سه شنبه 24 آذر 1394 , 15:18




ما کبوتران جَلد حریم ولایتیم
دریا در مقام دریادلیتان نام برکه بر خود نهاد ؛ پولاد در مقام عزم پولادینتان پنبه گشت ؛ شادمان ذی حیات خویش کنید که یاران دیرینتان عند ربهم یرزقونند
م.ر.ک جانباز - سخنی مگو که دشمن را شاد کند . به مصداق .... هر راست نشاید گفت ..... ناراست نباید گفت عمل کن ... باسلام و درود بر ارواح طیبه شهدای جنگ تحمیلی و جانبازان و رزمندگان دلاور . از چه بیزاری همرزم دیرینم ؛ از چه نا خرسندی یکه تاز ؛ ذهن را آشفته دارالمجانین دنیای زر پرستی مکن ؛ که عاقبت زر پرستان به عتابی سخت عقوبت شوند ؛ شمایان افتخار تک سواری ولایت الله را بر گرده خویش دارید ؛ سنگ گریان شود از برای مقام شما ای صخره شکنان فرهادی ؛ ما کبوتران جلد حریم ولایتیم ؛ بر افتخار خویش ببالید که نا کسان مفتخر نگردند.
دریا در مقام دریا دلیتان نام برکه بر خود نهاد ؛ پولاد در مقام عزم پولادینتان پنبه گشت ؛ شادمان ذی حیات خویش کنید که یاران دیرینتان عند ربهم یرزقونند و شما نیز .... آری ؛ آری همرزمان ، در روزگار ما چه قلیلند جوانمردانی که پرده های ظلمانی دریدند، و از سیطره تاریکی رهیدند .و جمال دلربای حقیقی معشوق را بی واسطه به تماشا نشستند و جز رضای محبوب، تمنایی در دل ننشاندند و چه نادر رهروانی که صادق و بی ادعا لباس خدمت به ملت و نظام به تن کردند و با همتی بلند سختی راه را به جان پذیرفتند و از سنگلاخ های زمانه و عقبه های دشوار عبور کردند و نقش تاریخی خویش را به عظمت و با شکوه و جلالی بی مانند رقم زدند و نامی ماندگار از خود به جای گذاردند.
بی تردید آنها، در این جهان پرهیاهو، فارغ از هزاران هزار همهمه و آسوده از انبوه روزمرگی ها و حجم فراوان غوغا و فریاد، رهیده از «خیال و قیاس و گمان و وهم» و به دور از عوام فریبی ها و عوام گرایی ها و عوام زدگی ها، جامه خدمت پوشیدند و جام عشق سرمدی نوشیدند و بی اعتنا به رغبت ناسوتی و رد دنیاطلبی و منفعت جویی زراندوزان و تزویرگران قله خدمت را نشانه رفتند و در تمنای وصال جانان و در جوشش و پویش همان عاشقی و سرگشتگی کوشیدند و به دور از منیت و مزدوری و با تواضعی در اوج و با ایمانی استوار، کمر همت بسته و پایمردی کردند و قلب خویش را به محبت حق سرشار نمودند و دریچه های آن را به پهنای عظمت روح انسان، به سوی آحاد ملت، مردم دردمند و نجیب و بی پناه گشودند.
آری! اینان جمع قلیل و اندکی هستند که آهسته و آرام از میان ما می روند و قدم به «طور» عارفان و «سینای» سالکان و «وادی جذبه محبوب» می نهند و از متن تلاش و تکاپوی بسیار،مسیر پایدار و متینی را از میانه تزاحم خلق و تخاصم دشمن و ادبار زمانه و شدت فتنه ها، تا بی انتهای بقأ نظام می گشایند و در برابر حقی که خالق هستی بر عهده آنها نهاده است، صداقت می ورزند و از جاده حقیقت و جوانمردی و انصاف فاصله نمی گیرند.
ایثارگران که «مایه» عزت و اعتبار و صحیفه آبرومندی و ثبات و آینه تمام نمای وجود نظام مقدس جمهوری اسلامی و پایدار کشورمان بوده اند ؛ از مصادیق بارز و تجلی پر درخشش و از زمره مردانی بودند که جز رضایت خداوند و خدمت به محرومان و تلاش در جهت تثبیت نظام مطلوب، ثنویتی را در دل برنمی تابیدند و در این راه پر رنج، زخم زبان ها و فشار و سختی های بسیاری را به جان پذیرا شدند ؛ اما از عهد مستحکم خودبا خداوند مهربان و رهبر عزیزمان برنگشتند . راهشان پُررهرو نامشان ماندگار باد . والسلام
م.ر.ک جانباز :
؛ شاید این آخرین نگارشم باشد که در خدمت همه هم رزمان کسب فیض کردم ؛
...
راستش را بخواهی من هم و شاید دیگر رزمندگان هم :
مواقعی پیش می آید که بخواهند دیگر ننویسند ؟!
ولی بعد وقتی فکرش را می کنم :
که چه به سر رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس ؛
و فرهنگ ایثار و شهادت ،
و افکار و اندیشه ایرانی اسلامی ؛آورده اند ؟!
این آخر عمر :بنویسیم ؟!
تا جایی که توان داریم .و تا جایی که مقدورمان است ؟!
شاید و حکماً بفریادمان نرسند ؟!
ولی این خوبی را دارد :که بفهمیم و بفهمند که :
زور بدستند ؟!و ما مظلوم ؟!
ما را کجا جنگیدن با ظالم قدار ؟!که اگر چه می جنگیم ؟!
ولی شکست دست در برابر شمشیر ناتوانی نیست ؟!که نا برابریست ؟!
و اینکه :فرقی بین جهانخواران عالم و :رزمنده ستیزان نیست ؟!
و بگزاف لاف وامصیبتا می زنند ؟!دروغگویان ریا کار دقلند :اندرین جای زمین ؟!
سلام به شهدای عزیز :که رفتند ، و ازین روزگار ستیزان راحت شدند ؟!
و سلام به جانبازان .و سلام به رزمندگان .تنهاترین مردان ؟!
داداش ما جانبازان به محبتت نیازمندیم خواهش میکنیم ما را ترک نکن خیلی ساده عرض کردم بی الایش و داستان سرایی من شخصه شما را خیلی دوست دارم همینطور که برادرجانباز ش1 عزیز فرمودند ما شما را ندیدیم اما به شما علاقه مند شدیم ؟
با دل عاشق نهیب نزن چون در شخصیت شما بزیرگوار نیست که دل شکن باشی ؟
میدانم شما از جمله کسانی هستی که مقید به این جمله هستید ؟
تا توانی دلی بدست اور ..........................چون دل شکستن هنر نمی باشد ؟
دیگه مطلبی نمی توانم در وصف شما بنویسم فقط یک جمله تنهایمان نگذار دلاور ؟
فاش نیوز تشکر
داستان سرایی نکردی ... اما دست حافظ و سعدی و فردوسی رو از پشت بستی ؟
قد یه دیوان شعر در هر خط نوشتارت استفاده کردی ؟
حالا دستت درد نکنه ... خوشم اومد اهل دلی ...
جون آرمان بیا ببین متوجه می شی برادر م ر ک آخرش موندنیه یا نه ... الهی هزار سال بمونه روی زمین ... منظورم تو فاش نیوزه ...
اگه یک چیزی بگم باور می کنی تا پیامت را دیدم بی اختیار دلم رفت که از طرف شما نایب ازیاره باشم ؟
خدا قبول کنه ان شاالله
فکر کنم به دعوت شما دیگه نره ... جانباز م ر ک را میگم !
ممنونم که حسابی حرف دل ما رو گرفتی ... انشالله امام رضا به دل مهربونت نگاه کنه ... حال ما فعلا خیلی بد نیست برای جانبازای گرفتار بیشتر دعا کن ... با تشکر حسین آقا
یه چیز بگم ؟
میگم چرا نوشتی به دل عاشق نهیب نزن ... واقعا منظورت با جانباز م ر ک بود ؟
حالا کو عاشق ؟؟
ببخشید اینطور نوشتم ... سوال بود ؟
خوشم میاد بچه ها ششدونگ حواسشون به نوشته ها هست .....


















هم دوباره ناز کردنت شروع شد ... ؟؟ باز چی شده ؟ یعنی چی شاید این آخرین نگارشم باشد . !
بزرگوار در آخرین نگارشم با شما مصمم شدم برم اول کاری کنم که شما قدر همت مرا ببینید .. به آب و آتش زدم .. تا با یه سند معتبر خدمتت برسم ..
گفتم فقط در حد نوشتار در خدمت تو و فاش نیوز نباشم اقلا عین خودت رزمی نشان داده باشم ... فکر نکنی فقط بلدم شعار بدم ..، کار عملی منو هم ببینی !
شاید شاید دلت خواست به ما کمک کنی ؟
دلاور دوست داری یه ماجرا بگم از سی سال پیش ... ببینی من چطور همه را به غلط کردن انداختم !
یه سرنخ بده بشناسمت ،.. تا ببینی منم حرفهایی دارم از ۳۰سال پیش اما شکل و محتواش با حرفها و فکرای شما فرق داره !
اولا که کم کار شدی ... حالا که بعد مدتها نوشتی ته دل ما رو خالی می کنی این آخرین حضورت است ؟ چرا ؟
آقا جان هر چند وقت یه بار ازم می پرسن جانباز م ر ک را چکار کردی ؟ کارتون به کجا کشید ؟
میگم چکارش کردم ... ؟ شکر خدا سایه اش بالای سرماست در فاش نیوز ..،
صبر کن دیگه ...
به خاطر خدا و شهدا ..،
آخر کلام ...
خیلی با درد نوشتی حالم را دگرگون کرد ..، خدا جای حق نشسته ..بیا با هم در مقابل این همه جفا که به ما شد ... بگیم : و ما رایت الا جمیلا !
مطلبی برای عرض تشکر دیروز نوشتم گویا من اشتباهی کردم و عددو رقم را خوب وارد نکردم . بهر من از صمیم قلبم دوستتان دارم و دوستتان خواهم داشت تا به وقت دیدار .. .
قنبر عزیز من بی نشان ترین نفر از گدایان درب خانه ولایتم ؛ بی نشانی ما ؛ نشان از نشانی من دارد ؛ نیکا سرانجام نشانداران درعین نشانی بمانند شهید مجید صفاده در بی نشانی تا دیار ابدی مشایعت میشویم ... مردانی که روزی دهها هزار نفر باچشم تر خویش آنها را تا مسلخ عشق مشایعت میکردند ؛ مردانی که حلاوت رنج سی ساله جانبازی برای مردم خویش را دم بر نیاوردند ....دیروز در موطن خویش در عین بی کسی و فقط چند مشایعت کننده به بهشت مادرم زهرا (س)رفت . وآرام گرفت تا یوم الحسره ؛ که حقارت وطن فروشان و نااهلان را ببیند . خدا مقامش بالاتر برد ... مردم از یادشان رفته ؛ همتها سر دادند تا سرها سر دار نرود ... والسلام .