شناسه خبر : 125319
شنبه 23 خرداد 1405 , 11:46
اشتراک گذاری در :

پاکستان میان فرصت ژئوپلیتیک و تله‌های راهبردی

فاش نیوز - تحرکات اخیر پاکستان در عرصه دیپلماسی منطقه‌ای، به‌ویژه تلاش برای ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا، بار دیگر این پرسش را در برابر ناظران قرار داده است که آیا اسلام‌آباد در حال تبدیل شدن به یک قدرت میانجی مؤثر در غرب آسیاست یا صرفاً می‌کوشد از دل بحران‌های منطقه‌ای برای جبران ضعف‌های اقتصادی و امنیتی خود بهره‌برداری کند؟

در یادداشت «پاکستان در میانه صلح و بحران»، تصویری نسبتاً منسجم از تلاش اسلام‌آباد برای بازتعریف جایگاه منطقه‌ای خود ارائه شده است. در آن تحلیل، نقش ارتش پاکستان و شخص فیلد مارشال عاصم منیر در پیشبرد ابتکارات دیپلماتیک برجسته شده و انگیزه‌های این کشور ترکیبی از ضرورت‌های امنیتی، نیازهای اقتصادی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی دانسته شده است. با این حال، برای درک دقیق‌تر پیامدهای این تحول، باید چند متغیر مهم دیگر را نیز به معادله افزود.

نخستین متغیر مغفول، جایگاه چین در این فرآیند است. پاکستان طی دو دهه اخیر بیش از هر زمان دیگری به سرمایه‌گذاری‌های راهبردی پکن وابسته شده است. کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) نه تنها ستون اصلی برنامه توسعه اقتصادی اسلام‌آباد به شمار می‌رود، بلکه مهم‌ترین پشتوانه ژئوپلیتیکی این کشور در برابر فشارهای غرب نیز محسوب می‌شود. از این رو، هرگونه نقش‌آفرینی پاکستان در فرآیندی که در نهایت به کاهش تنش میان ایران و آمریکا منجر شود، ناگزیر باید از منظر منافع چین نیز ارزیابی شود. این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است که آیا پکن از ایفای چنین نقشی توسط شریک راهبردی خود حمایت می‌کند یا آن را گامی در جهت تقویت نفوذ آمریکا در محیط پیرامونی چین می‌داند.

دومین متغیر، سیاست داخلی پاکستان است؛ عاملی که اغلب در تحلیل‌های سیاست خارجی این کشور نادیده گرفته می‌شود. واقعیت آن است که در پاکستان، مرز میان سیاست داخلی و خارجی همواره مبهم بوده است. ارتش نه تنها بازیگر اصلی امنیت ملی بلکه یکی از تعیین‌کنندگان جهت‌گیری سیاست خارجی است. در چنین شرایطی، افزایش نقش ارتش در فرآیندهای دیپلماتیک ممکن است در کوتاه‌مدت کارآمد به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند شکاف میان نهادهای مدنی و نظامی را عمیق‌تر کند. تجربه تاریخی پاکستان نشان داده است که هرگاه سیاست خارجی بیش از اندازه به نهادهای امنیتی وابسته شده، بی‌ثباتی سیاسی داخلی نیز افزایش یافته است.

سومین مسئله، واکنش هند به این تحول است. هرگونه ارتقای جایگاه منطقه‌ای پاکستان، از نگاه دهلی نو یک چالش مستقیم تلقی می‌شود. هند در سال‌های اخیر کوشیده است با تکیه بر قدرت اقتصادی، همکاری‌های راهبردی با آمریکا و حضور فعال در اقیانوس هند، موازنه قدرت را به سود خود تغییر دهد. بنابراین بعید است افزایش نقش پاکستان در معادلات منطقه‌ای بدون پاسخ باقی بماند. فعال‌تر شدن کریدور شمال ـ جنوب، توسعه بیشتر بندر چابهار، گسترش همکاری‌های دفاعی هند با فرانسه و رژیم صهیونیستی و تلاش برای کاهش وابستگی به بازار آمریکا، بخشی از گزینه‌های پیش روی دهلی نو خواهد بود.

اما شاید مهم‌ترین ضعف هرگونه راهبرد بلندپروازانه پاکستان، در افغانستان نهفته باشد. طی دهه‌های گذشته، سیاست‌گذاران پاکستانی طالبان را ابزاری برای تأمین عمق راهبردی در برابر هند می‌دانستند. امروز همان ابزار به یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی اسلام‌آباد تبدیل شده است. طالبان افغانستان دیگر یک نیروی وابسته یا تابع نیست؛ بلکه حکومتی است که منافع مستقل خود را دنبال می‌کند. حمایت این گروه از تحریک طالبان پاکستان و اختلافات مرزی فزاینده میان دو کشور نشان می‌دهد که سیاست سنتی اسلام‌آباد در قبال افغانستان به بن‌بست رسیده است.

در چنین شرایطی، پاکستان با یک پارادوکس راهبردی مواجه است. این کشور از یک سو می‌کوشد در سطح منطقه‌ای به عنوان میانجی صلح و بازیگری مسئولیت‌پذیر شناخته شود و از سوی دیگر با بحران‌هایی دست به گریبان است که ریشه بخشی از آن‌ها در سیاست‌های امنیتی گذشته خود اسلام‌آباد قرار دارد. موفقیت در نقش جدید، مستلزم آن است که پاکستان بتواند این تناقض را مدیریت کند.

در سطح منطقه‌ای نیز پیامدهای این تحول فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا خواهد بود. ارتقای جایگاه پاکستان می‌تواند موجب بازآرایی نقش بازیگران سنتی میانجی همچون عمان و قطر شود و همزمان رقابت‌های ژئوپلیتیکی جدیدی را میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رقم بزند. همچنین، نزدیکی بیشتر پاکستان به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ممکن است به شکل‌گیری همکاری‌های دفاعی و امنیتی گسترده‌تری منجر شود که آثار آن بر موازنه قدرت منطقه‌ای قابل توجه خواهد بود.

جمع‌بندی این که، پاکستان در آستانه یک فرصت تاریخی قرار گرفته است. ایفای نقش در کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند این کشور را از حاشیه به متن تحولات ژئوپلیتیکی منتقل کند. اما این فرصت به همان اندازه که می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای جایگاه پاکستان باشد، در صورت نادیده گرفتن واقعیت‌های افغانستان، حساسیت‌های هند و ملاحظات قدرت‌های بزرگی چون چین، می‌تواند به یک تله راهبردی نیز تبدیل شود. آینده نشان خواهد داد که آیا اسلام‌آباد قادر است میان جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای و الزامات امنیت داخلی توازن برقرار کند یا خیر.

|| علی‌رضا رجائی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi