شناسه خبر : 125042
شنبه 02 خرداد 1405 , 12:00
اشتراک گذاری در :

سالگرد شهادت محمد بروجردی

هنگام شهادت هم تبسم بر چهره داشت

در چهره این مرد روحانی و این میرزا، تبسم عجیبی دیدم که برای اولین‌بار در زندگی احساس کردم با مردی آشنا شدم که در همه زمینه‌های اخلاقی با دیگران تفاوت دارد.

فاش نیوز - «... چهره شهید بروجردی... آن صورت نجیب و سالم. آن آدم کم‌حرف و پرکار و مؤمن... مرحوم شهید بروجردی بسیار فعال بود. یک‌ بار در سال 1359 یا اوایل 1360 رفتم منطقه غرب. ایشان آن‌وقت در باختران بود و من از نزدیک شاهد کار او بودم. اما چیزی که از شهید بروجردی در آنجا احساس کردم و یک احترام عمیقی از او در دل من به‌وجود آورد، این بود که دیدم این برادر، با کمال متانت و با کمال نجابت، به چیزی که فکر می‌کند، مسئولیت و وظیفه است...»


این جملات، بیانات رهبر شهید انقلاب، امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای درباره محمد بروجردی از فرماندهان شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. و این تنها امام شهید نبودند که با ستایش و احترام نسبت به منش و اخلاق و رفتار شهید بروجردی سخن می‌گفتند. شهید حجت‌الاسلام والمسلمین محلاتی در توصیف شخصیت شهید بروجردی گفته است: 
«... به قدری متواضع بود که هیچ‌گاه «من» نمی‌گفت و از خودش تعریف نمی‌کرد و همیشه به‌دنبال کار بود. آنچه برای او مطرح بود، فداکاری، ایثار و مبارزه بود. جهاد و فداکاری او در حد اعلی بود و شاید کمتر برادری به قدر این شهید در غرب خدمت کرده باشد... پاک زندگی کرد و پاک از دنیا رفت...»

 

در مقابل ضدانقلاب کردستان
و شهید حاج ابراهیم همت، فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) درباره شهید بروجردی می‌گفت:
«... وقتی موفق شدیم ضدانقلاب را عقب بزنیم اولین دیدار ما با ایشان آغاز شد. در چهره این مرد روحانی و این میرزا، تبسم عجیبی دیدم که برای اولین‌بار در زندگی احساس کردم با مردی آشنا شدم که در همه زمینه‌های اخلاقی با دیگران تفاوت دارد. ما شاگردی این آقا و معلم کبیر و این میرزا را به عهده داشتیم...»
سخن شهید همت است درباره ابعاد چندگانه حضور محمد بروجردی در کردستان بود؛ که به مقابله بی‌امان با ضدانقلاب افسارگسیخته پرداخت و با تشکیل گردان‌های جندالله شامل نیروهای سازماندهی‌شده سپاه، آنها را تارومار کرد و شهرهایی مانند پاوه و سنندج و... را یک به یک از چنگشان آزاد نمود.
حضور مؤثر و تمام عیار شهید بروجردی در کردستان به آنجا برمی گشت که هنوز یک روز از پیروزی انقلاب سپری نشده بود که حزب دموکرات کردستان با عوامل و اسلحه‌های دریافتی از رژیم بعث و اسرائیل، به چند کلانتری و پاسگاه ژاندارمری در شهر مهاباد حمله کرد و سلاح‌های آنها را غارت نمود. سپس در 30 بهمن، با تصرف پادگان مهاباد، مجهز به انواع سلاح‌های سبک و سنگین از جمله توپخانه و‌‌تانک و 36 هزار اسلحه ژ-3 گردید. همچنین در مناطق دیگر کردستان نیز مراکز نظامی و انتظامی را به غارت برد.
تسامح و مذاکرات دولت موقت، نتیجه‌ای نبخشید و حزب دموکرات با مشارکت کومله و سایر تجزیه‌طلبان و حمایت شیخ عزالدین حسینی در 31 فروردین به شهر نقده هجوم برد و بسیاری از مردم شهر را به قتل رساند. چگونگی و میزان کشته‌شدگان بسیار وحشتناک توصیف شده، چنان‌که حتی بدن تکه‌تکه شده شهدا را نیز هدف گلوله قرار دادند.

اعتراف بی‌بی‌سی به توطئه در کردستان
موضوع براندازی آن‌قدر روشن و واضح بود که نیازی به توضیح و تفسیر نداشت. تا جایی که سال‌ها بعد عنایت فانی، مجری و کارشناس تلویزیون BBC (رسانه سلطنتی بریتانیا) در گفت‌و‌گویی از عزالدین حسینی (آخوند ساواکی و عامل صهیونیست‌ها) که از سرکرده‌های آشوب کردستان در همان اوایل پیروزی انقلاب بود، پرسید: 
«...کردستان بعد از انقلاب، دوران خیلی دشواری گذراند‌، جنگ و خونریزی و... و حالا که نگاه می‌کنید و فکر می‌کنید‌، واقعا آن طرح خودمختاری در آن روزهای اول انقلاب‌، واقعا ضروری بود‌، نمی‌شد اجتناب کرد از همه این خونریزی‌ها؟!»


حزب دموکرات کردستان به سرکردگی عبدالرحمن قاسملو، یکی دیگر از عناصر کانون‌های صهیونیستی در کردستان بود که در برابر انقلاب و مردم ایران قرار گرفت. در اسناد محرمانه درباره سابقه عبدالرحمن قاسملو آمده است:
«...قاسملو... وارد رابطه اطلاعاتی با سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) شد و به دستور موساد به موضع سوسیالیسم دموکراتیک چنان‌که شیوه صهیونیست‌های چپ است، پیوست... به عراق رفت و در آنجا با کمک مالی موساد به انتشار نشریه کوردستان ادامه داد... حزب دموکرات و در نخستین ماه‌های فعالیت خود (تابستان 1358) میلیون‌ها دلار از ناتو دریافت کرد...»
سرانجام به اوج رسیدن وحشی‌گری‌های عناصر حزب دموکرات و کومله با همراهی چریک‌های فدایی خلق و سازمان پیکار و... در فاجعه پاوه، که به سر بریدن پاسداران و نیروهای زخمی بستری در بیمارستان شهر انجامید، صبر حضرت امام را لبریز کرد تا شخصا دستور برخورد با نیروهای تجزیه‌طلب را صادر کردند.


چریک دوران مبارزه؛ محافظ امام 
فرمان امام خمینی برای عزیمت نیروهای انقلابی به کردستان و نجات آن خطّه و مردمش از ترکتازی گروهک‌های تروریستی و وابسته، باعث شد تا گروهی از زبده‌ترین انقلابیون پیرو امام، با سر و جان در پی اجرای فرمان ایشان بشتابند؛ از آن جمله محمد بروجردی که سال‌ها پیش برای پیروی از امامش، گروهی به نام «گروه توحیدی صف» به وجود آورده بود و در طی دوران مبارزه برای نهضت امام فعالیت نمود. 


بروجردی در همان سال‌های مبارزه از طریق مبارزانی همچون حاج مهدی عراقی راهی سوریه و لبنان شد، به اردوگاه‌های جنبش امل رفت و در آنجا با دکتر مصطفی چمران آشنا گردید و دوره‌های آموزش نظامی را طی کرد.
محمد بروجردی در گروهش با نام «میرزا» شناخته می‌شد. گروهی که ابتدا با عنوان «فجر اسلام» برای پخش و توزیع اعلامیه‌ها و متن سخنرانی‌های امام به وجود آمد و سپس به مبارزه مسلحانه روی آورد. اما پس از اینکه محمد بروجردی در نجف با حضرت امام دیدار کرد و متوجه شد که ایشان به مبارزه مسلحانه صرف و جدای از مبارزات مردمی معتقد نیستند، تمامی طرح‌های چریکی خود را لغو کرد و سلاح‌های خود را تنها برای دفاع از تظاهرات و راهپیمایی‌های مردمی نگه داشت.


محمد بروجردی و گروهش در هنگام ورود حضرت امام به کشور، علی‌رغم همه توطئه‌چینی گروهک‌هایی همچون مجاهدین خلق(منافقین) موفق شد با نظر مساعد استاد مطهری و دکتر بهشتی، وظیفه خطیر محافظت از امام را در زمان ورود و مسیر استقبال تا بهشت زهرا و همچنین در مکان اقامت ایشان برعهده گرفته و آن را به خوبی انجام دهد. 
او تیمی متشکل از 10 دستگاه اتومبیل ضد گلوله برای محافظت از امام و یارانشان و همچنین صدها نفر افراد مسلح تدارک دید و در مسیر عبور ماشین ایشان به بهشت زهرا و سپس محل اقامتشان مستقر ساخت، برای درگیری‌های احتمالی با مزدوران شاه و‌ تانک‌هایی که در فرودگاه موضع گرفته بودند، سلاح آرپی جی به داخل فرودگاه انتقال داد و حتی مکان ایستادن هواپیمای امام را به گونه‌ای تعیین کرد که نتوانند هنگام خروج امام از هواپیما، از برج مراقبت فرودگاه، ایشان را هدف قرار دهند.
آنها در روزهای 21 و 22 بهمن با وجود همین وظیفه مهم، در کنار مردم و همافران انقلابی در درگیری‌های مسلحانه با مزدوران گارد شاهنشاهی و مقابله با کودتای ژنرال ‌هایزر حضور فعال داشته و انقلاب را به پیروزی رساندند.


