پنجشنبه 18 تير 1405 , 14:30




قانون تاریخ
فاش نیوز - در ادبیات سیاسی مشت گرهکرده نماد ارادهٔ قدرت و مقاومت و نمایش اتحاد در ستیز با دشمنی پلید است.
«یک ایرانی قیام کرد، علیه پادشاه (۱) خواست سیاسی او این است که نگذارد سیاست [مبتنی بر مفاهیم دولت - ملت غربی] سر بگیرد. (۲)»
هرچند بهحکمقانون تاریخ، «سیاست در جایی میتواند نفس بکشد که خواست ملت چندپاره، مردد، سردرگم و حتی در چشم خودش هم ناروشن باشد!»
اما مشت نمادین گرهکرده و موشکها در میدان انقلاب، «ادغام روزافزون زندگی انسان [ایرانی] در سازوکار و محاسبهٔ قدرت! (۳)»، همراه با توانایی فنسالاران دیندار در تعیین شکل زیست سیاسی را بیان میکند. در همین راستا "فوکو" نگاشته: «من ایرانیها را در پاریس میشناختم، وقتی پس از "کشتار ۱۷ شهریور" به ایران وارد شدم، به خودم میگفتم که با شهری وحشتزده روبرو خواهم شد.
از ترس خبری نبود و حتی شجاعتشان بیشتر هم شده بود. مردم وقتی خطر را بی آن که رفع شده باشد پشت سر میگذارند شجاعتشان بیشتر میشود. مردم در انقلاب خطر مسلسلهایی را که همیشه در مقابلشان قرار داشت پشت سر گذارده بودند [و یکصدا میگفتند]: ما باید تشکیلات سیاسی، نظام اقتصادی و سیاست خارجی را تغییر دهیم. بهویژه باید خودمان، رابطهمان با دیگران و با خدا کاملاً تغییر کند.
در همینجا است که اسلام ایفای نقش میکند....
تکالیف و دستورهای اسلام جاذبه دارد؛ در این شیوه مذهب را به منزله نیرویی انقلابی زیست میکنند....
با بازگشت به تجربهای معنوی باید گفت که اسلام در ۱۹۷۸ روح یک جهان بیروح بود. دقیقاً نوری که در همهٔ مردم روشن بود و درعینحال همهٔ آنان را در خود غرق کرد.»...
کاش بخش مهمی از جامعهٔ علمی در تعطیلات تاریخ به سر نمیبرد!
خداییاش، اگر "گوته"در جریان حیات زیستهٔ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حضرت آقا قرار میگرفت، احتمالاً میگفت: «مکالمهای در ذهن خداست در آستانهٔ آفرینش جهان! (۴)» و اگر صداوسیما بهعنوانمثال از اندیشهورزی چون "بابک احمدی" نظر میخواست احیاناً پاسخ این بود:
«در حکم آینهای راستگو است از آداب زندگی»
ایضاً؛ اگر"جورج شوآب" رئیس کمیتهٔ ملی سیاست خارجی بهجای آمریکا در ایران بود، بدون تردید میگفت:
«او تأثیرگذارترین اندیشمند سیاسی صدسال اخیر (۵)و پدر ایدههای مهم سیاسی است. (۶)»
و با سند و مدرک نشان میداد:
«اگرچه دوستان و دشمنان وی بر سر هیچ مسئلهای با هم توافق ندارند، اما هر دو طرف درخشش و نبوغ او را تصدیق میکنند، وی یکی از برجستهترین چهرههای زمانهٔ ماست.»
"شو آب" بیتردید میپرسید:
مردی متبرک به فضیلت ایزدی که تجسم دوران است و مسافر جهان و سیاحتگر معنا! بهراستی کیست؟
«چرا او در [بخش مهمی از جامعه علمی] تا اینسان ناشناخته مانده است؟»
دریغ و درد که منطق درونی و چرایی این اگر و مگرها! در طول بیش از سه دهه تعطیلات تاریخ دانشگاه، کاملاً دود شد و به هوا رفت و شد آنچه نباید میشد.
|| دکتر سیدمهدی حسینی
سرنخ:
۱. فوکو؛ ایران روح یک جهان بیروح
۲. فوکو؛ ایرانیها چه رؤیایی در سر دارند؟
۳. آگامبن؛ همو ساکر
"قدرت حاکم و حیات برهنه"
۴. احمدی؛ حقیقت و زیبایی
۵. اشمیت؛ مفهوم امر سیاسی
۶. اشمیت؛ الهیات سیاسی
"چهار فصل در باب حاکمیت"

















