22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 110113
شنبه 08 ارديبهشت 1403 , 12:03
شنبه 08 ارديبهشت 1403 , 12:03


وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری
آخرین دیدار
فهیمهسادات هاشمیتبار
انتقام خون امام شهید؛ خواسته بحق مردم
غلامرضا فریدونی
چرا ترامپ عصبانی شده و فحاشی میکند؟
یدالله جوانی
وقتی خیابان، زبانِ وفاداری است نه فاصلهگیری
سیدرضا موسوی فاضل
روایت تاریخی و حکمت معنوی مزار رهبر شهید
محمدرضا اسدزاده

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

دموکرات این پیرمرد چوپان را ربود و به بعثیها فروخت!
فاش نیوز - بهمن دبیریان از اسرای دفاع مقدس میگوید: در بین اسرای اسارتگاه تکریت ۱۱، پیرمرد کُردی بود که دموکرات این پیرمرد چوپان را ربوده و به بعثیها ها فروخته بودند تا آمار اسرای ایرانی بیشتر شود.
«حاجی کُرده» از اهالی شهرستان «سردشت» و چوپان و کشاورز بود. دموکراتها این پیرمرد را گرفته بودند و به عراقیها فروخته بودند و بعد به عنوان اسیر به ایران تحویل دادند! حاجی کُرده، کُردی کردستانی حرف میزد که با کُردی کرمانشاه و ایلام فرق داشت. این پیرمرد کوتاه قد و خیلی لاغر اندام بود. اسم او «مام خدر» بود اما بخاطر سن زیادی که داشت، به احترامش بچهها در اسارت حاجی کُرده صدایش میزدند.نگهبان بعثی به نام ولید، حاجی کُرده را خیلی کتک میزد. کتکی که حاجی کُرده خورد در طول اسارت، اگر من میخوردم همان روزهای اول هر چه اطلاعات از عملیات داشتم را دو دستی تقدیم میکردم!نگهبانها به حاجی کُرده میگفتند: گریه کن! حاجی هم چشماش رو روی هم فشار میداد و بدون اشک گریه میکرد. دوباره میگفتند: بخند! حاجی میخندید و گاهی بشکن میزد. این پیرمرد خیلی تحمل داشت.بنده با این پیرمرد به زبان کُردی حرف میزدم و «احمد متولیان» از او مواظبت میکرد. «احمد متولیان» هم سرباز لشکر ۲۱ حمزه بود و در آسایشگاه ۱۳ بند ۴ بود.حاجی کُرده، از تاریخی که از عراق برگشتیم دنبال بنده گشته بود تا اینکه یک نفر را به بنیاد شهید کرمانشاه فرستاده بود تا بالاخره من را پیدا کرد.
بهمن دبیریان، اهل کرمانشاه، سرباز وظیفه لشکر ۲۱ حمزه بود که در عملیات نصر۳ به تاریخ خرداد ۱۳۶۶ در منطقه زبیدات و العماره عراق اسیر شد و روز هشتم شهریور سال ۱۳۶۹ به میهن اسلامی بازگشت.


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