دلدادگی و عشق محمد بروجردی به امام و مقتدایش باعث شد تا در اولین ماه‌های پیروزی انقلاب و با به ‌وجود آمدن غائله ضدانقلاب در کردستان، بلافاصله پس از فرمان ایشان، به مقابله با مزدوران دیگر آمریکا و اسرائیل که این‌بار با نقاب دفاع از خلق به میدان آمده بودند، بشتابد. باز هم پای آمریکا و مزدورانش در میان بود و جوانانی همچون بروجردی باز هم به پیروی از امام و مراد خویش، دشمن اصلی و عواملش را به‌درستی تشخیص دادند.
البته این برای شهید بروجردی بسیار دشوار بود که دل از امام بکند، حفاظت فیزیکی ایشان را رها کرده و به افراد دیگر بسپارد و برای حفاظت از آرمان‌ها و نهضت و انقلاب امام به کردستان برود.

این‌گونه مسیح کردستان شد
سردار بروجردی از طرف دیگر به یاری مردم محروم کُرد شتافت و با تشکیل سازمان پیشمرگان کُرد مسلمان، به آنها نزدیک شد و سعی کرد هرچه بیشتر در رفع محرومیت‌های سالیان طولانی آنها بکوشد تا جایی ‌که از سوی همان مردم کُرد که تا چندی قبل بنا به تبلیغات ضدانقلاب، امثال او را دشمن می‌پنداشتند، «مسیح کردستان» لقب گرفت.
با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌های غرب شتافت و در طی یکی دو ماه، دوبار مجروح شد. پس از منطقه‌ای شدن سپاه، با برعهده گرفتن فرماندهی سپاه غرب‌، نقش مهمی در مقابله با ارتش صدام ایفا کرد و در عملیات متعدد منطقه فوق طی سال‌های 1360 و 1361 از جمله عملیات مطلع‌الفجر و فتح‌المبین شرکت داشت. 
تشکیل تیپ ویژه شهداء و برپایی قرارگاه حمزه سیدالشهداء در آن برهه زمانی از اقدامات مؤثر شهید بروجردی بود که خود نیز فرماندهی قرارگاه یادشده را برعهده گرفت. قرارگاهی که در عملیات متعدد سال‌های دفاع مقدس نقش مهمی ایفا نمود. حضرت امام خمینی (رحمه‌ْالله علیه) با توجه به پیروزی‌های پی‌در‌پی این قرارگاه خطاب به شهید بروجردی و شهید امیر سرلشکر حسن آبشناسان (که او هم از فرماندهان قرارگاه حمزه سیدالشهداء بود) نوشتند:
«... اسلام و مسلمانان متعهد به این پیروزی‌های چشمگیر شما چشم دوخته‌اند و از یاد هیچ یک از ما نخواهند رفت. شما فرزندان ملت هستید. فتحی که به دست شما صورت گرفت برای ملت سرافرازی بود...»
سردار سرلشکر محمد بروجردی در تاریخ اول خرداد 1362 در حالی که با عده‌ای دیگر از همرزمانش در مسیر جاده مهاباد- نقده حرکت می‌کرد بر اثر انفجار مین به آرزوی دیرینه‌اش رسید و به فوز عظیم شهادت نائل شد.
یکی از افرادی که در صحنه شهادتش حضور داشت، اظهار داشت: «...پس از انفجار وقتی من بالای سر او رسیدم مانند همیشه تبسم بر لبانش نقش بسته بود و من احساس کردم که او کلام مولایش را تکرار می‌کند. «فُزتُ وَ رَبّ الکَعبَه.»

|| دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
 

اینستاگرام
شهید بروجردی عزیز شاگرد مخلص امام ره و سرباز بی ادعای ولایت بود.
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi