دوشنبه 27 مرداد 1404 , 11:00




سلامت روان در جنگ؛ باید با ترسهایمان روبرو شویم
به خانواده خود استرس وارد نکنیم. فضای خانه را برای کودکان خود دلهرهآور نکنیم. نباید مدام سرمان توی گوشی باشد یا هی از این کانال به آن کانال برای شنیدن اخبار جنگی بیشتر بگردیم. آیا میدانید همین یک کار چه اثرات جبرانناپذیری روی روان افراد میگذارد؟ اثراتی که...
فاش نیوز - من ترسوترین آدم در خانواده بودم؛ جوری که بچههای پنج ساله هم ترس مرا به رخم می کشیدند. آنها آرام از پشت سرم به من نزدیک میشدند و با صدایی بلند مرا میترساندند. مثلا دو شئی را به هم میکوبیدند یا جیغ میزدند. اما روزگار مرا به جایی رساند که باید تک و تنها بر ترسها فائق بیایم.
من میخواهم تجارب خود را با شما به اشتراک بگذارم. شاید بگویید، ترسو، تجارب تو برای ما که با رژیم جنایتکار اسرائیل در جنگ هستیم، بدرد نمیخورد. لازم است به شما عرض کنم من هم در جنگ هستم. جنگ من هم بر سر ارزشهاست. ما دو نوع جنگ داریم؛ جنگ سخت و جنگ نرم. من در دوران جنگ نرم هستم. جنگ نرم بر سر حفظ ارزشهای الهی و آرمان امام راحل و میراث شهداست. من از سی سال پیش این روزهای سخت را پیشبینی کرده بودم. اما از شما چهپنهان تدبیری اتخاذ نکردم. الان انجام راهکارها برای حفظ سلامت روانم سخت است؛ اما نشدنی نیست. خدا را شکر کارم به خوردن قرصهای جورواجور روانی نرسیده است.
ترسیدهام یک عمر از رویای بعد از تو
باید ولی با ترسهایم روبرو باشم
اما در هر دو نوع جنگ، مولفههایی که روی روان آدم اثر منفی میگذارد یکیست. من نکاتی به شما یاد میدهم، با هدف کاهش آسیبهای روانی و افزایش تابآوری فردی و اجتماعی در برابر بحرانهای جنگی.
اولین نکته این است که باید بدانید در دوران جنگ، لازم است هر انسان نهفقط مراقب جسم، بلکه روان خود باشد. در روزهای اخیر خبری شنیدم دال بر اینکه افراد ناشناس به شماره برخی ایرانیان زنگ زدهاند و از افراد خواستهاند در تهیه ذخیره آب و نان و مواد خوراکی و بهداشتی تعلل نکنند. این هشدار، شدیدترین آسیب روانی را ایجاد کرده است. همه احساس امنیت که تهیه مایحتاج نیست. ترس از کمبود مایحتاج نیست. شدیدترین ترس آن است که آن افراد مدام در یک لحظه بیقراری بهسر میبرند. منتظر روزی هستند که قحطی و کمیابی فرا برسد. همین زندگی کردن در ترس، به روان آدم آسیب میرساند.
تجربه خودم را در این زمینه بنویسم؛ اولین کاری که کردم اقلام مورد نیازم را تهیه کردم. حس خوبی داشتم. برای حداقل سه ماه خرید کرده بودم. تعدادی نان خریدم که برای ۱۵ روز کفایت میکرد. اما ترس گرسنگی بهتدریج جای خود را به ترسهای آسیبزننده به روان داد. من با هر صدایی سه متر از جا میپریدم. باورتان نمیشود اگر بگویم آن صداها چی بود؟ صداهایی که تا به آن موقع اصلا توجه نکرده بودم. آن صدای انبساط و انقباض وسایل پلاستیکی مثل بشکه آب یا نوشابه بود.
اولین کارم در روز دوم مرتب کردن وسایل بود. دیدم بشکهها با وجود اینکه دارای مایعات مختلف هستند اما در اثر فشار هوا فرو رفته شدهاند. مایعات را در ظروف شیشهای ریختم. من به هر صدایی حساس شده بودم. با این توضیحات اگر شما هم دقت کنید فرزندان کوچک شما و حتی همسربانو و سالمندان خانواده شما الان با هر صدایی تحریک می شوند.
من از شما میخواهم حداقل سه کار انجام دهید: ۱. در خانه با صدای بلند حرف نزنید. ۲. مثل من وسایل پر صدا را از خانه خارج کنید ۳. هنگام باز و بسته کردن درها یا جابهجایی اشیا دقت کنید.
