02 شهريور 1405 / ۱۰ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 100886
دوشنبه 22 خرداد 1402 , 11:37
دوشنبه 22 خرداد 1402 , 11:37


نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
حاکمان قطر، گذشته را خوب یادشان باشد
محمد خامهیار
حجاب؛ نظام جامع عفاف و فرهنگ عمومی
آیتالله عباس کعبی
نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان
صلح شرافتمندانه ، فریب آمریکایی!
مجتبی شاکری
اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!
غلامرضا صادقیان
«وفاق» و خط قرمز آن!
حسین شریعتمداری
وقتی عبادت سردمدار عزت ملی شد
سید محمدرضا میرشمسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
نماز در صف عرشیان
فاش نیوز - در تمام عمرم دیگر هیچگاه زیباتر از آن لبخند را ندیدم. در شلمچه، جلوی سنگر تبلیغات برای نماز آماده میشدم. برای گرفتن وضو آستین پیراهنم را بالا زدم. خواستم با آبتانکری که روبه روی خاکریز بود وضو بگیرم که نگاهم به او افتاد. نوجوانی که پیراهن آبی برتن داشت. کنار شیر آبتانکر، مشغول گرفتن وضو بود. خمپاره درست رویتانکر فرود آمد. از شدت انفجار به سویی پرت شدم. چشم که باز کردم غبار فضا را پر کرده و ترکشی که به پایم فرورفته بود؛ سوشزشی درجانم افکند...
دو نفر مرا روی برانکارد گذاشتند تا به بیمارستان صحرایی نزدیک خرمشهر منتقل کنند. سر برگرداندم، برانکاردی دیگر کنارم داخل آمبولانس گذاشتند. آبی پیراهنش گلگون به خون شده و تای آستینهایش هنوز بالابود! نگاهش انگار به آسمان میان پنجره دوختهشده بود! نمیدانم چه میدید که چهرهاش آنطور شاد بود. نگاه معصومش دلم را لرزاند. در تمام عمرم، دیگر هیچگاه زیباتر از لبخندش را در چهرة کسی ندیدم.
حالا بعد از گذشت سالها، هر وقت برای وضو گرفتن آماده میشوم، از ماندنم حسرت میخورم. او را به یاد میآورم که با وضو، لبخندی به زیبایی شهادت زد و از خاک رها شد. شاید که نمازش را در صف عرشیان بهجای آورد.۱
راوی: سید محمد معینی
ــــــــــــــــــ
۱. خاطره مربوط به سال 61 و قبل از عملیات رمضان است.
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















