شناسه خبر : 41683
شنبه 03 بهمن 1394 , 13:47
اشتراک گذاری در :

مثنوی «انتظار»

مثنوی «انتظار» تقدیم به عاشقان تنها مانده در کربلای یمن، مردمان دیار اویس قرنی، مردم مظلوم یمن

منصور نظری - مثنوی «انتظار» تقدیم به عاشقان تنها مانده در کربلای یمن، مردمان دیار اویس قرنی، مردم مظلوم یمن

بویِ بلا آید همی از دشتِ خون‌بارِ یمن

بیداد و غوغا می‌کُند ظُلمِ سپاهِ اَهرِمَن

بر دشت سبز عاشقی بادِ بلا گَشته وَزان

افتاده هر سو لاله‌ای پرپر زِ بیدادِ خزان

از دیده خون جاری زِ غم، شوری به پا اندر حرم 

یک‌بار دیگر کربلا، خورد از یمن ما را رَقَم

نعشِ قمر رویان به خاک، قومِ شقایق سینه‌چاک

بلبل تَغزُل می‌کند داغِ یمن را سوزناک

آتش سعود افروخته، پروانه‌ها پَر سوخته 

زیبا چه دِینَ اش را یمن در حقِ زهرا توخته

داغ یمن در سینه‌ها نو کربلایی ساخته

بر بومِ دل، نقاشِ غم، نقش یمن پرداخته

بر گردن آل علی بسته سعودی‌ها رَسَن

هر دم صَلا ما را زند، هَل مَن به یاری‌اش یمن

دردا ز پا بنشسته‌ام، عهد ولا بشکسته‌ام

دل بر فریبِ این جهان از باب غفلت بسته‌ام

ای شیعیانِ بر علی، خواند یمن ما را، بلی

شد کُلّ ارضٍ کربلا، بر ما یمن را مُنجلی

یاری یمانی را کنید، ای قومِ اهلِ انتظار

از جا بخیزید عاشقان، خواهید اگر دیدار یار

چشم‌انتظار است آن ولی، عهدش وفاداری کنیم

تا با یمانی در یمن، مردانِ حق یاری کنیم

از سُستی و تأخیر ما، خونین‌دل است آقایِ عشق

یاری یمانی را کنید ای شب شکارانِ دمشق

آل سعودی تا کجا آتش ببارد بر یمن؟

شد کربلا برپا، چرا؟ بنشسته‌اید ای قوم من

دینار و درهم وانهید، از بند این دنیا رهید

برپا یمن را کربلا، جان بر سر پیمان دهید

ای نامه‌ها بنوشته بر، مهدی (عج) که عَجّل بر فرج

در صَعده تنها مانده او، بی‌کَس به صَنعا و لَحَج

مهدی (عج) ز خود پُرسد بَسی، در این شبِ دلواپسی

آیا یمانی را کُند یاری به عیاری کَسی؟؟؟

آیا ز جان کَس بُگذرد آن دم که می‌دارم ظهور؟

آیا کَسی با من کند از نیلِ طوفانی عبور؟

این نامه‌ها این لابه‌ها، این گریه‌هایِ پُر ز سوز!!

وقت ظُهور و آمدن، دارد خریداری هنوز؟

این عهد و پیمان بسته‌ها این از فراغم خسته‌ها

همچون حُسینم در میان، آیا ندارندم رها؟

بنوشته قوم این نامه‌ها کو دل پریشان من‌اند!

آیا نه همچون کوفیان، پیمان ولی را بشکنند؟

این قاضیان رشوه‌خوار، مرتد نه فتوایم دهند؟

آیا نه داغِ کافری بر پیکر پاکم نهند؟

آیا یمانی را کَسی در این بلا یاری کند؟

زین قومِ پیمان بَسته کَس، آیا وفاداری کند؟

آری اگر این‌ها نبود، وقت ظهور یار بود

با ما سعودی را سُخَن، طرزی دگر در کار بود

گر یار صادق می‌شُدیم، عمار عاشق می‌شدیم

ما بر ظهورِ یار خود، مردانه لایق می‌شدیم

پس یارِ صادق نیستیم، عمار عاشق نیستم

ما بر ظهور یار خود، افسوس، لایق نیستیم

او انتظارِ ما کِشَد، تا یار او صادق شویم

همچون ابوذر بر علی، شوریده و عاشق شویم

او منتظر ما راست تا، مردانه یار او شویم

تا آگه از بیتابی و از انتظارِ او شویم

ای عاشقان او منتظر ما را، نه ما او منتظر

از سُستی و تأخیر ما دارد دِلی او مُنکَسر

ای منتظر یاریِ ما، دردا که غافل از توییم

ما را ببخش ای خوب اگر، بشکسته‌ها دِل از توییم

ای خسته‌دل از انتظار، ما را دُعا کن جانِ یار

دل‌خسته‌ایم آقا از این، احوال و وضع و روزگار

ما را دُعا کُن ای وَلی، تا یارِ جانبازت شویم

در کربلایِ عاشقی، جان را سِپَرسازت شویم

ای یوسفِ زیبایِ ناز، کِی می‌رسد تا در حجاز؟

پیرِ خراسانیِ ما، اندر پِیَ‌َات خواند نماز

کِی می‌کُنی آن بیرقِ سبزِ ولا را اهتزاز؟

کِی کربلا را می‌کُنی، فاش این فَرا پوشیده راز؟

پیرِ خراسانیِ ما، باید که خیبر را گرفت

باید تقاصِ فاطمه (ص) از دشمن حیدر گرفت

تا کی ز بیداد خزان، پرپر شقایق در چمن

باید گرفت از اهرمن، مکه، منامه تا یمن

باید که یاری در یمن قوم یمانی را کُنیم

از شیعه طوفانی به خون، بَرپا در این دریا کنیم

خیزید از جا عاشقان، شد خسته یار از انتظار

جان‌ها فدا باید بر او، کردن هزارانش هزار

از یار می‌آید خبر، شب را دهد پایان سحر

یاری یمانی را کند پیر خراسانی اگر

به امید ظهور حضرت یار ... وسَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ

 

کد خبرنگار: 17
اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi