07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 109781
یکشنبه 26 فروردين 1403 , 12:21
یکشنبه 26 فروردين 1403 , 12:21


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


بهزودی میفهمی...
فاش نیوز - مادر حمیدرضا نقل میکرد؛
- قبل از شهادتش خواب دیدم داخل باغی هستم. حمیدم آمد و مرا صدا زد:«مامان بیا». به طرف او رفتم. در باغی باز شد و به اتفاق هم داخل باغ رفتیم، در آنجا همه با لباسهای سبز و صورتهای نورانی بودند و صورتشان مشخص نبود.
دور تا دور باغ را گلهای محمدی و گلهای سفید پر کرده بود. همه آدمهایی که آنجا بودند به حمیدرضا سلام کردند، به وسط باغ که رسیدیم شتری نشست و حمید سوارش شد و یک شال سبزی به دور گردنش انداخت. شتر پرواز کرد و رفت. من که تعجب کرده بودم، گفتم: شتر که پرواز نمیکند!
حمید کجا میروی؟ گفت:«بهزودی میفهمی» چند روز گذشت و راز پروازش را فهمیدم.
موضوع: شهید حمیدرضا شمس حجتی، لشکر 5 نصر خراسان رضوی
|| ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان

















