمت زیر پرچم انجام دهم. بعد از ۳ ماه آموزش، انتقال یافتم به تیپ ۳۷ زرهی شیراز. یکی دو هفته در شیراز بودم که اعزام شدم جبهه پاوه؛ بعد میمک و مهران رفتم.
در جبهه مهران، سال ۶۶ خدمت مقدس سربازی ام به پایان رسید؛ البته ۲۰ روز اضافه خدمت آوردم. میدانم همه حس روز پایان خدمت را میدانید؛ برای من که عروسی بود. خیلی خیلی خوشحال بودم. از خود جبهه یک اتوبوس از تیپ آمده بود تا افسرها و درجهدارها را به مرخصی ببرد. فرماندهمان یک برگه مرخصی به گروهبان نوشت و گفت با همین اتوبوس برو شیراز. رفتم کارت پایان خدمت خودم را از تیپ ۳۷ زرهی گرفتم و این هم گذشت؛ تا سال ۸۹ برای کسر خدمت پسرم رفتم شیراز، تیپ ۳۷ زرهی؛ ۲۱ماه جبهه بودم ۱۵ماه تائید کردند. وقتی پرسیدم چرا کم دادید؟ گفتند الباقی را مرخصی بوده ام. خلاصه ۴۰۸ روز بسیجی و ۴۵۶ روز ارتش؛ کلا ۸۶۴ روز شد.
روز حضور در جبهههای جنگ، ۱۷ماه کسر خدمت برای پسرم گرفتم. من از امتیاز حضور در دفاعمقدس ۱۷ماه کسرخدمت استفاده کردم، دوستان همرزم، من نظرات خیلی از دوستان را خواندم؛ چرا همه ناراضی...؟!
دوستان گرامی، دولت گفت من به بعضی از رزمندگان که زندگیشان خیلی خیلی مشکل داشته باشد کمک معیشتی میدهم. حقوق دولت همان 5درصد دانشگاه و چند چیز دیگر که با این سن به درد ما نمیخورد. دوستان عزیز، شما باید به خودتان افتخار کنید که در زمانی زندگی کردیم که دین خود را به وطن، سرزمین مادریمان ادا کردیم. به خودتان افتخار کنید که دشمن بعثی را از کشورمان بیرون کردیم؛ والانه فرزندانمان در امنیت زندگی میکنند.
شما به همین عراق و مردم افغانستان که همسایه وطن ما هستند نگاهی بیاندازید؛ الان بعد ۴۳سال جنگ و خونریزی، هنوز امنیت ندارند؛ چرا که کشور ما ۸ سال جنگ بود؛ ولی رزمندگان ایران مردانه جنگ کردند. شما به دیگران چکار دارید چه میگویند. فقط خود و خانوادهتات باید به خودتان افتخار کنید.
الان بعضی از دوستان میگویند آقای افتخاری شکمش سیره! نه بخدا؛ من هم مثل شما همرزمان هستم. فقط یادم میآید، وقتی صدام شهرهای کشورم را با موشک میزد، ما موشک نداشتیم تا جواب صدام را بدهیم و مردم شعار میدادند، موشک جواب موشک؛ اما موشک نداشتیم؛ فقط باید اشک میریختیم.
اکنون که آمریکا سردار سلیمانی را ناجوانمردانه شهید کرد، پایگاه آمریکا را با موشکهای ۹متری زدیم، برای من افتخار است. همیشه به دوستانم میگویم حالا ببینید ۵۰ سال دیگر ایران، وطنم به کجا میرسد! آمریکا هم از اولش اینگونه که نبوده است.
دوستان رزمنده و همرزم گرامی، امیدوارم حقیر را ببخشید، سرتان را به درد آوردم.
|| هادی افتخارینیا (مشهدمقدس)