03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 114999
چهارشنبه 30 آبان 1403 , 11:28
چهارشنبه 30 آبان 1403 , 11:28


مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
حاکمان قطر، گذشته را خوب یادشان باشد
محمد خامهیار
حجاب؛ نظام جامع عفاف و فرهنگ عمومی
آیتالله عباس کعبی
نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
عاشقانههای ترسناک این تازه پدر و مادر
فاش نیوز - هر کس میشنید این زن باردار و شوهرش با موتور از مینیسیتی تا بهشت زهرا(س) را رفتهاند، میگفت: «مگر دیوانه شدهاید؟ میخواهید بچهتان را به کشتن بدهید؟»
مرجان دُرعلی همسر شهید مدافع حرم محمدحسین محمدخانی، تعریف میکند: «وقتی بهش گفتم «داری پدر میشی.»، بال درآورد. بر خلاف من که خیلی یخ برخورد کردم. گیج بودم؛ نه خوشحال، نه ناراحت. پنجشنبه جمعه مرخصی گرفت و زود خودش را از اصفهان رساند یزد. با جعبه کیک وارد شد، زنگ زد به پدر و مادرش مژدگانی داد.اهل بریز و بپاش که بود، چند برابر هم شد. از چیزهایی که خوشحالم میکرد دریغ نمیکرد. از خرید عطر و پاستیل و لواشک گرفته تا موتورسواری. با موتور من را میبرد هیئت. حتی در تهران با موتور عمویش از مینی سیتی رفتیم بهشت زهرا(س). هر کس میشنید کلی بدوبیراه بارمان میکرد که «مگه دیوونه شدین؟ میخواین دستی دستی بچهتون رو به کشتن بدین؟»حتی نقشه کشیدیم بیسروصدا برویم قم، پدرش بو برد و مخالفت کرد. پشت موتور میخواند و سینه میزد. حال و هوای شیرینی بود. دوست داشتم.تمام چلههایی را که در کتاب ریحانه بهشتی آمده، پابهپای من انجام میداد. بهش میگفتم: «این دستورات برای مادر بچهس!» میگفت: «خب منم پدرشم. جای دوری نمیره که.»
خیلی مواظب خوردنم بود؛ اینکه هر چیزی را از دست هر کسی نخورم. اگر میفهمید مال شبههناکی خوردهام، زود میرفت رد مظالم میداد.»
منبع: کتاب «قصه دلبری» به قلم محمدعلی جعفری
منبع: خبرگزاری فارس


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















