08 خرداد 1405 / ۱۲ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 101746
دوشنبه 19 تير 1402 , 10:58
دوشنبه 19 تير 1402 , 10:58


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


آرامش من در کنار آن شهید بیشتر از الان بود!
فاش نیوز - همسر شهید سید علی اندرزگو روایت میکرد:
من میدانستم که زندگی خاصی دارم. در افغانستان هم که یک هفته در یکی از روستاها میهمان کدخدا بودیم، به کدخدا و چند نفری که میخواستند برای ما گذرنامه بگیرند گفته بود: «من تیر خلاص را به حسنعلی منصور زدم و فرار کردم.» من میدانستم با چه کسی زندگی میکنم.
ولی با این همه حرفها، فکر میکنم در آن روزهایِ فرار، آرامشی که در کنار آن شهید داشتم الان ندارم. بعد از شهادت ایشان آن آرامش را از دست دادم.
شاید به خاطر اینکه ارتباطش با معصومین زیاد بود و این آرامش به من هم منتقل میشد. آن روز که از زابل به طرف مشهد حرکت کردیم و چند سلاح کمری را دور کمرم بسته بودم، آرامش من بیشتر از الان بود که در این اتاق نشسته ام و دارم حرف میزنم. وقتی میگفت من میدانم حضرت زهرا (سلامالله علیها) مادرم کاری میکند، من فکر میکردم واقعا حضرت زهرا (سلام الله علیها) آنجا ایستاده است.
منبع: مشرق نیوز - تاریخ انتشار 3 شهریور 95
منبع: کیهان

