به این ترسهای بعد از بمباران اختلال استرس پس از سانحه «PTSD» میگویند. من هم دچار استرسهای پس از سانحه زیادی هستم. برای حفظ سلامت روانتان در دوران جنگی باید این ترس را به چالش بکشید. مثلا ورزش کردن، پیادهروی، بازی کردن، رفتن به مهمانی، دیدن فیلم خندهدار و کتابخواندن نمونهای از دهها کاری است که میتوانید انجام دهید.
من هم چند کار برای کنترل این ترسها انجام می دهم. یکی گلکاری است. کاش بودید و گلهای مرا میدیدید. کتاب صوتی گوش میکنم. کتابهایی که درباره دفاع مقدس و رزمندگان اسلام است. همزادپنداری واقعی، به انسان حس شجاعت و قوت ایمان میدهد. مهمتر از اینها نوشتن است؛ مثلا مثل حالا که این توصیهها را برای سایت فاش نیوز مینویسم و مغز شما را تلیت میکنم.
خلاصه بدن خود را با انجام فعالیتهای سازنده آرام کن تا ذهن شما آرام شود و افکار بیمارگونه ناشی از ترس سراغتان نیاید. البته در مواجهه بابچهها باید خوشسلیقهتر بود. الان باید وقت بیشتری با بچهها بگذرانید. برایشان کتاب بخوانید؛ با آنها بیشتر بازی کنید؛ زندگینامه شهدای کم سن و سال تاریخ اسلام مثل"حضرت رقیه"، "حضرت قاسم" ، "حضرت علی اصغر" و "دو طفلان جناب مسلم" را برایشان تعریف کنید.
"عمیر بن ابی وقاص"، یکی از نوجوانهایی است که در جنگ بدر با اشک و التماس، اجازه حضور در جنگ را از لبان مبارک پیامبر(ص) گرفت. او برادر سعد بن ابی وقاص است که که در روز جنگ بدر توسط عمرو بن عبدودّ به شهادت رسید.
من از درون سینه خبر دارم از خانههای خونین، از قصهی عروسک خونآلود، از انفجار مغز سری کوچک بر بالشی که مملو رویاهاست - رویای کودکانهی شیرین -، از آن شب سیاه، آن شب که در غبار، مردی به روی جوی خیابان خم بود؛ با چشمهای سرخ و هراسان، دنبال دست دیگر خود میگشت. باور کنید.
لطفا توصیههای مرا جدی بگیرید. پژوهشهای مختلفی درپایان جنگها انجام گرفته که عوارض ترس و استرس دوران جنگ را بررسی کردهاند. افسردگی پس از زایمان، خودکشی، استرس و اضطراب، تنگی نفس، درد عضلانی و مفاصل، سردردهای میگرنی، اختلالات گوارشی، ریزش مو، دشواری در تمرکز حافظه و آلزایمر، نمونهای از عوارض آسیب روانی در دوران جنگ است.
ترسهای کودکان زخمهای عمیق روانی دارد. شبها کابوسهای عجیب و غریب میبیند. از تنهایی ترس دارد. از حرکتهای توهمی و تخیلی در خانه صحبت میکند. پرخاشگری یا گوشهگیری شدید دارد. دورتر از کودکان هم سن خود صحبت میکند و با بقیه روابط اجتماعی برقرار میکند.
ترسهای شدید کودکان را در اولین سال رفتن به پیشدبستانی و مدرسه دیدهاید. اختلالات یادگیری در این دانش آموزان زیاد است. یکی دیگر از کارهایی که ترس با بدن میکند این است که توانایی عملکرد را مختل کند. سیستم عصبی را ضعیف میکند. لرزش دست و پا میگیریم. به دنبال آن یا یهویی میافتیم زمین و دست و پایمان میشکند و یا اینکه چنان دست و پاچلفتی میشویم که مدام ظروف گرانقیمت(جهیزیه حاجیه خانم) را به فنا میدهیم و هاج و واج بالای سر تکههای پول پول شده یک ظرف کریستال یا پریکس میایستیم. نکته بعدی که باید توجه کنید این است که شنیدن نگرانی دائمی درباره مرگ خود یا خانواده واقعا نفسگیر است.
حالا تعریف از خود نباشد؛ من از مرگ بهدست شقیترین آدمها نمیترسم. بالاخره جنگ است. یکی از صدمات جنگ، شهید شدن است. اما این چیزها را که نمیشود به کودکان حالی کرد. پس چه بکنیم؟ بهترین راه این است که خبرها را از رسانههای معتبر پیگیری کنیم. آیا در جنگ با اسرائیل جنایتکار خبر شهادت برخی از افراد روح و روان ما را آزرده نکرد، اما ساعتی بعد خبر تکذیب شد؟ خیلی خبرهای دیگر تکذیب شدند. لذا نباید سایه نگرانی ناشی از شهادت اطرافیان بر شانههای ما سنگینی کند.
ما باید برای شنیدن اخبار جنگ قانون داشته باشیم. پدافند رسانهای خود را بکار بیندازیم. نباید هر خبری را باور کنیم. نباید هر خبری را گوش کنیم. نباید هر خبری را از این گروه به آن گروه ارسال کنید.
"سلامت روان در جنگ" اما این چیزها را که نمیشود به سادگی به کودکان حالی کرد؛ جز اینکه ما باید برای شنیدن اخبار جنگ قانون داشته باشیم. پدافند رسانهای خود را بهکار بیندازیم. نباید هر خبری را باور کنیم. نباید هر خبری را گوش کنیم. نباید هر خبری را از این گروه به آن گروه ارسال کنیم و آخر سر بفهمیم مسئولین آن را تکذیب کردهاند.
پس به خانواده خود استرس وارد نکنیم. فضای خانه را برای کودکان خود دلهرهآور نکنیم. نباید مدام سرمان توی گوشی باشد یا هی از این کانال به آن کانال برای شنیدن اخبار جنگی بیشتر بگردیم. آیا میدانید همین یک کار چه اثرات جبرانناپذیری روی روان افراد میگذارد؟ اثراتی که تا آخر عمرش پاک نمیشود! بالاخره تجربه هشت سال جنگ تحمیلی با دست خالی را داریم. جنگ شهرها را پشت سر گذاشتیم. اخبار محدود و گزیده باعث میشود که به جای ترس از سایه مرگ به کارهای موثرتر برسیم.
من یک سوال دارم، آیا مردم آمریکا که به زعم خودشان قدرت برتر هستند، در جنگ کشته نمیشوند؟ آیا آنها روزی سران قدرتطلب خود را به محاکمه کشیدند که چرا با جنگ افروزی بچههای ما را به کشتن میدهید؟ پس با یک حساب دو دو تا چهارتا به این نتیجه میرسیم که ما میراثدار نهضت امام حسین(ع) هستیم و نباید در مقابل دشمن و زیادهخواهیهایش کوتاه بیاییم. آیا نشنیدید در کشورهایی که محل جولان ابرقدرتی مثل آمریکا هستند زنان و دختران هر بار مورد آزار سربازان آمریکایی قرار میگیرند؟ آیا شجاعانه در مقابل این نابشرها بایستیم بهتر است یا تن به خفت قوانینی مثل کاپیتولاسیون بدهیم؟
گفته میشود در شرایط استرسزا از خوردن نوشیدنیهای کافئیندار مثل چای و قهوه خودداری کنیم. توصیه من در این مورد این است که خوردن نوشیدنی کافئیندار روی هم یکسان اثر نمیگذارد. مثلا من تجربه کردم یک نوع نسکافه میخورم که بلافاصله به خواب عمیق میروم؛ ولی نوع دیگر مرا بیخواب میکند. البته چقدر خوردن این نسکافه و چای و قهوه هم اثر دارد. به هر حال پژوهشهای دانشمندان را جدی بگیریم. از زیاده روی در خوردن این نوشیدنیها پرهیز کنیم.
آخرین توصیه من این است که برای شما آرزوی سلامتی و عبور با موفقیت از این جنگ تحمیلی فعلی در رویارویی با اسرائیل را دارم؛ هرچند که پشت سر او باز تمام ابرقدرتهای دنیا هستند. اسرائیل را مثل صدام به جان ما و مسلمانان منطقه انداختهاند. اما هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست. من این انرژی را با تمام وجود درک کردهام. با این حال اگر شدت ترس شما از فکر کردن به عواقب جنگ خیلی زیاد شده، حتما با یک مشاور حاذق صحبت کنید.
در شگفتم از صداقت، مهربانی در سخن
ای مشاور بر نوای جان فزایت آفرین
خسته و درماندهایم از ناملایمهای دهر
بر صدای تازه و مشکلگشایت آفرین
|| امضا محفوظ
ما هم توی بیمارستان کار کردیم . کارورزی و کارآموزی . خداشاهده برای ممتاز شدن بهترین کار ارائه می دادیم . ولی مردم که پول یامفت دارن ، می گن اینا طرحی هستند . نترسید
بروید بیمارستان های آموزشی . نگذارید یه پوسیدگی ساده کارش به جای باریک برسد


















جنگ ترس ندارد مرگ یک بار شیون یکبار
اما اضطراب و استرس اجاره خانه های معوقه و بیکاری و فکر و خیال و اضطراب های ناشی از آن از هزاران جنگ بدتر است
من به هیچ وجه اداره بنیاد شهید و امور ایثارگران را نمیبخشم و روز قیامت یقه تمام مسئولین آن را خواهم گرفت
با فوق لیسانس یک شغل ندارم یک بیمه ندارم پول ندارم فرزندم را دندانپزشکی ببرم