شناسه خبر : 125164
دوشنبه 11 خرداد 1405 , 10:47
اشتراک گذاری در :

دل‌نوشته‌ای از سر درد و دلتنگی

 فاش نیوز - بنام مهربان‌ترین مهربانان؛ دلم را شکست... آن که هیچ‌گاه راضی به شکستن دلش نبودم و هنوز هم نیستم...

 سلام بر دوستان، هم‌زمان و عزیزان دل؛ تقدیر چنین رقم زده است که در طول سال، چند نوبت بار سفر درمانی به تهران را بر دوش بکشم! سفری که برای بسیاری شاید رنج‌آور باشد، اما برای من سال‌هاست به بخشی از زندگی بدل شده است.
 درد، هم‌سفر دیرینه من است! تنجش‌ها(اسپاسم‌ها)ی عصبی، تیک‌های دردناک، شب‌های بی‌قرار بیمارستان، دوری از خانه و خانواده و خاطره زخم‌هایی که هنوز پس از سال‌ها با انسان سخن می‌گویند.
 و چه می‌توان کرد جز آنکه به رضای خداوند دل سپرد و این‌همه را با صبوری پذیرفت؟
 هنوز قصه زندگی ما به پایان نرسیده است!
 هنوز در گوشه‌ای از این سرزمین نفس می‌کشیم و هرازچندگاه این نفس‌ها از میان خاطرات تلخ روزگار و زخم‌های کهنه عبور می‌کنند.
 و هنوز گاهی خبر پر کشیدن یکی از هم‌رزمان، داغی تازه بر دل‌هایمان می‌نشاند.
 از همین رو، هرگاه عازم تهران می‌شوم ترجیح می‌دهم بی‌هیاهو بروم و بی‌صدا بازگردم؛
 نه از سر بی‌مهری! بلکه ازآن‌رو که نمی‌خواهم عزیزی به‌خاطر من درگیر ترافیک، فاصله، گرفتاری‌های زندگی و دشواری‌های روزمره شود.
 بااین‌حال، برخی دوستان باخبر می‌شوند، تماسی می‌گیرند، پیامی می‌فرستند، دعایی می‌کنند و گاهی حتی خود را به بیمارستان می‌رسانند.
 این محبت‌ها را هرگز فراموش نخواهم کرد و همواره قدردانشان هستم.
 اما در میان همه این مِهرها، گاهی سکوت‌هایی نیز هست... سکوت کسانی که گمان می‌کردم از هر چیز به من نزدیک‌تراند!
 کسانی که می‌دانستند در تهرانم، اما نه پیامی آمد و نه احوالی پرسیده شد. اعتراف می‌کنم که این سکوت، گاه ذهنم را به هزار سو می‌کشاند.
 با خود می‌گویم، شاید دلخوری‌ای هست که از آن بی‌خبرم...
 شاید حرفی یا رفتاری از من، ناخواسته خاطر عزیزی را آزرده است...
 شاید هم مشغله‌های زندگی مجال نداده است...
 و در نهایت، همه این شایدها را به خدا می‌سپارم.
 امروز دیگر انتظاری ندارم! اما ای‌کاش اگر دلخوری‌ای بوده و یا هست، گفته می‌شد.
 ای‌کاش پیش از آنکه دیر شود، حرف‌ها میان دل‌ها جاری گردد؛ که اگر خطایی از این کم‌ترین سرزده و یا دلی را شکسته‌ام، عذر تقصیر کنم و حلالیت بطلبم؛ چرا که خوب می‌دانم روزی خواهد رسید که دیگر خبری از این شماره، این تخت بیمارستان و این نفس‌های خسته نخواهد بود؛ روزی که شاید پیام‌های تسلیت فراوان برسد و حقیقت این است که هیچ تسلیتی جای یک احوالپرسیِ به‌موقع، یک تماس کوتاه یا یک «حالت چطور است؟» را نخواهد گرفت.
 و «گاهی عمیق‌ترین دل‌شکستگی‌ها نه از دشمنی است، که از سکوتِ کسانی می‌آید که انتظارِ صدایشان را داری.»

 بااین‌همه، به حرمت خون پاک شهیدان و به احترام همه سال‌های رفاقت و همدلی، شهادت می‌دهم که از هیچ‌کس دلگیر نیستم و برای هیچ احدی جز خیروبرکت نمی‌خواهم.
 دوستان عزیزم، ذهم‌رزمان بزرگوارم و همه کسانی که روزی در مسیر زندگی‌ام همراه بوده‌اند!
 بدانید که همچنان دوستتان دارم و برای سلامتی‌تان، برای موفقیت و عاقبت‌به‌خیری‌تان دست به دعا برمی‌دارم و از خداوند مهربان می‌خواهم سایه محبت، آرامش و عزت را همواره بر زندگی شما مستدام بدارد. ان‌شاءالله

|| علی‌رضا ضابطی سیستان

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi