21 شهريور 1405 / ۲۹ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 101746
دوشنبه 19 تير 1402 , 10:58
دوشنبه 19 تير 1402 , 10:58


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

آرامش من در کنار آن شهید بیشتر از الان بود!
فاش نیوز - همسر شهید سید علی اندرزگو روایت میکرد:
من میدانستم که زندگی خاصی دارم. در افغانستان هم که یک هفته در یکی از روستاها میهمان کدخدا بودیم، به کدخدا و چند نفری که میخواستند برای ما گذرنامه بگیرند گفته بود: «من تیر خلاص را به حسنعلی منصور زدم و فرار کردم.» من میدانستم با چه کسی زندگی میکنم.
ولی با این همه حرفها، فکر میکنم در آن روزهایِ فرار، آرامشی که در کنار آن شهید داشتم الان ندارم. بعد از شهادت ایشان آن آرامش را از دست دادم.
شاید به خاطر اینکه ارتباطش با معصومین زیاد بود و این آرامش به من هم منتقل میشد. آن روز که از زابل به طرف مشهد حرکت کردیم و چند سلاح کمری را دور کمرم بسته بودم، آرامش من بیشتر از الان بود که در این اتاق نشسته ام و دارم حرف میزنم. وقتی میگفت من میدانم حضرت زهرا (سلامالله علیها) مادرم کاری میکند، من فکر میکردم واقعا حضرت زهرا (سلام الله علیها) آنجا ایستاده است.
منبع: مشرق نیوز - تاریخ انتشار 3 شهریور 95
منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















