تاریخ : 1402,سه شنبه 15 فروردين19:47
کد خبر : 99147 - سرویس خبری : ایثارگران

تغییر ساختار بنیاد و تاثیر آن در وضعیت جانبازان و ایثارگران


تغییر ساختار بنیاد و تاثیر آن در وضعیت جانبازان و ایثارگران

به نظر می رسد بنیاد بیش از آن که نیاز به تغییر ساختار داشته باشد نیاز به تغییر در نگرش دارد. فقدان باور به ولی نعمت بودن جامعه ایثارگری و نگاه از بالا به آنان از سوی مدیران ارشد و حتی مدیران میانی و نیز غفلت از این نکته که افضل بودن این نهاد به دلیل افضل بودن کسانی است که...

فاش نیوز - تغییر ساختار بنیاد و تاثیر آن در وضعیت جانبازان نخاعی؛ در ابتدا باید اذعان نمود که به دلیل عدم التزام به قوانین مربوط به ایثارگران و تکالیفی که برعهده مدیران بنیاد گذاشته شده است، این نهاد صحنه آزمون و خطای سلیقه های مدیران، یکی پس از دیگری شده است.

در مجموعه های تولیدی اعمال شیوه های مدیریتی برای افزایش تولید و بالانس هزینه و درآمد امری بدیهی است و هر مدیری به راحتی می تواند بنا بر آموخته های شحصی خود ساختار سازمانی و وظایف هر یک از بخش ها را دائما تغییر داده تا به نتیجه مطلوب دست یابد، لیکن در سازمانی که موضوع آن ارائه‌ی خدمات به انسان و آن هم انسان‌های خاص با مشکلات عدیده‌ی جسمی، روحی و نیازهای خاص می باشد، هر گونه اعمال سلیقه و تغییر ساختار در سازمان می بایست با دقت کامل صورت پذیرد؛ زیرا هر تصمیم نابجایی می تواند آثار مخربی بر سلامتی و روح و روان جامعه هدف بوجود آورد که جبران آن به این سادگی امکان‌پذیر نیست.

بیش از ۴ دهه است که ایثارگران شاهد جابجایی جریان های سیاسی کشور و به تبع آن تغییر در مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران هستند. هر از گاهی مدیری می رود و مدیری دیگر می آید و دقیقا از همان ابتدا هر بنایی که در دوره قبلی گذاشته شده در دوره بعدی تماما کنار گذاشته و همه چیز از صفر شروع می شود. گویی که قبلی ها از دنیایی دیگر و کرات دیگر آمده بودند. به عنوان مثال می توان به دستورالعمل استفاده از مراکز جامع توانبخشی(تهیه شده توسط انجمن جانبازان نخاعی)، که از شاخص های علمی و کارشناسی لازم برخوردار بود، اشاره کرد که از پیش از دوره مدیریت آقای مهندس اوحدی و به مدت سه سال مورد پیگیری این انجمن بوده و نهایتا در اواخر دوره مدیریت ایشان تصویب و ابلاغ گردید. لیکن متاسفانه با ورود آقای دکتر قاضی‌زاده و با این توجیه که از ظرفیت مراکز جامع توانبخشی نباید به عنوان فضای آسایشگاه استفاده کرد، هم این ظرفیت مراکز بلااستفاده ماند و هم مشکل نیاز جانبازان نخاعی مقیم منازل به آسایشگاه، حل نشده باقی ماند. در حالی که اگر مدیران بر اساس قوانین بالادستی عمل می کردند، می بایست پیشرفت امور را(مانند ماراتن رو به جلو) شاهد می بودیم؛ نه توقف و برگشت به عقب!

یکی از تغییراتی که با رفت و آمد مدیران، خصوصا در دوره اخیر شاهد هستیم، تغییر کلی در ساختار بنیاد شهید و امور ایثارگران، بدون تناسب با نیازهای جامعه ایثارگری و به طور اخص، جانبازان نخاعی است. از دیگر عوامل عدم موفقیت بنیاد در ماموریت ها می توان به نبود روحیه بسیجی و مزه کردن حقوق های ۵۰ میلیونی به دهان مدیران اشاره کرد؛ که همین امر موجب شده غالبا مدیران برای رسیدن به چنین درآمدهایی دائما در رقابت با یکدیگر عمل کنند و از ارائه خدمات باز بمانند.

به نظر می رسد بنیاد بیش از آن که نیاز به تغییر ساختار داشته باشد نیاز به تغییر در نگرش دارد. فقدان باور به ولی نعمت بودن جامعه ایثارگری و نگاه از بالا به آنان از سوی مدیران ارشد و حتی مدیران میانی و نیز غفلت از این نکته که افضل بودن این نهاد به دلیل افضل بودن کسانی است که باید به انها خدمات ارائه شود، علت اصلی عدم موفقیت این نهاد در ماموریت های محوله است. در اوائل پاییز سال ۱۴۰۱ که خبر تصمیم ادغام بخش هایی از بنیاد(ادغام موسسه ایثار با سازمان سیاحتی کوثر که در سرنوشت جانبازان نخاعی تاثیر مسقیم می گذاشت) شنیده شد؛ هم به صورت مکتوب و هم در جلسه حضوری با ریاست بنیاد، به علت عدم تجانس این دو بخش در ماهیت و ماموریت ها نسبت به ادغام مورد نظر اعلام مخالفت شد، ایشان موضوع را به آقای جلیلی، رییس کمیته ادغام ارجاع دادند؛ که در جلسه با ایشان نیز ادله مخالفت به طور مشروح بیان شد و در همان جلسه گفته شد که برخی از اعضای کمیته ادغام در دوره مدیریت اجرایی، نه تنها سابقه خوبی نداشته‌اند، بلکه عملکرد آنان مشکوک به خیانت می باشد. لیکن ظاهرا قرار بوده این ادغام و تغییر ساختار به هر قیمتی رقم بخورد.

