دوشنبه 25 فروردين 1404 , 14:04




درد دلهای دختر دانشجوی یک جانباز
فاش نیوز - به نام خدا؛ بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران، با سلام و تحیت، اینجانب دانشجو زهرا فیضی نجار، فرزند جانباز گرامی، سردار فیضی نجار، با جانبای ۲۵درصد، با کمال ادب و احترام خدمت شما میرسم و درخواست خود را به حضورتان نیز تقدیم میکنم.
هر روز که با یاد و خاطرهی فداکاریهای پدرم بیدار میشوم، احساس میکنم که چقدر به این بزرگوار مدیون هستم؛ اما متأسفانه این روزها با چالشهایی مواجه شدهایم که نهتنها سلامت روانیمان را تحت تأثیر قرار داده، بلکه زندگیمان را به شدت تهدید میکند. متأسفانه خانهای که متعلق به ما بود، بهطور کامل تخریب شده و دیگر قابل سکونت نیست. اکنون ما بهناچار در یک خانهی اجارهای در روستای «نجار» زندگی میکنیم و با مشکلات مالی شدید مواجه هستیم.
پدرم که جانباز قطع عضو(از ناحیه دست) هستند، نمیتوانند به کارهای سخت بپردازند و همین امر بار مشکلات را بر دوش ما سنگینتر کرده است. ما سیزده سال است که خانهای نداریم و تنها سند خانه به نام پدرم باقی مانده است. در سال ۸۲ پنج میلیون تومان وام مسکن دریافت کردیم و با آن خانهای خریدیم که تنها توانستیم ده سال در آن زندگی کنیم و اکنون مدت ۱۳ سال است که آواره و بیخانمان هستیم.
همسایگان بهدلیل وضعیت نامناسب خانهی ما شاکی شدهاند و این فشار روانی بر روی تمام اعضای خانواده تاثیر گذاشته است. میتوانید حتی از نزدیک و حضوری مشاهده کنید. ما یک خانوادهی پرجمعیت هستیم و تمام اعضای خانواده مشغول بهتحصیل هستند و در کنار تحصیل، دائماً با مشکلات جدی زندگی درگیر هستیم.
راههای مختلفی برای حل این مشکل جست و جو کردیم. بارها به بنیاد شهید مرکز و شهرم مراجعه نمودیم اما متأسفانه جواب مثبتی از ادارات مربوطه، از جمله راه و شهرسازی دریافت نکردیم. از شما خواهشمندم که به موضوع ما رسیدگی کنید و با دریافت کمکهای لازم، یاریگر ما باشید. امید دارم که با حمایت شما بار دیگر شانس زندگی کردن در یک منزل امن و آرام را پیدا کنیم و درسهای زندگی را با دل خوش ادامه دهیم. خواهشمندم تقاضایم را در اولویت قرار دهید.
باسپاس با احترام، دانشجو زهرافیضی نجار [استان آذربایجان غربی شهرستان شاهین دژ بخش کشاورز خیابان شهید] جانم فدای ایران. جانم فدای رهبر
|| زهرا فیضی

















