20 شهريور 1405 / ۲۸ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 108756
دوشنبه 07 اسفند 1402 , 12:05
دوشنبه 07 اسفند 1402 , 12:05


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

گذر از کانالهای دشمن در خاطرات شهید «بهرام ارجمندی»
فاش نیوز - شهید «بهرام ارجمندی» از رزمندگان استان فارس دفاع مقدس در دفتر خاطرات خود مینویسد: ما عملیات را شروع کردیم و از کانالهای دشمن گذشتیم. کانالهایی با ۸ متر عرض و ۳ متر طول که با سیمهای خاردار و مینهای ضدنفربر پر کرده بودند.
کد خبر: ۶۵۲۹۹۱
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۴۳ - 26February 2024
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از فارس، «بهرام ارجمندی» اول مرداد ۱۳۴۵ در روستای تلریزی عالیوند شهرستان ممسنی دیده به جهان گشود. سال ۱۳۶۲ داوطلبانه عازم جبهه نبرد شد و در عملیات والفجر شرکت کرد. با ثبتنام در سپاه ممسنی به جمع سبزپوشان سپاه پاسداران پیوست و دیگر بار، بهار سال ۱۳۶۳ به جبهه رفت و سرانجام در چهارم بهمن ماه ۱۳۶۳ به شهادت رسید. گذر از کانالهای دشمن
عملیات شب دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۶۲ شروع شد که ما را از عینخوش برای دهلران حرکت دادند و آمادهباش بودیم. ساعت ۱۱ شب حمله را با نام الله شروع کردیم. ما عملیات را شروع کردیم و از کانالهای دشمن گذشتیم و این کانالها ۸ متر عرض و ۳ متر طول را که با سیمهای خاردار و مینهای ضد نفر بر پر کرده بودند ما از آنها جایی درست کردیم و گذشتیم و ۱۷ کیلومتر دیگر را پیاده رفتیم توی این کانالها.
۶ کیلومتر که رفتیم رسیدیم به میدان مین که فقط برادران یک متر مینها خنثی کرده بودند و ۶ کیلومتر میدان مین را باز کردند. ما تمام گردانها رفتیم و عملیات را شروع کردیم و سنگرهای کمین آنها را نابود کردیم و رفتیم به قلب آنها و عملیات را شروع کردیم که به موفقیت کامل رسیدیم. شب ۲۳ دوباره به ما عملیات دادند و شب دیگر که میشود شب ۲۵ دوباره ما را بردند و تانکهای دشمن ۴۰ متری ما بودند که اگر ربع ساعت دیگر با خبر نمیشدم فرمانده که ما را در همان شب نابود و اسیر میکردند که الحمدالله فوری فرمانده عملیات فهمیدند.
دشمن نمیدانست که ما نزدیک او هستیم و نه ما میدانستیم که نزدیک دشمن هستیم. یک دفعه بیسیم دشمن شریک بیسیم ما شد که به زبان عربی حرف میزد میگفت که خیال میکرد لشکر خودی است. فرمانده هم با آن عقل و هوشی که داشت جواب او را داد و گفت که هیچ خمپاره نیندازید و هیچ گونه صدای اسلحه نیاید که دشمن فریب خورده و به ناامیدی مأیوس شد که الحمدالله با موفقیت همان شب برگشتیم و پیروزی نصیبمان شد. تاریخ یکم اردیبهشت ۱۳۶۲ ما را حرکت دادند برای پدافندی که آمدیم زبیدا ۶۰ و ۷۰ کیلومتر در خاک عراق هستیم و نزدیک یکی از شهرهای او به نام العمارة هستیم. والسلام.


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















