24 تير 1405 / ۲۹ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 104495
یکشنبه 23 مهر 1402 , 10:13
یکشنبه 23 مهر 1402 , 10:13


وقتی «امت» تومار توهمات استکبار را درهم میپیچد
سیدرضا موسوی فاضل
حالا چکار کنیم؟
فواد ایزدی
«خمینیِ جوان»به یاری «خامنهای جوان» شتافت!
محمدحسین محترم
شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

ســالها گمنــامی
یادی از روحانی شهید سیدحسین هاشمیان
فاش نیوز - روحانی شهید سیدحسین هاشمیان در سال 1343 در شهر تهران و در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. پدرش معلم زبان انگلیسی بود و از همان اوان کودکی فرزندانش را به درس خواندن تشویق میکرد. سیدحسین و سیدجواد نیز شاگردان خوبی برای پدر بودند و هر دو مدارج تحصیلی خود را به سرعت طی کردند و برای کنکور دانشگاه نیز امتحان دادند و هر دو قبول شدند.
اما پدر نه تنها معلم آنان بود که معلم اخلاق و بینش و تربیت آنان نیز بود و در کنار درس زندگی، درس بندگی را نیز به فرزندانش آموخته بود. سیدحسین با اینکه در مدرسه شاگرد اول بود و در دانشگاه نیز قبول شد اما ترجیح داد برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه برود و اینگونه به سیر و سلوک معنوی و عرفانی خود برای خوسازی و در نهایت تبلیغ دین خدا گام بردارد.
سید حسین احترام فوقالعادهای به پدر و مادرش می گذاشت و برای آنان هر کاری انجام میداد و هیچگاه پایش را در مقابل آنان دراز نمیکرد. او در عین حال که فردی جدی و منظم و درسخوان بود، اهل شوخی و خنده و مزاح و تفریحات سالم و دینی نیز بود.
همچنین سیدحسین فردی بسیار سادهپوش و سادهزیست بود و بعد از انقلاب همیشه لباس بسیجی میپوشید و میگفت با این لباس میخواهم همیشه به بسیجی بودن خودم افتخار کنم و به همه نشان دهم که ما فرزندان انقلاب و امام خمینی(ره) همیشه آماده جانفشانی برای انقلاب و امام و اسلام هستیم.
سید حسین اهل مطالعه بود و این یکی از بزرگترین درسهایی بود که از پدر گرفته بود و همین ویژگی سیدحسین باعث شده بود از اوضاع و احوال کشور و جهان اطلاع داشته باشد و در رابطه با پیشامدهای تاریخی و حوادثی که در کشور روی میداد، مرجع سؤالات دوستان و همرزمانش باشد.
این دانش و آگاهی و بصیرت و معرفت سیدحسین منبع دیگری هم داشت و آن مداومت او بر نماز شب بود. آری او آنچنان بر نماز شب مداومت داشت که این مطلب را هم از سیمای نورانیاش و هم از کلمات پخته و مملو از عشق و عرفانش میتوانستی بفهمی.
آخرین باری که میخواست اعزام شود با نگاهش به پدر و مادر نشان داد که دیگر از دنیا و متعلقات آن گذشته و دلش برای دیدار معبود آن چناناشتیاق دارد که دیگر سر از پا نمیشناسد. برای رفتن خیلی عجله داشت و میخواست هر چه زودتر خودش را به کاروان شهدا برساند.
متأسفانه از این شهید بزرگوار و برادرش هیچ وصیتنامهای در دست نیست اما خاطرات آنها همچنان برای پدر و مادر و دیگر دوستان روحانی و همرزمانشان زنده است. این خاطرات شیرین باعث چنان انس و علاقهای بین پدر و مادر با فرزندانشان شده است که گویی آنها را در بیداری مشاهده میکنند و با آنان صحبت میکنند.
پدر معتقد است که بارها سیدحسین و یا سیدجواد عزیزش را در خانه مشاهده کرده و با آنها حرف زده است. حتی هنگامی که به بهشت زهرا و سر مزار آنها میرود گویی به دیدار فرزندانش در خانه آنها میرود و آنچنان با آنان مشغول صحبت کردن و حرف زدن میشود که گویی در مقابلش نشستهاند.
مادر نیز در طول این سالها انیس و مونسی جز فرزندان خویش نداشته است و هرگاه دلش تنگ میشود به عکس آنها که روی طاقچه خانه است نگاه میکند و با آنان مشغول صحبت میشود. حتی هنگامی که به خرید میرود و یا در بیرون منزل است احساس میکند که فرزندانش در کنارش راه میروند و او را نظاره میکنند.
آری شهیدان زندهاند و همچنان در کنار ما حضور دارند و این همان وعده الهی است که در قرآن مجید فرموده است: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیلالله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون».
* سعید رضایی
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