هم‌چنین در اولین دیدار با رئیس بنیاد، به طور مشخص ۳ موضوع(خودرو، ماندگاری حق پرستاری و نقیصه موجود در لوازم بهداشتی مصرفی) مطرح گردید؛ که متأسفانه ایشان هیچ باوری به لزوم واردات خودرو برای جانبازان نخاعی نداشت؛ و در دو مورد دیگر هم تاکنون موفق به حل آنها نبوده اند.

لازم است در این جا به بندهای ۹ تا ۱۲بیانیه فراموش شده منشور (اصول رفتاری و اخلاقی کارکنان) بنیاد، خصوصا بند ۱۰ آن اشاره کرد و علت را در زیر پا نهادن این اصول ریشه‌یابی کرد:

۹- برای توسعه و پیشرفت پایدار ایران اسلامی و حفظ مصالح و منافع نظام با تمام توان در جایگاه فردی و سازمانی از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.

۱۰- سهیم سازی ایثارگران در تصمیم سازی و اجرای برنامه‌های درون سازمانی و برون سازمانی را به عنوان سیاست راهبردی بنیاد پی گیری می‌نماییم.

۱۱- تمامی تلاش خود را در جهت سوق دادن قوانین، امکانات نرم افزاری و سخت افزاری درون سازمانی و برون سازمانی به سمت نیازهای واقعی ایثارگران معطوف می‌نماییم.
۱۲- همیشه و در همه حال رضایت خداوند متعال را مد نظر قرار داده و بر آنچه که بر آن امر یا نهی فرموده‌اند توجه کامل داشته و او را ناظر بر اعمال و کردار خود می دانیم و به کار بستن روحیه بسیجی، برگرفته از روحیه ایثار و شهادت را ضروری و مورد انتظار مراجعین می‌دانیم.
در این مجال، به طور مشخص در خصوص تغییر ساختار بنیاد سوالاتی مطرح است که پاسخ به آنها می تواند صحیح یا غلط بودن تغییر ساختار و سیاست های اعمالی را مشخص نماید.
۱- آیا تغییر ساختار، بندهای مذکور در منشور(اصول رفتاری و اخلاقی کارکنان) را تامین و محقق خواهد کرد؟
۲- آیا عدم‌ تعادل میان بخش‌های اداری با بخش‌های خدماتی در ساختار جدید و فربه تر بودن ساختار اداری نسبت به بخشهای خدماتی حکایت از آن ندارد که بنیاد بیش از آنکه اراده خدمت به ایثارگران را داشته باشد، اراده خدمت به خود را دارد؟
۳- در دوره ای که معاونت مستقل بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران وجود داشت، بسیاری از مشکلات درمانی جانبازان نخاعی وضع چندان خوبی نداشت، حال که در ساختار جدید این معاونت به طور کلی امحا شده است چه امیدی می توان به بهبود وضعیت درمانی و تامین تجهیزات توانبخشی داشت!؟ و اینکه آیا سنگین کردن بار بخس درمان با درگیر کردن آن به اموری مانند؛" اشتغال و کارآفرینی "و" مسکن و تسهیلات رفاهی" آنرا از ماموریتهای فرضی باز نمی دارد!؟
۴- دربازه زمانی خاصی در بنیاد ذیل معاونت بهداشت و درمان چهار مرکز تخصصی از جمله مرکزجانبازان نخاعی وجود داشت که به مرور، یکی پس از دیگری برچیده شد،ٍ حال که در ساختار جدید اساسا نامی از جانبازان نخاعی در میان نیست چه امیدی به بهبود وضع موجود می توان داشت!؟
۵- ماهیت سالمندی در افراد غیر نخاعی با افراد نخاعی کاملا متفاوت است، سالمندی جانبازان نخاعی مساوی است با افزایش عوارض ناشی از مجروحیت و بالا رفتن هزینه درمان و توانبخشی، آیا در ساختار جدید و حتی پیش از ان برنامه ای برای چنین شرایطی وجود داشته است؟ و اساسا درساختار جدید به آن پرداخته شده است!؟
۶- آیا تغییرات مورد نظر مسئله واردات خودرو که نه تنها تا کنون هیچ حرکت رو به جلویی نداشته، بلکه باعث آبروریزی و لکه دار شدن حیثیت ایثارگران شده را حل خواهد کرد؟
۷- آیا مشکل عدم تامین و توزیع اقلام بهداشتی مصرفی و تجهیزاتی مثل ویلچر مورد نیاز جانبازان نخاعی و تحویل با تاخیر آنها در ساختار حل خواهد شد؟
۸- آیا مطالبه استمرار حق پرستاری پس از شهادت جانبازان نخاعی که از استحکام دراستدلال برخوردار است، در ساختار جدید حل خواهد شد؟
۹- آیا عدالت در ارائه‌ی خدمات میان جانبازان نخاعی مقیم آسایشگاه ها با جانبازان نخاعی ساکن در منازل برقرار خواهد شد؟ واساسا نیاز این گروه از جانبازان به آسایشگاه برآورده خواهد شد؟
 
|| انجمن جانبازان نخاعی ایرانیان ۱۵ فروردین ۱۴۰۲