تاریخ : 1402,یکشنبه 06 فروردين17:00
کد خبر : 98932 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

مظلومیت نظام و برخی از عوامل آن؛

انقلاب فرزندانش را می خورد یا فرزندان انقلاب...!


انقلاب فرزندانش را می خورد یا فرزندان انقلاب...!

خیلی باید اسف‌انگیز باشد؛ این که بنیاد و متولیان فرهنگی که داعیه فرهنگ ایثار و جهاد و شهادت دارند، از ظرفیت مادی و معنوی در اختیارشان به نیکوترین وجه استفاده ننموده و هنوز که حماسه سازان و مصادیق زنده و حی و حاضر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس عمرشان به دنیاست...

سیدرضا حسینی نژاد

فاش نیوز - مظلومیت نظام متاثر از عملکرد و رفتار و گفتار همه ماست. در همین مجلس انقلابی دو هفته قبل در موضوع تبدیل وضعیت ایثارگران دیدیم چه دیدگاه هایی درمورد ایثارگران وجود دارد. معلوم است که دراین حداقل۳۰سال اخیر، نه مجلس و نه دولت ها نتوانستند"امور ایثارگران"را مدیریت نموده و در مسیر مطلوب قرار دهند. به لحاظ علاقه ای که دارم اکثر جلسات علنی مجلس را از طریق رادیو و تلویزیون تعقیب می کنم؛ نطق ها را می شنوم. در بررسی مواد طرح ها و لوایح سخنان مخالف و موافق و چگونگی تصویب آنها را شنیدم، گاهی تعجب می کنم؛ گاهی هم دلگیر می شوم که دقایق مجلس چقدر ارزشمند است و هزینه‌بر؛ اما عده ای از نمایندگان این ارزش را درک نمی کنند.

خداوکیلی مجلس ما در هر دورانش روی پای حدود ۳۰ نماینده می چرخد و بقیه فقط صندلی ها را پرکرده اند و تعدادی هم علیرغم تذکرات رئیس مجلس یا هیئت رئیسه، اصلا نه توجه دارند و نه رای می دهند. بعضی مصوبات هم طوری تنظیم شده که یااصلا آیین نامه هایش به نگارش درنمی آید یا چنان همدیگر را نقض می کند که قابلیت اجرا ندارد. درقانون به اصطلاح جامع خدمت‌رسانی به ایثارگران نمونه هایش کم نیست. مجریان هم انگار یا اجازه اجرا ندارند یا اراده و انگیزه در آنها وجود ندارد، یا تنگ‌نظری بر آنها مستولی می گردد و در بهترین حالت، اهمیتی نمی دهند. مظلومیت نظام بعضا متاثر از نوع تفکر یکجانبه‌نگری و خودبینی و تنگ‌نظری خود ماها هم هست.

البته به لحاظ گذشت ۳۴سال از جنگ و دعوای همیشگی ایثارگران با مجریان و متولیان به خاطر اجرا نشدن مواد قانونی یا بد اجرا شدن یا ناقص اجرا شدن، یک فرهنگواره نامیمون از یک طرف در اذهان مسئولان نسبت به ایثارگران (حتی اگرخود مسئول و مسئولان هم از ایثارگران باشند) و همانطور در اذهان جامعه هدف نسبت به مسئولان و مجریان مربوطه، از طرف دیگر در اذهان مردم نهادینه گشته و یک دعوای چند جانبه گاها محسوس را جاری ساخته، که علتش در محلس و دولت، و معلولش جامعه هدف هستند.

خیلی باید اسف‌انگیز باشد؛ این که بنیاد و متولیان فرهنگی که داعیه فرهنگ ایثار و جهاد و شهادت دارند، از ظرفیت مادی و معنوی در اختیارشان به نیکوترین وجه استفاده ننموده و هنوز که حماسه سازان و مصادیق زنده و حی و حاضر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس عمرشان به دنیاست از وجودشان برای نگارش تاریخ واقعی و حقیقی این رویداد مبارک یعنی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نهایت استفاده را ننمایند؛ تا خدایی نکرده اغیار در صدد تحریف این مهم برنیایند و برخطوط فکری آیندگان تاثیر منفی بگذارند؛ که فردا دیر است!

نظام ظلم ستیز جمهوری اسلامی که هیمنه استکبار جهانی را در هم ریخته و اکنون مصادیق این درهم‌ریختگی و ازهم‌پاشیدگی را به وضوح در صحنه جهانی و معادلات منطقه ای شاهد هستیم، اما خودش مظلوم واقع می شود و ظلم در حقش از جانب همین هایی‌ست که عرض شد؛ مدیران و مسئولانی که در حداقل تراز انقلاب اسلامی نیستند، دلسوزان تنبل و زرنگ های فرصت طلب و مدعیان نادان، مدیران خنگ انقلابی‌نما و زرنگ های قبلا انقلابی و شاید هم ایثارگر که نه از راه شایستگی و تعهد و کار آمدی، بلکه با رابطه حزبی و گروهی و فامیلی و ستادهای انتخاباتی به مدیریت ها و مسئولیت هایی دست یافتند و طبیعی‌ست که کج‌روی کنند، و بعضا افراد ظاهرالصلاح شاید هم انقلابی واقعی و از خانواده ایثار و شهادت که مع‌الاسف در نیمه راه، گرفتار زرق و برق و اشرافیگری، آن هم از بیت المال شدند، اینها موجب مظلومیت نظام شده اند ومی شوند؛چرا؟ چون عملکردشان منفی‌ست موجب نارضایتی مردم می شوند و چون عناوین انقلابی و ایثارگری یا وابسته به ایثار و شهادت را یدک می کشند، نظر و ذهن مردم، خصوصا جوانان و نوجوانان را نسبت به مسئولان و نظام خراب می کنند. و در نهایت در داخل خانواده بزرگ ایثار و شهادت، دعوایی بین خودی هاست؛ جانباز درصدپایین با درصدبالا و بالعکس، رزمنده با جانباز و آزاده، و بنیاد با همه اینها. مثال معروفی که می گویند: «مهمان مهمان را نمی تواند ببیند و صاحبخانه هر دو را»، اینجا مصداق پیدا می کند.

گاهی مردم عادی که فکر می کنند اینهمه مواد و مصوباتی که برای ایثارگران صادر میشود واقعیت دارد و اجرا می گردد، معترضانه می گویند مگر همه ایران فقط ایثارگران هستند؟ این آتش از گور مسئولان و مجریانی برخاسته که در این چند دهه نتوانستند یا نخواستند مصوبات ایثارگران درست اجرا شود. در نتیجه دعوا در جامعه تسری پیدا نمود، و همان مثال: «داخلمان خودمان را کشته، بیرونمان مردم را»  واقعا برای جامعه ایثارگران صدق پیدا می کند. تنها راه پایان یافتن این دعوای اجرا نشدن مصوبات ایثارگران فقط یک صبر حدودا ده ساله را از مدیران و مسئولان حال و آینده می طلبد تا دیگر آزاده و جانبازی درقیدحیات نباشد. وگرنه ازاین تنوری که ما می بینیم، نانی برای جامعه هدف گرم نمی شود. اما برای مدیران و مسئولان از اول سود داشته و همچنان جاری و ساری‌ست.

خدا عاقبت ما را بخیر کند. به عاقبت مسئولان قبلی و کنونی و بعدی کاری نداریم!

|| سیدرضا حسینی نژاد