
فاش نیوز - در تاریخ ۱۶ فروردین، ابتدای سال جاری خبر تاسفباری جامعه هنری ما را تکان داد که: کیومرث پوراحمد، یکی از فیلمسازان برجسته کشورمان در سن ۷۳ سالگی در بندرانزلی خودکشی کرده است.
ما در این مطلب قصد نداریم به جزئیات این اقدام اشتباه بپردازیم؛ چرا که آنچه در منابع رسمی و موثق آمده این است که این فیلمساز پرآوازه ایرانی، وصیت نامه خود را در هشت صفحه تنظیم نموده و خواسته صرفاً خانوادهاش این وصیت نامه را خوانده و اینکه این مطالب رسانه ای نشود. به همین دلیل ما هم به تصمیم این مرحوم احترام گذاشته، درتحلیلی کوتاه، به زندگی هنری و آثارش خواهیم پرداخت.
بیشتر مردم ایران کیومرث پوراحمد را با، مجموعه (قصه های مجید) محصول 1370 شناخته و می شناسند، اما مرحوم پور احمد، صرفا" در حوزه کودک و نوجوان فعالیت نداشته و صرفا" به چند اثر شاخص در آثارش، درموضوعات مختلف اشاره ای کوتاه خواهیم نمود.
در سال 1375 مرحوم پوراحمد، دست به ساخت مجموعه پلیسی معمایی "سرنخ" زده و نشان داده در این حوزه و این موضوع نیز حرفهایی برای گفتن دارد، در یکی از این قسمت های سریال به نام تماشاخانه (محمدرضا فروتن) بازیگر جوان و کم نام و نشان آن زمان را به دنیای سینما معرفی می کند.
فیلم شب یلدا محصول ۱۳۸۰ بوده، که تاکنون نظیرش در ایران ساخته نشده، چرا که تمام صحنه های این فیلم در یک خانه فیلمبرداری شده و فقط یک بازیگر دارد و محمدرضا فروتن توانسته در مدت زمان این فیلم، بیننده را مجذوب داستان فیلم و بازیگری خود کند.
در سال ۱۳۸۵ این کارگردان به حوزه سینمای دفاع مقدس ورود پیدا کرده، فیلم (اتوبوس شب) با بازی مرحوم خسرو شکیبایی را کارگردانی می کند، پوراحمد در این فیلم مهرداد صدیقیان هنرپیشه نوجوان سینما را به علاقه مندان معرفی می کند و نشان می دهد، در این حوزه حرفهایی از جنس دفاع مقدس، صاحب نظر بوده و می باشد.
و اما در آخرین فعالیت سینمائی خود، در سال ۱۳۹۷ فیلم "جمشیدیه" به کارگردانی یلدا جبلی ساخته می شود، در این فیلم ضمن حضور هنرپیشه های جوانی مانند سارا بهرامی، حامد کمیلی، ستاره پسیانی و... خود مرحوم پوراحمد، در این فیلم یک نقش فرعی بعنوان بزرگتر خانواده دارد، اما حضور او بی دلیل نبوده و در این فیلم به یک موضوع بسیار حاد، اما به ظاهر بی اهمیت فرهنگی در جامعه می پردازد و آن "فحاشی های" بی دلیل در بین مردم است.
در اینجا قصد دارم آنچه از این فیلم برداشت نمودم بنگارم، هنگام مشاهده این فیلم در ۱۲ تیر ماه ۱۴۰۱ شخصا این فیلم را مشاهده کردم و زمانی که حضور این فیلمساز را، در این فیلم دیدم با خودم گفتم حضور این فرد بی دلیل نیست، چرا که هرگز به خاطر مسائل مالی در فیلمی حضور پیدا نمی کند و تاکنون در معدود فیلم انگشت شماری حضور کم رنگی ذاشته، پس با دقت بیشتر به تماشای فیلم پرداختم تا ببینم مضمون آن چیست و چه درون مایه ای دارد، که حضورش می خواهد ارائه دهد، داستان موضوع فحاشی های عادی شده ایست، که متاسفانه در جامعه رواج دارد و در هر مکانی شاهد این موضوع هستیم؛ مانند نزاع های خیابانی بر اساس هیچ و پوچ، یا در استادیوم های ورزشی، خصوصا فوتبال، یکصد هزار نفر در استادیوم به داور فحاشی می کنند و چند میلیون نفر آن را به صورت زنده می شنوند و کسی اهمیتی نمی دهد.
فیلم داستانی را نشان می دهد برای دو راننده، برسر یک موضوع رانندگی درگیرشده و بخاطر همین فحاشی دو خانواده دچار فروپاشی می شوند، که شاید برای هر فردی یا خانواده ای اتفاق بیفتد.
تاثیر این فیلم و بازخوردش برای خودم آنقدر زیاد بود که از همان لحظه پایان تماشای این فیلم، حدود ساعت 7 غروب تاریخ یاد شده، تصمیم گرفتم دیگر هرگز و به هیچ وجه به کسی، حتی در دل ناسزا نگویم و بددهنی نکنم؛ و خدا را شکر که دیگر نه در زبان و نه در دل، این عادتی را که از کودکی هنگام بازی بچگانه، در مدارس و پس از آن در جمع دوستان، گاهی گفتنش برای ما عادی شده بود کنار گذاشتم. برای مثال حتی هنگامی که در تلویزیون در فیلم ها خیلی عادی می گویند: دهن ما... شد، از این عبارات استفاده نکرده و درنهایت می خواهم بگویم: پدر صلواتی و بس.
این بود یک یادگاری از مرحوم کیومرث پوراحمد، که مدیون ایشان شدم و ملکه ذهنم شد؛ آن هم در میانسالی و بالای 50 سالگی. روح این کارگردان فقید سینمای ایران قرین رحمت الهی. خداوند او را بیامرزد و روحش شاد.
یک نکته اخلاقی: هیچ انسانی کامل نیست، غیر از انبیاء و ائمه معصومین (ع). انسان کامل، انسانی است که بداند چه نقصان اخلاقی دارد و بر اصلاح آن بکوشد و بر آن چیره شود. آدمی در هر شرایط و سنی قابلیت تغییر دادن خود را دارد!
|| مرتضی قنبری وفا. 25 فروردین 1402